خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

آخرین مطالب

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کامبیز حسینی» ثبت شده است

بعضی وقتا حس میکنم این کامبیز حسینی و من همزمان داریم به یه چیزی فکر میکنیم!! شاید خنده تون بگیره.

سه چهار روز قبل میخواستم از نفر دومی که توی سیستم ایران ازش حالم به هم میخوره صحبت کنم (اولی که مموتی احمدی نژاد هست)

اکبر هاشمی رفسنجانی!

میخواستم بگم این آدم موزی و مرموز و به قول بنی صدر مرد همیشه در پرده، یواشکی هم ملت رو چاپید هم دولت رو هم همه چیز رو

هم رفراندومی که هیچ وقت برگزار نشد رو به مردم قالب کرد هم رهبر تعیین کرد همم تهش میخواست در جرگه آدمای خوب تاریخ بره.

این آدم بسیار موزی بود.


این میدونین چقدر تو کانادا پولی شویی کرد؟


جالبه که کامبیز همین هفته اومد کلا درباره این آدم حرف زد

پسر تو توی منی مگه؟!


بسم الله!!


امروز ازون روزاست که توی ذهنم میمونه

امروز برای اولین بار توی کانادا، بعد از یه سال با دوستم رفتم استخر

کلاس میریم

استادمون یه پسر هست که احتمال میدم از ما جوونتر باشه

4 تا دختریم و 3 تا پسر

خیلی حال داد

یه ساعتی توی آب بودیم و هشت بار غرق شدم حداقل. اینجا آبهاش عمیقتر هست توی استخر و به درد عمه ت میخوره هرچی یاد گرفتی توی ایران و ما هم از level 2 شروع کردیم، یعنی میشه لول مبتدی ولی برای کسانی که توی آب راحت هستن.


روز خوبی بود

فکرای خوبی با دوستم به سرمون زد

اون دختر خیلی خوبیه.


درباره آینده مون حرف زدیم


این رست یر ریپورتو میخوام امشب یا فردا سابمیت کنم دارم میمیرم

قفسه سینه ام و روی قلبم و دست چپم درد داره نمیدونم به خاطر شنا هست یا عصبیه ولی مهم نیست چون بلاخره تحت فشارم دیگه.


چند روز قبل به دراز گفتم که پسر خیلی خوبی هست و قطعا به خاطر تلاش و پشتکار و شخصیتش تحسینش میکنم ولی برای اینکه رابطه رو باهاش ادامه بدم باید باهاش صحبت کنم اون طفلکم پیام داد که صحبت کنیم پس!

خیلی قلدره و خیلی زورگو و بداخلاق ولی قلبش مهربونه، پشت اون صدای کلفتش یه مهربونی داره.

قشنگ معلومه یه دختر قوی دوست داره که جلوش موم باشه. هرچی بگه دختره اول یه ذره ساکت بمونه بعد بگه باشه. چند بار بهش گفتم دوست ندارم که بهم زور بگی. قلدره دوست داره دختری که ازش خوشش میاد زور بگه بهش. مردای سیبیل دار قلدر ایرانی دیدین؟ عین اوناس فقط سیبیل نداره.

حالا ببینیم چی میشه.

ریز ریز بریم جلو ببینیم به کجا میرسه من که کلا برای هیچ چیزی عجله ندارم. دارم زندگیمو میکنم و شوهر هم نیاز ندارم.

ولی قشنگ معلومه وقتی دیده نمیتونه شاخم رو بشکنه رفته فکراشو کرده گفته فعلا راضی میشم بعد دختره رو قشنگ Submissive میکنمش و هرچی بگم بعدها میگه چشم. خبر نداره که اون کسی که همیشه اسیر میشه و حس میکنه که اسیر کرده، اون پسر هست! دختره ظاهرا اسیر میشه ولی در باطن پسر هست که اسیر شده و دل داده. البته این هنوز به اون مرحله دلدادگی نرسیده کلا 2 بار سکس کردیم چه دلدادگی ای آخه. ولی به هر حال من ازادش گذاشتم که بره. و اگه خواست که برگرده بهش گفتم که باید با هم صحبت کنیم. یعنی بعد از دومین رابطه مون بهش گفتم من برای اینکه جلو برم توی این رابطه نیاز دارم بهش یه مسئله ای که از طرفش اذیتم کرده رو بگم و حلش کنیم یا میتونه بره. من کاری بهش ندارم و فرض میکنم کلا ندیدمش و همین فراموش میکنم. نرفت. گفت اکی هرچی هست بگو. خودش میدونه که از رابطه جنسیم تا الان باهاش راضی بودم و خب بقیه ش قابل حله، خب اونم میاد جلو. پسره دیگه پسرا دوست دارن واسه سکس هر کاری بکنن. منم دوست دارم ولی براش هر کاری نمیکنم. والا اینقدر جفتمون گرفتاریم هر هفته یه بار به زور میشه! دوست دارم بیشترش کنم ولی گرفتاریم. ممکنه کمترم بشه، بشه هر ده روز. نمیدونم. خودش گرفتاره ها. یعنی نگاش میکنم میگم تو چرا نا نداری هیچوقت؟


