خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مردم کشور من» ثبت شده است

ادامه پست قبلیم


خلاصه 

آدما همینجورین...

این وسطا یه عده رو همیشه داریم که خلاف امواج دارن شنا میکنن


با اینکه میدونن که سخته، ولی میرن جلو و ازون safe zone خارج میشن

از اون محدود امن و امان و اون ساحل زندگی میپرن توی دریا

ریسک میکنن


ولی بقیه جهان اینجوری نیستن



همه سخنرانهای خوبین


مامان و بابای من و همه مامان باباها میگن آدم نباید گلدون باشه بچسبه به خونه

ولی تو اگه بخوای از خونه بیای بیرون

باید با اینا هزار سال بحث کنی اخرم قانع نمیشن! که تو بری!

وقتی میای

یه سال میگذره

پیشرفت میکنی


میگن بله! ما گفتیم بهش که بره!


من احدی از عمه و عمو و بقیه کمکم نکردن که هیچ

یه عالمه سنگ هم انداختن

یادمه عمه بزرگم گریه میکرد (ازون گریه های تمساح) میگفت تو نباید خارج بری

تو باید زن پسر من شی

تو بری خارج همش بهت تجاوز میکنن (من یه ساله اینجام و نه با کسی حوصله دارم بخوابم نه کسی تجاوز کرد بهم اتفاقا بهترین رفتارها رو هم با من کردن)

نمیدونم تو بری مامان بابات دق میکنن در حالی که از وقتی اومدم اینجا مامان بابام دارن یه ریز پز میدن منو به همه!


خلاصه اینجوری

ولی از وقتی اومدم

همین عمه بزرگم میگفت من خودم مریمو نصیحت کردم بره!!!


کانادام همینه


تو کانادا


همه مردم عاشق رفتن به دانشگاه ام آی تی و تورنتو و مگ گیل هستن


ولی

1. ملت تنبلن، نمیتونن اونقدر تلاش کنن که برن اونجا و قبول شن

2. ملت حال ندارن برن یه شهر دیگه! میخوان همون شهر خودشون بمونن، حمایت خانواده و بقیه ور داشته باشن، همین جا یه اتاق بگیرن که بتونن مستقل شن و همش مادر پدرو نبینن و سکس کنن و بلاخره یه مدت الواتی کنن و علافی که بلاخره جوونی هم بکنن


میخوام بدونین

که اینجام همینه


اینجا اتفاقا بدتره!

کاناداییا رو خیلی محتاط بزرگ میکنن مخصوصا پسرها رو

عین دخترای ایران!!!

:)


ولی چون به اینا یه عالمه وام میده و همش حمایت میکنه و یه نظم و قانونی گذاشته و مردم مجبورن رعایت کنن، زیاد بهشون این قضیه صدمه نمیزنه و میتونن همونجوری زندگی کنن تا بمیرن!

:)


باز ایرانیا ریسک میکنن

از کشور بیرون میان

داخل ایران حتی ایرانیا خیلی ریسک ها میکنن...


خلاصه اینجوری


ولی دلیلی که باعث شد من اینا رو بنویسم


اینه که

تمام دخترا و پسرای فامیل من

همه شون

هم عشق اومدن به خارج دارن

هم همش مینالن که امکانات نیست که بیان خارج!

هم میگن هیچ کس نیست که راهنماییشون کنه

هم میگن وضع ایران خرابه نمیشه موند و پیشرفت کرد


من اومدم یه کاری کردم

اومدم به هرکی که بهم گفت موارد بالا مانعشن

گفتم من کمکش میکنم! راهنماییش میکنم مو به مو، که بیاد خارج یا به خواسته هاش برسه.

و گفتم که خودشون باید تلاش کنن

ولی اون راهی که من رفتم و خیلی وقتا نتیجه نداد و راه صدم مثلا نتیجه میداد رو کمکشون کنم که برسون بهش و این راهها رو نرن.

اولش یه عده گفتن ما فعلا آمادگی نداریم!

سه چهار سال طول میکشه ما فکر کنیم بیایم اونور فعلا بذار کار کنیم هرچیم من اصرار کردم قبول نکردن!

یه عده گفتن ما میایم! گفتم عالی! عالی! شروع کردم به کمک کردن، به وقت گرفتن دانشنامه که رسید! که حساب کتاب کنن باید چجوری نامه بیکاری بگیرن یا چطوری آزاد کنن مدرکو، گفتن نمیشه!

با خیلیا اخر هفته ها صحبت کردم

همه گفتن آره کار میکنیم شدید

سه چهار هفته

هر آخر هفته بهشون پیام دادم

گفتم بذار پیگیری کنم

که به اصطلاح چک کنم ببینم سوالی چیزی دارن!؟

گفتن آره کار میکنیم


من باز پیگیری کردم

سه چهار هفته بعد ازون

آقا اینا بی خیال شدن رفتن!


:)


جالبه

من تمامممممممم اطلاعاتمو در اختیار اینا قرار میدم


جالبه جدی همیشه (به عنوان حامی) میزد شخصیتیمو له و لورده میکرد و میگفت نه الان پیام نده فلان..


من به اینا هر چی بلدم رو گفتم

ریز به ریز


ول کردن همشون!


یکی گفت من میخوام ارشد بخونم یکی گفت نمیدونم سخته اون یکی گفت من میخوام نزدیک مامانم باشم هرکی یه چیزی گفت فرار کردن.


میخوام بگم

ملت اینجورین.



