خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نحوه رئیس جمهور شدن در ایران» ثبت شده است

پریروز داشتم به دوستم (دختره) میگفتم که ما میتونستیم جای اینا باشیم:



میتونستیم معتاد باشیم

فاحشه باشیم

کنار خیابون بخوابیم


اگه نیستیم دلیل بر خاص بودن و خفن بودنمون نیست

یکمی تلاش کردیم، توی right time خانواده هرکس، کمکمون کرده

ایران کشوریه که تو به سرعت زندگیت میتونه عوض بشه هم از زندگی خوب به بد برسی هم از بد به خوب.


فکر خیلی مشغول این جور زن ها میشه بچه ها

تو کانادا هر آدمی هر دختری ساپورت داره و نیازی ندارن این جوری زندگی کنن

ولی ایران اینجوری نیست


توی ایران بعضی آدما واقعا مجبورن تن فروشی کنن

هر مردی بیاد کثافتشو بریزه توی اینا و بره و اینا برای دوزار نون تن بدن به هر کاری، معتاد بشن و...


راستی فحشا خانه های مشهد رو دیدین؟



برای زائرای عرب اینا رو استخدام میکنن.


تو کانادا ممکنه تو یه دخترو پیدا کنی که فاحشه هست! برای دل خودش! دوست داره به همه بده! حالا مشکلات روحی داره یا هرچی

دوست داره اونجوری زندگی کنه


ولی توی ایران با توجه به اون فرهنگ و اون محوریت خانواده و مذهب خیلی احتمالش کمه کسی اینو برای عشق و حال کنه


اون دختری که توی اون عکس میبینین احساس داره

دوست داره زندگی کنه

درس بخونه

ازدواج کنه

بچه بیاره

دوست داره وقت پریودیش بشینه توی خونه خودش

مادرش براش چایی دم کنه


نه مثل یه اشغال گوشه یه خراب شده ای بکپه.



از سیاست متنفرم.


زندگی بازی دشواری است.


بیشتر ازون از مردی متنفرم که به این زنها فکر نمیکنه.

مردی که واقعا آدم هست باید ته ذهنش هر شب موقع خواب دو دقیقه به این فکر کنه که الان این زنها، یا مردای کارتون خواب یا تن فروش چیکار میکنن؟



  • یه آدم

بچه ها من هیچوقت، تو این یه سال و چند روز، توی این کشور اینقدر غمگین نبودم که الان هستم.

مرگ کارکنای این کشتی تمام روانمن رو افسرده کرد یعنی اینقدررررررررر دپرشن گرفته منو که حس میکنم فقط دوست دارم بمیرم.

هیچوقت اینقدر بی هدفی محض رو تجربه نکردم تو این کشور که الان دارم میکنم امروز.

باورتون نمیشه دیگه اینقدر قفسه سینه و قلبم درد داره که کاملا بی تفاوت شدم واقعا حس میکنم بزودی سکته میکنم.

چه روز بدی هست امروز!

جلوی چشم مسئولین بی کفایت کشور من 32 نفر از دنیا رفتن و سوختن

جلوی چشم پدر و مادراشون

با پرچم پاناما

لعنت به تحریم

لعنت به تو حسن روحانی

الان باز هم میگین به روحانی رای میدیم؟

دیدین روحانی از همه رئیس جمهور های قبلی کثیف تر از آب دراومد؟


بعد اون کشتی چینیه با بار یونجه و لوبیاش همه خدمه ش نجات پیدا کردن، پرده دختراشونم پاره نشد حتی

بعد خدمه معصوم این کشتی از بین رفتن

خدایا

کجای دلم بذارم؟

کجا ببرم این غصه رو خدایا؟


چقدر بلا برای ما میفرستی؟


به کی بگم دردمو؟


خدایا تو واقعا وجود نداری. اگه بودی اینجوری نمیشد.

انگار واقعا همه کشورها دست به دست هم دادن که ایران کامل از بین بره این تنها نتیجه گیری من هست

اتفاقا اصلا هم مسئلین آسیب نمیبینن

شما ببینین شاهرودی با چه سرعتی رسید ایران و هیچ اتفاقیم براش نیفتاد


بچه ها به شدتتتتتتتت قلبم درد داره به شدت تهوع دارم

حس میکنم بزودی سکته دوممو میزنم واقعا عصبی شدم

دیگه اینقدر عصبانیم و ناراحت به خاطر این کشتی که دیگه بی خیال دارم میشم

واقعا حس میکنم دارم میمیرم!