امروز ازین tampon ها استفاده کردم برای استخر.


tampon



اول میکنی توی شکمت

بعدش یواشکی اون پلاستیکو

و همه چیزو جذب میکنه.


روز خوبی بود امروزمو واقعا دوست داشتم

هفته قبل رفتیم با هم خونه ایام و دوستاشون یه رستوران غذاهای دریایی؟

خیلی خوش گذشت

این هفته قرار بود بریم بیرون بهم گفتن که 3 تا دختر جدید میان و منم که دوست دارم جمع های دخترونه برم

به هم خونه ایم گفتم الان میگی؟!! که من باید فرست یر ریپورتمو سابمیت کنم؟! خلاصه هفته دیگه میریم بیرون دوباره. اینبار با دخترا.


دخترا و ادمایی که از ایران زنگ میزنن و کمک میخوان باهاشون صحبت که میکنم میان منو توی لینکداین ادد میکنن

خب معلومه منو گوگل میکنن پیدا میکنن

تو همون لحظه اول

من همین کارو با جدی کردم (البته همه نشونی های دیگه شو داشتم و اینجوری نبود یهو گوگلش کنم خودشو میشناختم و...) و بهم میگه پیدا کردن لینکداین من کار گشتاخانه ای بود! خیلی برای من عجیبه. من این رو یه جور احترام به مخاطبم فرض میکنم. من تاو وقتی طرفمو نشناسم و ازش خوشم نیاد به هر دلیلی، گوگلش نمیکنم مگه بخوام بشناسمش و مطمئن بشم که خطرناک نیست که در اون صورت به خودش میگم که دارم گوگلش میکنم، که با این پسره کردم.

من امروز با لی مثلا صحبت میکنم

و بهش علاقمند تر میشم و وقتی فامیلیش و اسمش رو میدونم و مشخصاتشو و رشته شو و... در واقع همه چی رو، خب توی لینکداینم همونا هست به جز اون که نیست. میرم توی لنیکداین رسمی کانکت میشم که به اصطلاح این دوستی رو رسمی کنم. آخه این کجاش بد هست. اینجوری نبوده که عین فضولا برم انقدر گوگل کنم جدی جدی کانادا جدی که پیداش کنم.

هنوز نمیفهمم. 

یه دوره ای جدیمو دوست داشتم و براش میجنگیدم. به خودم میگفتم تو به جدیت ایمان داری؟ خب وقتی میگه با کسی وارد رابطه نشو، نشو! الان نه، الان دیگه انگار نیست توی این دنیا. حس میکنم میخوام زندگیمو به روش خودم، هرچند غلط، اداره کنم. خیلی محتاطانه عمل کنم و اهسته برم جلو، ولی یه کاری بکنم.

حس میکنم بزودی سکته میکنم.

من سکته اولمو وقتی کردم که تمام کارامو با دقت و ظرافت عجیی به سر انجام خوب رسوندم ولی خب قبل ازون به خاطر فشارهای شدید دیگه ضربه هه زده شده بود.

من تو تمام مدت اپلای و ... اصلا گریه نکردم. ولی وقتی ویزام اومد توی دستم بهش نگاه کردم و دلم گرفت در حالی که باید خوشحال میبودم.

امیدوارم سکته نکنم.

  • یه آدم

بسم الله!!


یادتونه داشتم غر میزدم تو یکی از پستهام که ملت همه چی رو ربط میدن به سکسیست و فمینیست بودن و... و کلا معنیشو هم نمیفهمن؟!!


من اینو سه چهار روز قبل نوشتم!!


همین الان پادکست پارادوکس کامبیز رسید


من اینو شروع کردم به گوش کردم


اونم تا حدی همین حرفای منو تکرار کرده!!!


بسم الله!!



تله پاتی!!


اینجاست

دور و بر دقیقه 4 تا شش



پارادوکس 



  • یه آدم

لی دقیقا با حرفات موافقم، 


عقده، خشم های خفته توی صدای کامبیز حسینی داره فوران میکنه.