  • یه آدم

اول از همه

بچه ها

اینو گوش کنین:


کامبیز حسینی-پارادوکس


این تمام حرفای نگفته من درباره مدل حرف زدن ایرانیا، اینکه همیشه میگن این کار ما نیستا، ما میر فلان شرکتیم! ما فوق لیسانس فلان داریم! هرچی انجام میدیم هرچی گوش میکنیم، میگیم لیاقت ما بهتر ازیناست... خدایا من این پادکستو همین الان وقتی آفیسم داشتم گوش میکردم گفتم این همه حرفامو زد!!!

نمیری کامبیز!!


اینی که میخوام براتون بگم


شامل تمام human being میشه


بعدا کاملش میکنم



اکی برگشتم


اینکه تمام آدمها

به ذات خودشون

در مقابل تغییر، در مقابل آینده ای که پیش بینی نشده، مقاومت دارن.


برای همین هست که آدما از مرگ میترسن

چون بسیار غیرقابل پیش بینیه.

برای همینه که میخوان هر جور شده

بیشتر زندگی کنن

علیل و ذلیل و پیر بشن ولی زندگی کنن...






  • یه آدم

Warning:

این پست شامل قاط زدنهای نویسنده ش هست.

اگه اعصاب ندارین

نخونین!

با تشکر

امضا: پرچونه


***


چند روز پیش


با یکی از بچه ها که اروپا درس میخونه (یکی از بهترین دانشگاههاش) و تازه رفته اروپا

و میخواد بیاد اینجا

داشتیم با هم صحبت میکردیم

برگشت یه سری قوانین من دراوردی از کانادا گفت

مثلا: تو نمیتونی پی ار بگیری وقتی که دانشجو هستی در حالی که این کاملا غلط هست.

و خیلی چیزای دیگه

و برگشت یه چیز دیگه گفت

گفت آره وقتی کسی دکترا میگیره، برای کار پیدا کردن و اینا حتما over qualified میشه.


بهش گفتم

تو میدونی اور کوالیفاید به کی میگن؟


گفت آره، وقتی دکترا میگیری کار پیدا نمیشه برات. میی اور کوالیفاید


گفتم میدونی چرا اورکوالیفاید میشی؟

دیدم بابا این هیچی نمیدونه

یه چیزی شنیده برای خودش... همینجوری تکرارش میکنه


انگار این ایرانیا و غیر ایرانیایی که دانشگاه ما الان درس میخونن همه ماشالا نابغه ان و اور کوالیفاید...

تعریف اور کوالیفاید این چرت و پرتا نیست بچه ها

بعدا براتون میگم اور کوالیاید به کی میگن


دختره نمیره بشینه یه گوگل کنه

ببینه به کی اورکوالیفاید میگن


منم که دارم تعریف درست رو ارائه میکنم داره مقاومت میکنه میگه صمد استادمون (اسمش واقعا صمد هست و من الکی اسم نمیذارم) میگفت نه اینجوری نیست اونجوریه.


یعنی ملت ایران غرق در توهماتن

همین کارا رو کردیم

نصف خاورمیانه از دستمون پرید

همه خاورمیانه غرق در یه نااگهی و یه تظاهر به همه چیز دونستن هستن


این رفیق منم اینجا داشت میگفت من با این دکترام اورکوالیفاید هستم

این دختر خاورمیانه ایم میگفت اینو


اره جون عمه هاتون هر دوتون اورکوالیفاید میشین

نه انگلیسی بلدن

نه سواد دارن تو رشته شون

نه اخلاق دارن

نه پروفشنال هستن


نه کالچر رو میدونن

نه میدونن کانکشن چیه


نه اونقدر کانادا و کلا این وورکشاپ های مخصوص بچه های اینترنشنال رو قابل میدونن که برن آموزش ببینن


بعدم میگن ما اورکوالیفاید شدیم


آره جون عمه ت.


میخواستم بنویسم آره جون ننه ت

گفتم الان جدی میگه دختره دیگه ته بی ادبیه


جدی عصبانیم


حالا عصبانییتم به این چیزا محدود نمیشه


دیروز


داشتم تو واتس اپ پیام میدادم


یه دختر داریم ما

اصالتا هندیه


ولی اینجا بزرگ شده


خیلی پرحرفه

بچه احساساتی ای هست

ولی بالیووده

من فهمیدم که هندیا تقریبا بیشترشون احساساتی و فیلم هندین


شاگردامم اینجورین


احساساتین

پسراشون شدیدا شیطنت دارن

با اینکه از من خیلی کوچیکترن ولی خیلی شیطنت های عجیبی دارن


من ادب بیشتر پسرای کانادایی رو دوست دارم

حد خودشونو میدونن


ولی همین هندیا اینجا به دنیا اومدن و بزرگ شدن ولی فرهنگشون اینقدر فرق داره!!!

خیلی عجیبن اصلا باید ببینین

خیلی


خلاصه

دختره یهو اومد پرسید (همیشه ازین کارا میکنه) داری فارسی مینویسی

گفتم آره

گفت وای چه بانمک!

گفتم اکی


گفتم خیلی باید بانمک باشه

دیگه خسته شدم گفتم عزیزم نمکش به چیه

گفت هیچی همین که به یه زبون دیگه بنویسی!

گفتم اکی!


گفت باحاله که زبون مادریت فارسیه و...

بعد دقیقا خاطرم نیست چی گفت

ولی سوئیچ شد به این قضیه که آذربایجان بغل ایرانه


خلاصه برگشت گفت آذربایجان کجاست و من اسمشو نشنیدم

گفتم خب کاملا طبیعی هست


چون این کشورا تو محدوده اسیای مرکزی و خاورمیانه ان و خب انتظاری نیست که هر کی بدونه و همین که خاورمیانه رو میشناسی عالی هست

خلاصه سوئیچ شد (پرحرفه، اینقدر پرحرفه که من بهش میگم اگه اجازه بدی به کارام برسم) به اینکه سفر به خاورمیانه و...