این از دستشون برمیاد:

دستگیری لیدر


ولی نرفتن به کشتی بدبخت کمک کنن

بعدم گفتن کارکناش از اول سوختن تو همون جرقه اول

تو همون جرقه اول گوز هم از کون کسی درنمیاد چه سوختنی؟

یه ملت تماشا کردن مرگ این بنده خداها رو 

اون زن و شوهر بدبخت با هم سوختن

من یکی از دوستام زیست دریا خونده

شوهرش هم نیروی دریایی

با هم سفر میکنن همیشه

میگفت به ما مریم اجازه نمین بقیه کشورها که تو ساحلاشون دو دقیقه استراحت کنیم

بعد اینا میان موفق میشن لیدر بگیرن

خدایا به شدت وجود نداری

اگه داشتی یه کاری میکردی

من واقعا دارم سکته میکنم انگار!

  • یه آدم

یکی از بزرگترین دغدغه های من

این بچه ها بودن و هستن



محمد همیشه میگفت مریم، بین تو و من و اینا هیچچچچچچچچچ فرقی نیست. یعنی مام میتونستیم اینجوری بشیم. از بخت بد اینا اینجوری شدن.




من از نزدیک با این بچه ها حرف زدم

چون دوست محمد (دختری که محمدو خیلیییییییی دوست داشت، ممد اسکلم همیشه میگفت مریم این منو دوست داره، اگه با من میای باید تظاهر کنی خواهرزاده می! منم میگفتم اکی who cares? ) یه موسسه حمایت ازینا داشت و اینا رو از همه جا جمع میکرد. هم اینا رو، هم بچه های بدسرپرست رو مثل اونایی که پدر و مادر معتاد دارن

و یکی از کارایی که لامصب میکرد! کمک به زن های فاحشه بود

میگفت مریم تو نمیفهمی

در نگاه اول این زنها خیلیییییی عوضی هستن

ولی اگه ازون گروهی که واقعا به خاطر بیماری های روحی یا آسیب رسوندن به یه زندگی مشترک یا هرچی مثل اون رفتن سراغ اینکارا، صرف نظر کنیم، این گروه واقعا بیچاره ان.

باورتون نمیشه

اینا رو جمع میکرد

بهشون کار میداد

یا طلاقیا رو

یا اونایی که شوهراشون از دنیا رفته بودن

یعنی تو نگاه میکردی این زنهای رنگ کرده رو

در نگاه اول من فکر کردم محمد چقدر کثیفه! که اینا رو میاره و باهاشون حرف میزنه و براشون پول جمع میکنه و بهشون زندگی میده

بعدها دیدم بابا این آدم آخرشه

خیلی باید جیگر داشته باشی که با یه مشت دختر و پسر بیست و سی ساله اینا رو از سطح شهر جمع کنی و کمکشون کنی

یادمه یه زنی بهش زنگ زد

محمد باهاش حرف زد

من اون موقع ها دیگه خودمم کمکش میکردم که این آدما رو پیدا کنه بهشون کار بده

گفت فعلا هیچ کاری نمیکنم

حس میکنم خانومه فاحشه هست و احتمالا درامد کافی داره و فقط میخواد شیطونی کنه

اتفاقا حدسش غلط بود :) و بعد ازون تا یه ماه سلام کثیف الذهن صداش میزدم.

در کل بچه ها اگه اینا رو کنار خیابون میبینین ازشون نترسین

اینا آدمن

ما نمیدونیم فردا چی میاره

شاید من بچه اوردم، مردم! و بچه من به هر دلیلی خیابانی شد

ما نمیدونیم هر آدمی چه بک گراندی داشته

منم ازینا میترسیدم

من تو میدون تجریش اینا رو میدیدم و با دوستام فرار میکردم

یه بار وقتی محمد دید منو 

آورد منو نشوند

گفت اینا آدمهای ترسناکی نیستن

اینم دلایل

و من بعد ازون حس کردم محمد درست میگه

آرزومه یه روزی دست این بچه ها رو بگیرم

یکی از شاگردای محمد دو تا ازینا رو تحت سرپرستی گرفت و یکیشون میخواست دکتر شه و اون یکی وکیل و همش درس میخوندن

یکیشون ناراحتی عصبی داشت

در کل

میخوام بگم اینا آدمن

اگه اینا رو میبینین جایی نترسین

اینا گشنه ان گاهی وقتا

تقریبا توی 98 درصد موارد برای باندها کار میکنن، اینا پول نمیخوان، به اینا غذا بدین اگه میبینینشون.