ولی آخه خودشم اینا رو اعتراف میکنه همیشه.


از طرفی من خودمم اونجوریم.

هر روز با خودم میجنگم که اون اخلاقای داغونی که به خاطر بودن توی اون سیستم مسموم گرفتم رو دور کنم از خودم.


الان متوحه شدم چرا در نگاه اول جدی کپییییییییی کامبیز حسینی به نظرم اومد :)



کلنگ حال میکنی کوتاه کوتاه مینویسم؟!!

:)

  • یه آدم

از خنده هوا رفتم


نمیری کامبیز


این قسمت 41 پارادوکسو حتما گوش کنین:


پارادوکس قسمت 41


اگه سخته کانکت شدن به ساوند کلاود

اینم دانلود مستقیمه براتون از همین سایت گرفتم میذارم اینجا


پارادوکس 41-کامبیز حسینی



دریافت


این درباره محمود احمدی نژاد و.. هست


فکر کن

اولش گفت احمدی و بقیایی و مشایی کاست بیرون دادن

با توه به سفیه بودن و احمق بودن مموتی گفتم بعید نیست ازین کارای "خاص" بکنن


بعد فهمیدم بابا اینطوری نبوده که آهنگ بذارن توی بک گراند و اینا بخونن!! 

اینا صحبت کردن

این دیوونه برداشته الکی با مسخره بازی اینا رو کاست کرده!


نمیری کامبیز


من شاید بگم 20 بار گوشش کردم فقط خندیدم!



من کارای کامبیزو همه رو تایید نمیکنم


اولا که جلوی خیلی از جرم و جنایتای جهان فقط ساکت میمونه و هیج کاری نمیکنه

بعدم گیر دادن و انتقاد کردن کار آسونیه


ولی گیرای خوبی میده لامصب!


دیوونه گند زد به آهنگای همه خواننده ها و مخصوصا ابی! اون ستاره های سربیش!

خل!

وقتی اونو گوش کنم بعد ازین شروع میکنم به خنده


اونجا که میگه شهرام شب پره پشت اندی-کوروس بود اون عالییییییییییییییییییی بود



دیشب تو سوپرمارکت گوش میکردم میخندیدم 

مردم از خنده!

مردم!


کامبیز نمیری


بچه ها حتما گوشش کنین حتی اگه از کامبیز خوشتون نمیاد

منم ازش صد در صد که خوشم نمیاد.


ولی این پادکست واقعاااااااااااااا باید شنیده بشه!

  • یه آدم

اول از همه

بچه ها

اینو گوش کنین:


کامبیز حسینی-پارادوکس


این تمام حرفای نگفته من درباره مدل حرف زدن ایرانیا، اینکه همیشه میگن این کار ما نیستا، ما میر فلان شرکتیم! ما فوق لیسانس فلان داریم! هرچی انجام میدیم هرچی گوش میکنیم، میگیم لیاقت ما بهتر ازیناست... خدایا من این پادکستو همین الان وقتی آفیسم داشتم گوش میکردم گفتم این همه حرفامو زد!!!

نمیری کامبیز!!


اینی که میخوام براتون بگم


شامل تمام human being میشه


بعدا کاملش میکنم



اکی برگشتم


اینکه تمام آدمها

به ذات خودشون

در مقابل تغییر، در مقابل آینده ای که پیش بینی نشده، مقاومت دارن.


برای همین هست که آدما از مرگ میترسن

چون بسیار غیرقابل پیش بینیه.

برای همینه که میخوان هر جور شده

بیشتر زندگی کنن

علیل و ذلیل و پیر بشن ولی زندگی کنن...






  • یه آدم

این اپیزود 32 پارادوکس کامبیز حسینی

اسمش هست تنهایی سیاسی نیست


درباره چیه؟!


کامبیز میگه


من اونجا پشت کامپیوتر نشستم


پیاماتونو میخونم


تو تابستون خیلی پیام گرفتم با این مضمون:

که ای خدا

از دست این اخوندا

بدبخت شدیم

و..

این چه وضعشه

کامبیز

دلم گرفته!


بعد گفت از چند تاشون پرسیدم چته؟ چرا؟


گفت تنهایی!



بعد برگشت گفت

عزیزان من

من قبول دارم که سیسات هر کشوری

نوع حکومتش

اثر خیلی زیادی داره روی مردم

ولی بخدا تنهایی شما یه بخش اعظمش تقصیر آخوندا نیست


دیگه تنهایی دست خودتونه


نشستین کنج خونه دارین غر میزنین


تنها بودن مستقل از سیاسته تا حدی

مستقل از نوع رژیم میتونه باشه تا حدی

تنهایی رو خیلیا تو همین شهر ما نیویورک همین بغل گوش ما تجربه میکنن

تنهایی مستقل از ایران و خارجه فکر نکنین هرکی خارجه تنها نیست.