برگشت گفت خاورمیانه کلا ناامنه وگرنه بد نیست ادم سفر کنه.


ازونجایی که من روی کلمه گخاورمیانه" حساسیت دارم و اجازه ندادم یکی بگه خاورمیانه کلا ناامنه و اون دو تای دیگه هم سرشون رو تکون بدن و تایید کننش (چون همینکارو کردن) و دختره گفت آره خاورمیانه ابدا جای سفر نداره.

گفتم ببین

اکی هست این تفکر تو برای من

چون مردم عادی غرب همینقدر میدونن


فقط اینکه میگی کل خاورمیانه ناامنه، این زیاد درست نیست، اره ما افغانستان و پاکستان داریم که هر روزکلی آدم توش کشته میشه ولی تصویر خاورمیانه یه مقداری متفاوته ازون چیز یکه عملا هست.

بعد موقع گفتن اینها من مطابق معمول داشتم لبخند همیشگیم رو میزدم

ازونجایی که این دختره خیلی بالیووده  و از طرفی هم بچه خوبیه و ازش خوشم میاد هم تو گروه خیلی حس غریبی داره و هیچ کس باهاش رابطه برقرارنمیکنه و از طرفی استاد اولین بار اینو سپرد دست من که بهش کار رو یاد بدم از طرفی ابدا دل به کار و درس نمیده

خلاصه برگشت گفت این مسئله اصلا خنده دار نیست، اینکه با لبخند میگی ر روز کلی ادم کشته میشن

گفتم

ببین

من میدونم این کانورسیشن دلخواه کاناداییا نیست

چون موضوعش گل و بلبل و پر از رقص و شادی نیست

ولی بحث اینه که خاورمیانه به خاطر موقعیت خاصش و به خاطر اینکه از اول توی جای جایش شهرنشینی و در واقع تجمعات بوده، همیشه و همیشه د رمعرض جنگ های داخلی و خارجی بوده

تو از یه ایرانی و از یه افغان و یه پاسکتانی و یه عرب شصت ساله خاطره بخوای، توی همشون "جنگ"هست.

برای ما اینقدر این چیزا عادی شده که دیگه وقتی جنگ میشه ما حتی نمیشمریم تعداد کشته ها رو..

بهش گفتم ببین

ما ببچه بودیم

تلویزیونو روشن میکردیم

میگفت آمریکا گفته هفته دیگه حمله میکنم

همزمان توی منطقه به ما حمله میکردن

همزمان تو اروپا 10 تا کشور قوی همپیمان امریکا میشدن برای حمله به ما


تو تصویری از جنگ داری؟!

تو تابحال شده شب بخوابی صبح بیدار شی ببینی بابات داره نفت و گاز میخره برای جنگ اماده میشه...؟


تو تابحال تو صف نفت و گاز واسادی موقع جنگ؟


وقتی حس های منو تجربه نکردی

چرا منو قضاوت میکنی؟!


من وقتی ساینس دایرکتو acs که شماها فرت و فرت مقاله دانلود میکنین ازش، تحریممون کردن، ما یه خمم به ابرو نیاوردیم

گفتیم از حمله 20 تا کشور بهتره!


من گریه هامو برای کشور خودم و افغانستان و بقیه کردم

اینجا لبخد میزنم چون نمیخوام روز شما رو هم خرا بکنم

میخوام ادم مفیدی باشم و دارم سخت کار میکنم که مفید باشم و تو خودت اینو میبینی و میبینی که من هرچی بلد بودم رو به تو یاد دادم.

یکی از دخترا این چند دقیقه اخر رو رسید

گفت خدایا من یه ربع نبود چه اتفاقی افتاد که مکالمه اینقدر عمیق شد؟ ما همیشه ته ته حرفمون این بود که ببینیم کدوم کشور مردمش پرموترن.

اصلا قیافه همشون ناراحت شد داغون شدن

گفتم میبینین

حتی گوش کردن این حرفا دنیای شما رو به هم میریزه

ما تو این شرایط بزرگ شدیم و داریم همچنان تحمل میکنیم

ولی تو داری منو قضاوت میکنی که چرا لبخند میزنم

دختره کلا خفه شد

فکر نکنین منو احمق فرض کرد 

واقعا قیافه ش ناراحت شد

خجاالت کشید

حالا جالب اینه

اون دو تای دیگه وقتی من این جمله های اخرو میگفتم

رفته بودن خاورمیانه رو گوگل کرده بودن فهرست کشوراشو دراوردن نگاه کردن گفتن راس میگه اذربایجان بغل ایرانه، ایران چقدر بزرگه، ایران خیلی بزرگه ما فکر میکردیم هم سایز سوئده نهایتا.

بچه ها

من به ندرت ازین بحث ها میکنم

ولی روی اسم خاورمیانه حساسم

من حتی به مصریا اجازه نمیدم غیبت خودمونو بکنن جلوی بقیه

اجازه نمیدم حرف عربستانو بزنن

یا بحثو عوض میکنم یا خلاصه یه جوری به نفع خودمون تموم میکنم


به همون اندازه که از جاهلیت مردممون عصبانیم

از پرررویی و نادانی اینام ناراحت میشم

ولی خیلی به ندرت بحث میکنم

ولی ببینم دارن پر رو پررو درباره خاورمیانه و مخصوصا ایران صحبت میکنن قشنگ یه جوری جواب میدم که مینیمم 3 روز ناراحت باشن


اینقدر اینا ترسوئن

که فکر کن بعد اینکه کشورای خاورمیانه و اب و هواشونو نگاه کردن و یه سری سوال ازم پرسیدن

فوری گفتن ما اصلا گوش نمیکردیم!