براشون غذا بخرین

این کاری بود که ما میکردیم


اگه وضع مالیتون خوبه اینا روبکشونین بیرون و بهشون پناه بدین

خدا رو خوش میاد

امیدوارم یه روزی برگردم کشورم و برای مردمم کاری کنم

اینجام میشه کرد

ولی در کل کشور آدم یه جوریه که بهش تعلق خاطر داری

یا مردم خاورمیانه

در کل هر جا هرجا

من بعد از بودن با محمد

نگاهم به زن های فاحشه عوض شد

نگاهم قبلش نفرت و ترحم داشت

بعد ازون حس کردم بابا!! شاید منم یه روزی مثل اونا میشدم اگه یه بچه گشنه داشتم، بی پدر و مادر بودم

واسه همین بود که محمد شبا موقع خواب شیش متر پهن میشد و با خیال راحت میخوابید

چون در طول روز یه بخشی از برنامه ش کمک به این آدمها بود

این کارش رو خیلی دوست داشتم

میگفت من شوالیه م

من دوستامو میبرم اینجور جاها

این بچه ها رو کمک میکنن

و بدینسان پول و رفاه از پولدارا منتقل میشه به فقیرا

درستم میگفت

دخترا همیشه عاشقش میشدن و خب براش هرکاری میکردن


یه بار بهم گفت

گاهی وقتا فاحشه ها واقعا از نداری فاحشه میشن

بوی کباب میخوره به بچشون

بچه میچسبه بهشون که منم کباب میخوام

و هر روز هر روز وقتی تکرار میشه این قضیه، بلاخره یه روز تسلیم میشن.


نیست مردم ما و مخصوصا مردهای ما خیلی بامرامن توی ایراان، نامردها حتی با اینا میخوابیدن و بهشون پول درست و درمون نمیدادن


من بعد از خوابیدنم با این پسره یه لحظه گفتم مریم! تو از سر خوش خوشون خوابیدی با این یارو

میفهمی که توی ایران یه عده به پول این سکس وابسته ان؟

خاک تو سرت!

در کل نمیگم با هیج کس نخوابید! منظورم اینه که گاهی وقتا زن بیچاره بدنش رو میفروشه و یه چیز اضافی رو توی بدنش تحمل میکنه (فقط یه زن اون حس رو درک میکنه، هیچ مردی نمیفهمه مگر تن فروشی کرده باشه) که بتونه پول غذای بچه شو فراهم کنه و مردهای عوضی ایرانی اون رو هم به زن نمیدن

تف میندازن و میرن

یه بخشی از اون حس بسیاررررررر بدی که منو میگیره همین حس هست که درباره زن های ایران و بچه های ایران سراغم میاد


یا این:




دقت کنین

این آدم، زن هست...




بچه ها اینا دور نیستن از ماها


فردا معلوم نیست

واقعا معلوم نیست فردا چی میاره


یه لحظه خودمونو جای اینا بذاریم


برنامه گذاشتم بعد از فرست یر ریپورتم، برم توی دو انجمن "فقر" و "حقوق بشر" کار کنم.


مخصوصا فقر

فقر خیلی مد نظرمه



محمد همیشه میگفت:

پولداری به آدم ممکنه فرهنگ، شانس دیدن آدمای درست و درمون و خیلی چیزا رو بده

ولی فقر حتما تو رو درنده میکنه و بعدش اسمتو میذارن بی فرهنگ، بعدش وحشی، بعدش از جامعه طردت میکنن


امیدوارم انقدر زنده بمونم که این روزا رو ببینم

اگه این قلب بذاره


واقعا آرزومه کاری کنم


آدمی ساخته افکار خویش است


خدا رو چه دیدین شاید کارای بزرگی کردم توی این زمینه.


:)

  • یه آدم

لی

منم همینو میگم


تهرانیا فقط فکر خودشونن

چون درامدشون بالاست

میگن خب ولشششش به ما چه

بذار شهرستانیا بمیرن.