ولی هرکی که مخشو کار میندازه

هرکی که به خیلی مسائل فکر میکنه، تا حد زیادی تنهاست



دوستان من

کامبیز حسینی این یه موردو درست میگه!


درست میگه!



منم خارجم

منم تنهام


دوست پیدا میکنی


ولی تا حدی تنها هستی

اگه تنها نبودم اینجا نمینوشتم

اگه فکر نمیکردم، ایجا نمینوشتم

منم خارج

همیشه پسرا بهم مسج میدن

شیطونی میکنن

وسوسه م میکنن که باهاشون سکس کنم

از هم دانشگاهیم که یه پسر کانادایی بلوند چشم آبیه بگیر تا پسری که تو داون تاون باشگاه داره

تا پسری که توی دپارتمان مهندسیه


ولی باهاشون نمیپرم

میدونین چرا؟


چون بودنشون با نبودنشون فرقی نداره!


بودن یه نفر با نبودنش باید فرق داشته باشه

اگه کسی بودن و نبودنش به حال شما فرقی ایجاد نمیکنه و بودنش حتی باعث آزار میشه، نباشه تو زندگیتون بهتره

اینجوری تنها بودن خیلیم میچسبه...


در کل فکر نکنین ملت همه تو خارج با همن و ایرانیا تنهان.


منم دوست های خوب دارم، ولی تنهاییای خودمو دارم و گاهی حتی دوست ندارم با هیچی عوضش کنم.

حال میده.


همین!




الان جدی فوری میگه این کجاش شبیه منههههههههههه همش میگی این کپی توئه؟!


بخدا شبیهته!!


بخدا!!

یادت هست کت و شلوار تنت بود و کراوات و سر کار بودی داشتیم صحبت میکردیم؟!

کپپپپپپپپپپپپپپپپپپ این بودی!


حتی چشماش عینننننننننننن توئه!

منتها این پسره خدا سال از تو بزرگتره

قیافه ش افت کرده

این ددی پولدار نداشته مثل تو بچه بالا شهر نبوده مثل تو لوس بزرگ نشده

فرق داره با تو


این قیافه ش یکمی بیشتر افت کرده

ولی در کل یه چند سالی از تو بزگرتره طبیعیه یکمی قیافه ش افت کرده باشه...


این یه دونه حرف کامبیز حسینی رو گوش کنیم



پی نوشت: بچه ها این قنبری نصر آبادی یه مدته کامنت نمیده نگرانم براش!

  • یه آدم

من این پادکستو شاید بگم 5 بار گوشش کردم:


در ساعت پنج عصر-173


یادمه یه دوره ای،

دادستان تهران نیروی ویژه فرستاده بود که به حجاب پرستاران، در بیمارستان (حالا مطب دکتر و درمونگاه باشه باز به جهنم) حین جراحی، حین تمیز کردن بیماران رسیدگی کنن.


لامصب زیر تیغ جراحی هم با دیدن پرستار تحریک میشه!

وقتی پرستار داره بهش آمپول میزنه (مثلا یارو 70 سالشه هشت بار سکته قلبی کرده و بار نهمشه و بیمارستانه و پرستار داره امپول مبزنه) باز تحریک میشه!!!

لامصبتو ببر خب! با چاقو کوتاش کن چرا افتادی به جون مردم!


***


یادمه

چندین ماه قبل وقتی اینجا نوشتم که رای دادن به روحانی بیهوده هست و کلا نباید رای داد،

یه عده اومدن محترمانه نظر دادن دم اونها گرم. ممنونم.


یه دختری پسری (فکر کنم اسمش نل بود) هرچی از دهنش دراومده بود بهم گفته بود که تو چقدر احمقی که....


نل عزیز، الان مملکت گل و بلبل شده؟! روحانی تغییری ایجاد کرد؟

نخواستیم اصلاحات، نخواستیم دموکراسی اصا

روحانی تونست کوچیکترین تغییری ایجاد کنه؟


واقعا مردم ایران چرا همیشه در صحنه ان؟!


چرا ما بدبختیم؟


الان دلار قیمتش بالاتر رفته روحتون شاد شده؟


بازم میرین خیابون بریزین بگین روحانی روحانی؟



ملت همیشه در صحنه!

  • یه آدم