میترسن!


جدی راست میگفت اینا خیلی ترسوئن

دیدین مثلا ایرانیا کوروش بزرگ انداختن دهنشون همش میگن بدون اینکه بفهمن؟!

اینجام اینجوریه

یه کلمه نژادپرستی رو انداختن ورد زبون کردن همش میندازنش بیرون

داشتم میگفتم که من نمیتونم چهره هندیا رو خیلی دقیق تشخیص بدم مثل تو که (چون ازم پرسید) که میگی فلانی مال این شهره. من میتونم بگم هندی ان چون از نظر من شبیه همن.

سه تایی برگشتن گفتن نههههه این نژادپرستیه!

منم ول نمیکنما. من ببینم یکی گوه اضافی میخوره، مخصوصا که نمیدونه که چه گهی میخوره، حالشو میگیرم.

گفتم تو چجوری تشخیص میدی که من مال شمال ایرانم یا جنوبش؟ 

گفتن نمیدونیم

گفتم چجوری منو از یه عرب تشخیص میدی

گفتن نمیدونم همه شبیه همن.

گفتم کسخل

خب منم همینو میگنم


چرا گهی که تو میلومبونی نژادپرستی محسوب نمیشه، مال من محسوب میشه احمق؟!

یعنی خفه شدن هر سه تاشون

احمقای بیشعور


یه مشت کسخلو کانادا داره بلاخره تربیت میکنه

یه مشت کسخل ترسوی بدبخت

همه موافق باد

فوری میترسن

با همه چی موافقن

خاک تو سر کسخل ترسوت کنن

خاک

بچه ها

من درسته که خیلی احمقیتهای خودمو دارم

قبول 

درستهکه من خودم کلی ایراد دارم


ولی معمولا وقتی پیش بینی میکنم چیزی رو که در حیطه دانشم هست

حتما درست از اب درمیاد


مثلا:

قبل از انتخاب شدن ترامپ

من مطمئن بودم ترامپ انتخاب میشه

چرآ؟

چون اولا امریکا یه مشت ایرانی احمق داره. اونا همشون به ترامپ رای دادن

بعدم

مردمی که فکر میکنن شیر کاکائو از گاو قهوه ای به دست میاد

بیشتر ازین ازشون انتظار دارین؟!


و دیدین که ترامپ انتخاب شد


مردمی که هرچی مدیا میگه میگن اوههههههههه درسته!

مردمی که روزی 15 ساعت تلویزیون میبینن


دارم بهتون میگم


اگه سیاستمدارای این کشور حرفه ای نبودن این کانادا صد بار به فاک رفته بود


و خواهد رفت

با این مردم ترسو

با این مردم بی سواد

با این مردمی که هر روز دارن جاهلتر و تنبل تر میشن

جامعه کانادا داره به فاک میره


و اینها برای این تنبلی و حماقت و ترسو بودن خودشون بها خواهند داد


مثل خود ما

که اون وقتی که مردامون داشتن 7 تا هفت تا دوره قاجار زن میگرفتن

انگلیسیا داشتن مردم نیتیو کانادا رو تو زندون مینداختن و کانادا رو برای خودشون میساختن

ما الان داریم بها میدیم

اینام یه روزی به فاک میرن

به شدت مردم دارن تنبل تر

جاهل تر

و ترسو تر میشن


من ازینا ترسو تر و موافق حزب بادتر ندیدم


اینا با همه چی موافقن


از میزان جاهلیت و ترسو بودن مردم اینجا شگفت زده میشین


اگر این مهاجرا نبودن و اگر این مهاجرا کالچرای مختلف رو نمیاوردن اینجا


این کاناداییا فرق اسیا با اروپا رو نمیتونستن بفهمن


نمیگم همشون

ولی نود درصدشون همینن


بهش گفتم تو تصویرت از خاورمیانه اینقدر محو هست که فکر میکنی خاورمیانه از یه سری استان تشکیل شده به اسم عربستان ایران که همه با شتر میرن میان

اینقدر تصاویر تو محو هست که سری قبل من داشتم نیم ساعت برات میگفتم که ایران و کلا خاورمیانه روی بیابونه و تو دانشت محدود به همین چند تا جمله هست  و داری همونو فخر میفروشی و میگی بهم.

تو چرا گوه میخوری خب؟


یه مشت کسخلن

همش باید گل و بلبل بگی اینا ذوق کنن


مخشون نمیکشه یه دونه مثلا کلمه گلوبال وورمینگ رو هضم کنن

اینا ساینتیستنا...



اینقدر درجه کسخلی اینا زیاده که حد نداره


تو این کلاسای تیچینگ

داشتم یه پرزنتیشین ارائه میدادم درباره گلوبال وورمینگ 

برگشتم گفتم مولکلا انرژیشون میره بالاتر وقتی دما زیاد میشه


همین.

همینا.


دختره از قلب اروپا اومده


29 سالشه

برگشت گفت مریم این قسمت مولکول رو حذف کن

اونایی که ساینس نخوندن نمیفهمن


خواستم بگم کسخل!

ابراهیم تاتلیسس


این:



این میدونه مولکول یعنی چی


این ادم 24 ساله زندونه:

مطمئنم اینم میدونه




تو نمیدونی؟


به جز دادن

به جز تیپ زدن

به جز نشون دادن خودشون به پسرای بلوند (چون اینا کلا پسرای خاورمیانه ای نمیپسندن) واقعا اینا چی بلدن؟


خاک بر سرتون کنن.