ما خوش باشیم کافیه.


دیگه ازین حالت بی بخارتر و بی خاصیت تر داریم؟


بگذریم.

تا وقتی آدم پاشو تو کفش تک تک آدمها نذاشته نباید بشینه همه رو جمع ببنده.

ولی در کل

اگر مردم پایتخت ما بخار داشتن خیلی وضعیت ما متفاوت تر ازین میشد.



اینا رو ول کنین


یه کاری که این روحانی کرد


این بود که اعتماد آدم حسابیای مملکت رو هم جلب کرد و بعدش یهو دروغ گو از آب دراومد!!!


که خیلی شوکه کننده بود!!


روحانی از اول هم دروغگو بود


روحانی بود که حجاب رو ایده اجباری شدنش رو داد.



تو این وسط

اون زلزله ها

و همین طور حضور پروفسور محمود احمدی نژاد هم موثره.


چون مموتی از ترس زندون و همینطور به خاطر اعتماد به نفس بالا چپ و راست داره فحش میده همه مسئولین رو.

  • یه آدم

مردم ایران

و مردم کرد کشور

همیشه باعث میشن من داغون بشم. چرا؟

بنده خداها از ازل، از ازل، بهشون ظلم شد.


الان داشتم فیلم مامورایی که با ماشین های آب پاش بهشون حمله میکردن و اونا کردی صحبت میکردن رو میدیدم


دلم آتیش گرفت


خدایا ازت خواهش میکنم قهرتو به جوش بیار


جون هرکی دوست داری


بزن کل کره زمینو نابود کن اصلا مهم نیست دیگه هیچی.


دیگه بسه این همه بی عدالتی و لجن و فساد 


من نمیفهمم این مامورای انتظامی

بسیج

هرکسی

هر قومی


اینا توی همین ایران بزرگ شدن


اینا آدمن

این شکنجه گرای توی زندونا اصلا

اینا چجوری دلشون میاد روی مردمی که حرف حق میزنن گاز فلفل و نمیدونم هزار تا کوفت بپاشن.


نمیدونم اینا سر چه سفره ای نشستن.


نمیفهمم.


یکیش پسر داییمه. پسر داییم رو کاملا میدونم که چجوری بزرگ شد. پدر و مادر خوب و دلسوزی داره.

من حس میکم بعضی چیزا ژنتیکین. و ضمنا به محیط هم بستگی دارن پسر دایی من تو یه محیط (نه خانواده، خانواده ش خیلی خوبن) خشن بزرگ شد (مثل همه پسرای ایران) و دوست داشت خودشو نشون بده.

ولی بعضیا اونجوری نمیشن.

نمیدونم.


بگذریم.



دم مردم گیلان و مازندران و خراسان 1 و 2 و 3 گرم!

حاللللللللللل کردم!



تهرانیام مثل بی بخارا فعلا دارن تماشا میکنن. چون کلا به جز ادعا، دزدی، کلاه سر این و اون گذاشتن که چیزی بلد نیستن.

واقعا کاش ما تهران و تهرانی رو روی نقضه نداشتیم. کاش مال یه کشور دیگه میبود. 

آدم حسابیم داریما.

ولی بیتشر مردمش نق نقو و کلاه بردارن متاسفانه.


اون عده ای هم که میریزن تو خیابونا همیشه دانشجوها هستن و بقیه که از شهرهای دیگه مهاجرت کردن.

تهرانیا عملا چغندر محسوب میشن.

طفلک ستار بهشتی


دم ملت ایران گرم.


دلم برای کردها سوخت.


خدایا

کره زمین رو خاموش کن!


این تنها درخواست من از تو هست.


ظلم و فساد و کثافت کاری دیگه بسه.


خیلی ممنونم ازت.


امضا: مریم.


  • یه آدم

چند روز قبل


وقتی داشتم توی آزمایشگاه تی ایی میکردم

...

خب اول یکمی براتون توضیح بدم که تی ایی چیه و چجوریه


تی ای، مخفف teaching assistant هست.

یعنی میری کلاس، آزمایشگاه، و کمک میکنی دانشجوها بهتر درسو متوجه بشن.

مثلا تمرین حل میکنی، یا اشکالاشون رفع میکنی، یا توتوریال ران میکنی و...