نه میدونن صرفه جویی در مصرف اب چیه


نه چیز دیگه ای میدونن


نمیگم همشون

ولی تقریبا جامعه به صورت یکدست همینه، حداقل نسل جوون.


از اروپا میان اینجا به عنوان ریسرچر


اولا که نمیدونن همون مولکول چیه

طرف داره ساینس میخونه

ولی اون جدی با اون سواد داغون ساینسش ازینا بیشتر میدونه


میان

کل مثلا یه سالو همش میرن امریکا

اروپا

استرالیا


رفتنیم میگن مریم میتوین ریسرچ ما رو تموم کنی برای ما؟ ما باز میخوایم سفر بریم


اره جون مادر بلوندت

حتما

منم انگشت وسطم رو بهش اشاره میکنم معمولا اینجور وقتا.

یکی از بچه ها برگشت گفت

گفت تو چی فکر میکنی درباره مریم؟


فکر میکنی نوکره

کلفته؟

مثلا حیف نونه؟

که باید بشینه اینجا ریسرچ تو رو انجام بده که تو بری استرالیا؟


کسخل!


این تیکه مال جدیه:

متاسفانه نمیدونم تو چی فکر میکردی

که این همه سال از عمرتو اینجا تلف کردی


اینجا جای خوبیه

مردمش خوب و مهربون و بی ازارن

جای پیشرفتش زیاده

امکانات خیلی زیادی گذاشتن برای بچه های اینترشنال ولی خب به همون انادازه هم شهریه میگیرن

خدا هزار دلار هر سال شهریه میگیرن


ولی خداییش خیلی از تعریفای تو بی اساس بود.

خیلیاش.


من حاضرم بچه م ایران بزرگ شه

کانادا بزرگ نشه


برای همینه که بعد از مدتی میخوام ازینجا برم ترکیه.


تاکید میکنم 


مردم اینجا بسیار خوبن

بسیار


عالین


ولی اینام هست دیگه...


البته بگم که اینجا قانون داره

و مردم از ترس قانون به هم کاری ندارن


***


دارم شروع میکن کتاب تاریخ مشروطه ایران اثر احمد کسروی رو بخونم


به جای فکر کردن به اراجیف

ترجیح میدم کتاب بخونم


لامصب جدی خیلی حرفاش درسته


ولی باید موقع درستش برسه که تو مخت بگه مریم الان دیگه حرف زدن با احمقا رو کم کن یا قطع کن، من حالا خیلی خیلی کم کردم میزان حرف زدن با احمقا رو. ولی زیادن متاسفانه.


با دوستم میرم که برای جدی Box بخرم برای تولدش


و همینطور کارت تولدت مبارک

و خودم تزئینش کنم


و بفرستم خونه دوستش

و دوستش بهش میرسونه.


خلاصه اینجوریه

چاره ای نیست


جدی احمقه نمیشه شرکتش یا خونه ش فرستاد.


باید بفرستم خونه دوستش.


یه باکس هدیه خوشگل میخوام بخرم

کادوهایی که از ایران اوردم رو بذارم توش

براش بفرستم.

با کارت پستالهایی که از کشورهای مختلف گرفتم

و کارت تولدت مبارک و خرت وپرتای دیگه.















  • یه آدم

بعضی وقتا خدا رو شکر میکنم به خاطر این فرصتی که بهم داده، اینکه اینقدر عقلم داره رشد میکنه، که بدون ترس از ناراحت شدن یا خوشحالی کسی میتونم بنویسم.... برام دیگه مهم نیست که کی میخونه کی نمیخونه کی فهمیده وبلاگم چیه کجاست و ....


***

تی اییم تموم شد، امروز

امروز رسما تمام استخونام درد دارن...

به شدت خسته ام...

و نمیتونین درک کنین تی ایی چقدر سخته... توی آزمایشگاههای شیمی... 

تا وقتی که انجامش بدین...

تی ایی مثل توتوریال و تی ایی کورسای مهندسی نیست

تی ایی وحشتناکه تو گروه شیمی...

البته بنده تو تابستون تی ایی کردم...

هر روز 2 تا سکشن 5 ساعته، هر هفته 5 روز، هر روز علاوه بر اون دو ازمایشگاه مراقب یک الی دو امتجان 4 ساعته بودن، و شبا باید بشینی برگه ها رو تصحیح کنی... و این برنامه برای چندین هفته ادامه پیدا میکنه... شنبه ها هم میری مراقب 3 تا امتحان میشی... در نتیجه این چیزا دیگه داره برای من عادی میشه...


***


راستی، تی ایی کردن توی کانادا، سابقه کار کانادایی محسوب میشه.

من اینو خبر نداشتم، از یه منبع مرتبط و معتبر پرسیدم...

خدا رو شکر سابقه کار کاناداییم دارم....


***

من بعضی وقتا ازینکه جامعه اینقدر این غالب مردهای کانادایی (جنس مذکر) رو گیج و بی دست و پا و آدمی که نمیدونه الان باید چه تصمیمی بگیره و حراف و کلا شبیه جنس مونث ایران بزرگ کرده تعجب میکنم!

یعنی اینا قابلیت اینو دارن که ساعتها بشینن و سبزی پاک کنن و درباره شوهر اقدس خانم و نازا بودنش صحبت کنن...

میتونن بشینن ساعتها نصیحتت کنن، عین زنهای ایرانی بهت گیر بدن، تو رو به رعایت عفاف و حجاب دعوت کنن...

من ابدا دوست ندارم پسرام اینجوی بزرگ بشن...

برای من شکست محسوب میشه... نمیگم همشون، ولی بیشترشون اینجورین...

این چه وضعشه...


پسرای ایرانیم از وقتی اینجا موندن شبیه اینا شدن...

فکر کن یه سری اخلاقای ناجوری که ماداریمو نگه داشتن، اخلاق اینا رو هم گرفتن... ببین چه فاجعه ای شدن...


خیلی متحیرم....


***


جالبه، هر وقت تو دانشگاه ما سمینار برگزار میشه، ایرانیا تنها آدمایین، که همشون! همشون یا دارن با هم حرف میزنن یا با گوشیاشون بازی میکنن.... یا که فوری میزنن بیرون.. اول میان خودشونو نشون میدن بعد میرن بیرون...

من از تربیتمون هر روز متعجب تر میشم

از تربیت یه دست و کمونیستی و اینقدر در عجله و اینقدر بدحواس و اینقدر کلک بزن و در رو و بپیچونمون خیلی متعجبم...


من مطمئنم تو ایران آدمای درست جسابی ایرانی خیلی بیشتر پیدا میشن اتفاقا خز و خیلا خیلیاشون اومدن خارج از ایران...

بخدا من تو ایران ایرانیا بهتری دیدم....


ایرانیای اینجا مشکلات ایرانیا رو دارن + یه چیزای جدیدم ازینا یاد گرفتن (فقط اخلاقای منفی) + مهاجرت پدرشونو دراورده و عصبیشون کرده....

یعنی بخدا شوهر خوب و زن خوب تو ایران راحت تر پیدا میشه...

قبلنم تو یه پست تضیحش دادم...

ایرانیای اینجا عصبین

انگار طلبکارن

دعوا دارن

من بعضی وقتا دلم برای اون بسیجی های مخلص دانشگاهمون تنگ میشه


درسته راهشون کجه

ولی در عوض کارشون درسته، پایبندن به یه سری چیزا

ایرانیای اینجا به راستی از اونجا رونده از اینجا مونده ان...

خدایا شکرت از اول قاطی این جماعت نشدم (از تجربه زندگی تو اروپام میاد این قسمت)


خلاصه اوضاعیه

قدر دور و بریاتونو بدونین


یه کلنگ و یه صبا دختر بهاری رو با خیلیا اینجا عوض نمیکنم... حتی مجازیشونو....


اگه قرار باشه مشت نمونه خروار باشه، از نظر اخلاقی باید ایرانیا آدمای بدی به نظر بیان بین کاناداییا....

برای همینه اینجا کار پیدا نمیکنن

منزوین

همینطور بیشتر مردم خاورمیانه...





  • یه آدم

چند روز قبل


وقتی داشتم توی آزمایشگاه تی ایی میکردم

...

خب اول یکمی براتون توضیح بدم که تی ایی چیه و چجوریه


تی ای، مخفف teaching assistant هست.

یعنی میری کلاس، آزمایشگاه، و کمک میکنی دانشجوها بهتر درسو متوجه بشن.

مثلا تمرین حل میکنی، یا اشکالاشون رفع میکنی، یا توتوریال ران میکنی و...



تی ای شدن توی ازمایشگاه یکمی قضیه ش فرق داره،

تو این ازمایشگاهها،

25 تا سی تا دانشجو رو میسپرن به تو، همشونم یا سال اولن! یا سال دومو تازه استارت زدن!

و نمیفهمن دماسنج چیه، heater چی هست و...


هر روز 5 تا چیزو میشکنن، نمیفهمن که آتیش میسوزونه و...


تو باید به اینا اول درس بدی، بعد آزمایش رو با کمک تو انجام میدن.



بعد از تی ایی کردن، یه دانشجوی Graduate به یه جسد تبدیل میشه


چون هم بسیار کار سختیه 

هم حالی کردن اون ازمایش به بچه های که هیچی نمیدونه وحشتناکه

هم تعداد دانشجوها زیاده

هم زمان کم هست


حالا، از بخت خوش چون من درس دادن رو دوست دارم، این تی ایی با اینکه خسته کننده هست (چون بعدش باید ریپورتهاشونم تصحیح کنیم، بعد ازون باید مراقب امتجان بمونیم) و نون ما عملا از سنگ درمیاد، ولی بهم خوش میگذره.

چند روز قبل (نمیدونم نوشتمش یا نه)

اون کسی که مسئول ازمایشگاههای کل دپارتمان هست اومده بود بازدید (هر جلسه معمولا 6 نفر میان بازدید، جدا جدا که هم ببینن ما چطوری کار میکنیم هم اینکه اگه اتفاقی بیفته کمک کنن)

همون موقع من درگیر یکی از فسقلیا بودم، داشتم سه جزء رو از هم جدا میکردم و یادش میدادم که همینکارو بکنه و دستشو بیخودی با آتیش نسوزونه

معمولا بچه ها همزان آدمو صدا میزنن مثلا میبینی 10 نفر گیرن! داد میزنن مریم مریم کمک!!!

بعد که کارم تموم شد بدو بدو رفتم سراغ بقیه fumehood ها، بعد دیدم ظاهرا همه چی اکی هست، با صدای بلند گفتم کی به کمک نیاز داره؟!

بعد یکی دستشو بلند کرد رفتم سمتش، کارم اونجام تموم شد بعد باز پرسیدم کسی سوالی داره؟


این رئیسه به شوخی دستشو بلند کرد! خنده ام گرفت گفتم ای بابا وسط کار اینم خوشمزه شده. بعد خندید و رفت.


اومدم بیرون بعد از تموم شدن آزمایشگاه

اومد سراغم 

گفت من برام یه سوالی ایجاد شده.