تی ای شدن توی ازمایشگاه یکمی قضیه ش فرق داره،

تو این ازمایشگاهها،

25 تا سی تا دانشجو رو میسپرن به تو، همشونم یا سال اولن! یا سال دومو تازه استارت زدن!

و نمیفهمن دماسنج چیه، heater چی هست و...


هر روز 5 تا چیزو میشکنن، نمیفهمن که آتیش میسوزونه و...


تو باید به اینا اول درس بدی، بعد آزمایش رو با کمک تو انجام میدن.



بعد از تی ایی کردن، یه دانشجوی Graduate به یه جسد تبدیل میشه


چون هم بسیار کار سختیه 

هم حالی کردن اون ازمایش به بچه های که هیچی نمیدونه وحشتناکه

هم تعداد دانشجوها زیاده

هم زمان کم هست


حالا، از بخت خوش چون من درس دادن رو دوست دارم، این تی ایی با اینکه خسته کننده هست (چون بعدش باید ریپورتهاشونم تصحیح کنیم، بعد ازون باید مراقب امتجان بمونیم) و نون ما عملا از سنگ درمیاد، ولی بهم خوش میگذره.

چند روز قبل (نمیدونم نوشتمش یا نه)

اون کسی که مسئول ازمایشگاههای کل دپارتمان هست اومده بود بازدید (هر جلسه معمولا 6 نفر میان بازدید، جدا جدا که هم ببینن ما چطوری کار میکنیم هم اینکه اگه اتفاقی بیفته کمک کنن)

همون موقع من درگیر یکی از فسقلیا بودم، داشتم سه جزء رو از هم جدا میکردم و یادش میدادم که همینکارو بکنه و دستشو بیخودی با آتیش نسوزونه

معمولا بچه ها همزان آدمو صدا میزنن مثلا میبینی 10 نفر گیرن! داد میزنن مریم مریم کمک!!!

بعد که کارم تموم شد بدو بدو رفتم سراغ بقیه fumehood ها، بعد دیدم ظاهرا همه چی اکی هست، با صدای بلند گفتم کی به کمک نیاز داره؟!

بعد یکی دستشو بلند کرد رفتم سمتش، کارم اونجام تموم شد بعد باز پرسیدم کسی سوالی داره؟


این رئیسه به شوخی دستشو بلند کرد! خنده ام گرفت گفتم ای بابا وسط کار اینم خوشمزه شده. بعد خندید و رفت.


اومدم بیرون بعد از تموم شدن آزمایشگاه

اومد سراغم 

گفت من برام یه سوالی ایجاد شده.


گفتم بفرمایین


گفت تو تو زندگیت هیچ مشکلی نداری؟ همه چیت گل و بلبله؟

گفتم والا بستگی داره چحوری نگاه کنی


گفت آخه تو همیشه لبخند میزنی

تو بدترین شرایط 

امروز 10 نفر داشتن جیغ میزدن مریم مریم

تو همچنان لبخند میزدی و میدوئیدی سمتشون

من خیلی تعجب کردم

اینجا بچه ها تنفر دارن از تی ای شدن تو چجوری میتونی لبخند بزنی؟


بهش گفتم من درس دادنو دوست دارم، و خودمو همیشه میذارم جای این بچه ها، و میفهمم که به کمک نیاز دارن.

خب تقصیر اینا نیست هیچی، ازمایش جدیده براشون

چرا بیخودی عصبانی بشم؟

از طرفی من اینجا رو دوست دارم!


بچه ها


میدونین 

چیه

اینجا برای کمترین کاری که میکنی بهت پاداش میدن


من تو ایران همیشه لبخند روی لبم بود و همیشه مردم فکر میکردن یا من دختر بدی هستم، یا دارم نخ میدم به پسرا یا دارم کرم میریزم یا اسکلم، یا دیوانه ام، یا دخترا میگفتن اره بابا خره زیاد کار میکنه ازش کار بکشیم.


اینجا البته لبخند زدنام خیلی کنترل شده تر شده.


ولی حسی که دارن خیلی مثبت هست.


اگه این حس رو میخواین

بیاین کانادا

پشیمون نمیشین.


آدمای خوبین.