گفتم بفرمایین


گفت تو تو زندگیت هیچ مشکلی نداری؟ همه چیت گل و بلبله؟

گفتم والا بستگی داره چحوری نگاه کنی


گفت آخه تو همیشه لبخند میزنی

تو بدترین شرایط 

امروز 10 نفر داشتن جیغ میزدن مریم مریم

تو همچنان لبخند میزدی و میدوئیدی سمتشون

من خیلی تعجب کردم

اینجا بچه ها تنفر دارن از تی ای شدن تو چجوری میتونی لبخند بزنی؟


بهش گفتم من درس دادنو دوست دارم، و خودمو همیشه میذارم جای این بچه ها، و میفهمم که به کمک نیاز دارن.

خب تقصیر اینا نیست هیچی، ازمایش جدیده براشون

چرا بیخودی عصبانی بشم؟

از طرفی من اینجا رو دوست دارم!


بچه ها


میدونین 

چیه

اینجا برای کمترین کاری که میکنی بهت پاداش میدن


من تو ایران همیشه لبخند روی لبم بود و همیشه مردم فکر میکردن یا من دختر بدی هستم، یا دارم نخ میدم به پسرا یا دارم کرم میریزم یا اسکلم، یا دیوانه ام، یا دخترا میگفتن اره بابا خره زیاد کار میکنه ازش کار بکشیم.


اینجا البته لبخند زدنام خیلی کنترل شده تر شده.


ولی حسی که دارن خیلی مثبت هست.


اگه این حس رو میخواین

بیاین کانادا

پشیمون نمیشین.


آدمای خوبین.

قضاوتت نمیکنن

بکننم ته دلشون نگه میدارن


من اینجا به خاطر نوع رفتارم بسیار تشویق شدم

از طرف آدمای honest 

بهم گفتن که با این رفتار حتما کار پیدا میکنم و آدم بزرگی میشم


و اتفاقا با وجود دانشجو بودنم و با اینکه دنبال کار نبودم ولی پیشنهاد کاری گرفتم.


اینجا ازین نظرات جای خوبی برای زندگی هست، اگه این اخلاق رو دارین.


***



هوا پاییزی شده از نوع خوشگلش


خیلی خوشگل شده....

ناز

دوست داشتنی!


:)


پی نوشت:

یه نگاهی به این وبلاگ بندازین!

http://itccanada.persianblog.ir/post/56/


نوشته چطوری در کانادا فورا ثروتمند شویم!


وقتی مایند ست مردم ما این هست، واقعا انتظار داریم پیشرفت کنیم؟!

فورا پولدار شدن

فورا پیشرفت کردن

فورا مهاجرت کردن

فورا دکترا گرفتن


واقعا توی کشوری مثل کانادا میشه فورا پولدار شد؟!


اتفاقا کانادا کشوریه که تو نمیتونی هرگز توش خیلی پولدار بشی.


وقتی مردم ما این رو طلب میکنن،

دزدا و کلاه بردارا هم همچین وبلاگایی درست میکنن و سرشون کلاه میذارن.


وقتی مردم ما خواهان پناهنده شدن توی کشورای دیکه ان و همشون فکر میکنن که دارن هدر میرن توی کشور و جاشون توی بهتر از این جاهاست، نتیجه همین میشه.

برای همینه همیشه میگم ایراد از ماست.


آره اموزش ما هم ایراد داره.

به ما اموزش داده نمیشه.


ولی آخه اونایی که اومدن رسیدن به درجات بالا، اونایی که شدن رئیس ما و یه شبه پولدار شدن هم همینن.


در نتیجه خانه از پای بست ویران است!

  • یه آدم

ما نه تنها آدمایی هستیم که همش و همش میگیم که نمیدونم ما فرهنگمون مال 100 هزار سال پیش هست و ما فلانیم و تمدن کهن و ازین حرفا، نمیدونم کوروش ما کل دنیا دستش بود، داریوش ما تخت جمشید زده، بقیه همه از فک و فامیلامونن.


بلکه وقتی یه دختری میاد اینجا تو یه وبلاگی وقتی دلش گرفته که چرا باید به یه پسر معلول تجاوز بشه، بعدم همه ساکت بمونن؛ مینویسه


باید به نصف ایران حداقل جواب پس بده.

یعنی الان من باید بنویسم "با تشکر از همه اونایی که تجاوز کردن به اون پسره" تا مخاطب رو خوشحال کنم؟


دوستان


هر نظری دارین بنویسین اکی هست.


ولی خواهشا انتظار نداشته باشین من در مقابل نظرات بی منطق بعضی از شماها انعطاف نشون بدم و یا عوض بشم.


جالبه، من از درد اینکه چرا باید به یه پسر بچه، اونم معلول! یه هموطن تجاوز کنه؟!!! اومدم اینجا نوشتم بلکم این مغزی که الان داغونه و کاری ازش برنمیاد برای اون بچه بیچاره رو آروم کنم.


بعد مخاطب اومده اونو ربط داده به اینکه من احمدی نژاد و روحانی رو از هم جدا کردم. اینجا اعلام میکنم: همشون سر و ته یه کرباسن.


به خاطر بیکار بودن و مفت خوری همین امثال من و توئه که مملکت به اون روز افتاده.

هممون مفسر

هممون فیلسوف

هممون دکتر مختصص تو کانالهای تلگرامی

هممون کلی پند و اندرز ده


ولی جلوی چشممون به همون تجاوز میکردن چشممون رو برمیگردوندیم رد میشدیم.