قضاوتت نمیکنن

بکننم ته دلشون نگه میدارن


من اینجا به خاطر نوع رفتارم بسیار تشویق شدم

از طرف آدمای honest 

بهم گفتن که با این رفتار حتما کار پیدا میکنم و آدم بزرگی میشم


و اتفاقا با وجود دانشجو بودنم و با اینکه دنبال کار نبودم ولی پیشنهاد کاری گرفتم.


اینجا ازین نظرات جای خوبی برای زندگی هست، اگه این اخلاق رو دارین.


***



هوا پاییزی شده از نوع خوشگلش


خیلی خوشگل شده....

ناز

دوست داشتنی!


:)


پی نوشت:

یه نگاهی به این وبلاگ بندازین!

http://itccanada.persianblog.ir/post/56/


نوشته چطوری در کانادا فورا ثروتمند شویم!


وقتی مایند ست مردم ما این هست، واقعا انتظار داریم پیشرفت کنیم؟!

فورا پولدار شدن

فورا پیشرفت کردن

فورا مهاجرت کردن

فورا دکترا گرفتن


واقعا توی کشوری مثل کانادا میشه فورا پولدار شد؟!


اتفاقا کانادا کشوریه که تو نمیتونی هرگز توش خیلی پولدار بشی.


وقتی مردم ما این رو طلب میکنن،

دزدا و کلاه بردارا هم همچین وبلاگایی درست میکنن و سرشون کلاه میذارن.


وقتی مردم ما خواهان پناهنده شدن توی کشورای دیکه ان و همشون فکر میکنن که دارن هدر میرن توی کشور و جاشون توی بهتر از این جاهاست، نتیجه همین میشه.

برای همینه همیشه میگم ایراد از ماست.


آره اموزش ما هم ایراد داره.

به ما اموزش داده نمیشه.


ولی آخه اونایی که اومدن رسیدن به درجات بالا، اونایی که شدن رئیس ما و یه شبه پولدار شدن هم همینن.


در نتیجه خانه از پای بست ویران است!

  • یه آدم

تجاوز به پسربچه‌ای معلول در یکی از محلات جنوب‌غرب تهران


احتمال میدم اینم یکی دیگه از آرمانهای انقلاب باشه.


+


جالبه که دارن از طرح حجاب برای معلولین رونمایی میکنن تو تهران.


بدبختا، خاک بر سرتون، خااااکککک، من که معلول نیستم، یکی اگه بهم دست بزنه تا سالها اثراتش با من میمونه (تا ابد)


به معلول تجاوز کردن، شما بی لیاقتا ساکت میمونین



بعد طرح حجاب برای معلولین راه میندازین؟!



میدونین


این مسئولان

این نماینده های مجلس

رئیس جمهور

همه همه


همین مموتی

الیباف

بقیایی

رسایی

از بالای مملکت، اون اولش تا آخرش، از همین مردم خودمونن دیگه


مردمی که اعدامدیدن تفریحشونه:


1


2


3


4


این!!!!


5

مامانم

یکی از خاطرات بچگیش

مربوط به اعدامه، تقریبا 18 ساله اینا بوده، 


تازه انقلاب شده بوده


میگفت داشتن یه عده رو اعدام میکردن

ما رو از طرف دبیرستان اجباری بردن برای تماشا (یکی دیگر از آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی)


بعد میگفت مادرای اون ادمایی که داشتن اعدام میشدن، غش کردن و سکته کردن، و مردم با سنگ زدنشون!!!!

(همون ملتی که انقلاب کردن)


بعد ما میگیم ما برتریم، ما سریم، ما کوروش، ما داریوش ما ابی ما بلا بلا بلا


خاک بر سر ما کنن


خاک بر سر اون تمدنی (حتی اگه 1 میلیون ساله باشه) که امثال ما ازون جا اومدیم بیرون و رشد کردیم.


خاک بر سر ما.



خاک.



خاک.



بزرگترین خواسته ام تو ایران این بود:

بچه نیارم.

نمیخواستم در بهترین حالت، یه بیچاره ای رو تحویل جامعه بدم که عذاب بکشه هر روز از بابت رنجها و ببدبختیا و در حالت معمولی بره تماشای اعدام.



خاک بر سر ما.



همین تجاوزگرا و دزدا و قاتلا رئیس جمهور میشن.


بچه ها خیلی عصبانیم!


خیلی ناراحتم.



میدونین، ما همیشه خودمونو جدا میکنیم

میگم احمدی نژاد بد بود،

این بده

اون بده

فلانی بده


رسایی بده


اون یکی بده


نمیدونم همه بدن


بابا اینا مردم خودمونن!


ما یه جا کوتاهی کردیم که اینا اومدن بیرون!



ما یه جا تنبلی کردیم که این بدبختا کنترل کشورو دستشون گرفتن.



ما ادمای خیلی زیاده خواه، تنبل و پرادعایی هستیم.



من پروسه رشد اینها رو دیدم.


همسایه مون، پسر داییم، خیلیای دیگه.


کل جامعه رو به زواله.



یکی از دوستان تو کامنتش نوشته من اشاره ای به روحانیوو خاتمی نکردم.


یعنی پست منو با دقت نمیخونین


همینجوری یه کامنت میذارین


من گفتم کل مملکت از بالا به پایینش

روحانی و خاتمی جزو کل مملکت نیستن؟


من گفتم رئیس جمهورا

اینا رئیس جمهور نیستن؟!


هممون داغونیم


حقمونه این شرایط.



شمام اول یه سه تا پست بخونین


بعد بیاین منو دعوا کنین


من تو پستهای دیگه م درباره اشکالات کانادا هم زیاد نوشتم.



اینم یکی دیگه از اخلاقای گند ماست


همیشه متخصص اظهار فضلیم



دو خط میخونیم میشیم متبحر در زمینه تفسیر کل زندگی طرف.



خاک بر سر ما.




  • یه آدم

قبلنا سیستم بیان بلاگ اینجوری بود:

تو مینوشتی من و دوست پسر   ....  م! که درجا میبستن وبلاگتو

مینوشتی ایدز

بسته میشد

میدومدن در خونت میبستنت میبردنت

یادمه یه ادمی به اسم ویار تکلم بارها وبلاگش بسته شد

الان یه ذره بهتره!!! نمیدونم شاید چون دم انتخاباته....

حالا هرچی!



اینو بخونین:

شاهکار لاریحانیون


یعنی اینطوری میشه:

مثلا یارو داره 200 کیلو مواد قاچاق میکنه که! پلیسا میگیرنش

میبرنش پلیس خونه

اونجا بهش میگن اقا با ما همکاری کن تا بگیم این ادم در حد میکروگرم قاچاق میکرده و اونم برای دوای کمردرد هفتگی نن جونش بوده تا اعدامت نکنیم یا میگی 4 تا کامیون 16 تنی مواد قاچاق میکردی.

بعد یارو میگه اکی قبول.

بعد میاد خوب زیراب میزنه خوب کار میکنه

بعد میاد ارتقا پیدا میکنه

میرسه به درجه شورای شهری

بعد میشه استاندار

بعد میشه شورای منطقه

بعد کم کم مشاور رییس جمهور

قبل همه یانام مثل مموتی شهردادر بوده

بعد میشه رئیس جمهور!!!!

بعد ما همچنان عین هویجا داریم فقط نق میزنیم.

اینه مملکت سربازان گمنام امام زمان.


تو حسیم که دارم تصمیمات مهمی برای زندگیم میگیرم.

دعام کنین.


یکمی ناراحتم

از خودم

نه چون دم پریودمه

نه

چون تو زندگیم خیلی وقتا به ادما (یکیش جدی) بهایی دادم که سزاوارش نبودن (و deserve نمیکردن)

چون پرروشون کردم....


بگذریم....


براتون یه دونه اهنگ میذارم

تو برنامه پارادوکس کامبیز گوشش کردم و خوشم اومد.

کامبیز پولتیکش از پارازیتش پخته تر و قشنگ تر بود. در ساعت 5 عضیرشم اکی بود. قشنگ بود.

ولی این برنامه یکمی بی کیفیته.

هر روز داره بی کیفیت تر میشه برنامه های کامبیز.

از نظر دور شدن از هدفش میگم.

وگرنه به عنوان یه برنامه روزمره و تفریحی قشنگه.

از طرفی چون پرسپولیسیه خیلی 6 تا 6 تا میکنه  این در شان یه برنامه نیست. درست نیست. کار خزی هست.


ولی در کل بعضی وقتا حرفای قشنگی میزنه...


امیدوارم یا برنامه های کامبیز بهتر شه یا یه جایگزین خوب پیدا کنم....


فردا سراغ من بیا


  • یه آدم