هیچ کدوممون عرضه نداریم یه کوچولو از زندگی خودمون رو عوض کنیم


دخترامون بیشترشون انتظار دارن که یه گل پسر بلوند خوشگلی از "خارج" پیدا شه بره ایران اینا ور بگیره خوشبخت شن

پسرامون حس میکنن میتونن یه شبه پولدار شن و زیباترین دختر جهان الان نشسته تو خونه ش گریه میکنه واسه اینا که برن بگیرنش

ما توان نداریم زندگی خودمون رو عوض کنیم، با تجاوزمون به یه معلول کورسو امیدشو هم ازش میگیریم

امیدوام هر احدی که به این مطالب من پوزخند میزنه معلول بشه به امید خدا، معلول ذهنی هم بشه، بفهمه یعنی چی.

من تو جهل بیشتر مردمم موندم! 

بدتر ازون، یه دختری که دنیاش به هم ریخته با شنیدن این خبر، اونو هم میایم اینجا میخوایم تفهیم اتهام کنیم! میخوایم قانعش کنیم که شخصیتش مشکل داره که حس میکنه این یارو معلوله تو حقش ظلم شده.

لابد تو تجاوزو دوست داری نمیدونم.

من که آتیش میگیرم.

من که دنیا رو سرم خراب شده.


ملتی که برای آب و نفت و گاز و برق "مفت و مجانی" انقلاب کنه حقش همینه،

منظورم این نیست که اون رژیم قبلی تحفه بود، اگه اون رژیم خوب بود مصدق به وجود نمیومد و اونجوری هم از دنیا نمیرفت. فکر نکنین حرفم اینه که اون رژیم قبلی محشر بود نه آقا نه.

ولی هر قدر بیشتر میگذره، میبینم ما "مردم" مستحق این وضعیتیم.


ما مقصریم.

  • یه آدم

تجاوز به پسربچه‌ای معلول در یکی از محلات جنوب‌غرب تهران


احتمال میدم اینم یکی دیگه از آرمانهای انقلاب باشه.


+


جالبه که دارن از طرح حجاب برای معلولین رونمایی میکنن تو تهران.


بدبختا، خاک بر سرتون، خااااکککک، من که معلول نیستم، یکی اگه بهم دست بزنه تا سالها اثراتش با من میمونه (تا ابد)


به معلول تجاوز کردن، شما بی لیاقتا ساکت میمونین



بعد طرح حجاب برای معلولین راه میندازین؟!



میدونین


این مسئولان

این نماینده های مجلس

رئیس جمهور

همه همه


همین مموتی

الیباف

بقیایی

رسایی

از بالای مملکت، اون اولش تا آخرش، از همین مردم خودمونن دیگه


مردمی که اعدامدیدن تفریحشونه:


1


2


3


4


این!!!!


5

مامانم

یکی از خاطرات بچگیش

مربوط به اعدامه، تقریبا 18 ساله اینا بوده، 


تازه انقلاب شده بوده


میگفت داشتن یه عده رو اعدام میکردن

ما رو از طرف دبیرستان اجباری بردن برای تماشا (یکی دیگر از آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی)


بعد میگفت مادرای اون ادمایی که داشتن اعدام میشدن، غش کردن و سکته کردن، و مردم با سنگ زدنشون!!!!

(همون ملتی که انقلاب کردن)


بعد ما میگیم ما برتریم، ما سریم، ما کوروش، ما داریوش ما ابی ما بلا بلا بلا


خاک بر سر ما کنن


خاک بر سر اون تمدنی (حتی اگه 1 میلیون ساله باشه) که امثال ما ازون جا اومدیم بیرون و رشد کردیم.


خاک بر سر ما.



خاک.



خاک.



بزرگترین خواسته ام تو ایران این بود:

بچه نیارم.

نمیخواستم در بهترین حالت، یه بیچاره ای رو تحویل جامعه بدم که عذاب بکشه هر روز از بابت رنجها و ببدبختیا و در حالت معمولی بره تماشای اعدام.



خاک بر سر ما.



همین تجاوزگرا و دزدا و قاتلا رئیس جمهور میشن.


بچه ها خیلی عصبانیم!


خیلی ناراحتم.



میدونین، ما همیشه خودمونو جدا میکنیم

میگم احمدی نژاد بد بود،

این بده

اون بده

فلانی بده


رسایی بده


اون یکی بده


نمیدونم همه بدن


بابا اینا مردم خودمونن!


ما یه جا کوتاهی کردیم که اینا اومدن بیرون!



ما یه جا تنبلی کردیم که این بدبختا کنترل کشورو دستشون گرفتن.



ما ادمای خیلی زیاده خواه، تنبل و پرادعایی هستیم.



من پروسه رشد اینها رو دیدم.


همسایه مون، پسر داییم، خیلیای دیگه.


کل جامعه رو به زواله.



یکی از دوستان تو کامنتش نوشته من اشاره ای به روحانیوو خاتمی نکردم.


یعنی پست منو با دقت نمیخونین


همینجوری یه کامنت میذارین


من گفتم کل مملکت از بالا به پایینش

روحانی و خاتمی جزو کل مملکت نیستن؟


من گفتم رئیس جمهورا

اینا رئیس جمهور نیستن؟!


هممون داغونیم


حقمونه این شرایط.



شمام اول یه سه تا پست بخونین


بعد بیاین منو دعوا کنین


من تو پستهای دیگه م درباره اشکالات کانادا هم زیاد نوشتم.



اینم یکی دیگه از اخلاقای گند ماست


همیشه متخصص اظهار فضلیم



دو خط میخونیم میشیم متبحر در زمینه تفسیر کل زندگی طرف.



خاک بر سر ما.




  • یه آدم