خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

آخرین مطالب

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مردم کشور من» ثبت شده است

پریروز داشتم به دوستم (دختره) میگفتم که ما میتونستیم جای اینا باشیم:



میتونستیم معتاد باشیم

فاحشه باشیم

کنار خیابون بخوابیم


اگه نیستیم دلیل بر خاص بودن و خفن بودنمون نیست

یکمی تلاش کردیم، توی right time خانواده هرکس، کمکمون کرده

ایران کشوریه که تو به سرعت زندگیت میتونه عوض بشه هم از زندگی خوب به بد برسی هم از بد به خوب.


فکر خیلی مشغول این جور زن ها میشه بچه ها

تو کانادا هر آدمی هر دختری ساپورت داره و نیازی ندارن این جوری زندگی کنن

ولی ایران اینجوری نیست


توی ایران بعضی آدما واقعا مجبورن تن فروشی کنن

هر مردی بیاد کثافتشو بریزه توی اینا و بره و اینا برای دوزار نون تن بدن به هر کاری، معتاد بشن و...


راستی فحشا خانه های مشهد رو دیدین؟



برای زائرای عرب اینا رو استخدام میکنن.


تو کانادا ممکنه تو یه دخترو پیدا کنی که فاحشه هست! برای دل خودش! دوست داره به همه بده! حالا مشکلات روحی داره یا هرچی

دوست داره اونجوری زندگی کنه


ولی توی ایران با توجه به اون فرهنگ و اون محوریت خانواده و مذهب خیلی احتمالش کمه کسی اینو برای عشق و حال کنه


اون دختری که توی اون عکس میبینین احساس داره

دوست داره زندگی کنه

درس بخونه

ازدواج کنه

بچه بیاره

دوست داره وقت پریودیش بشینه توی خونه خودش

مادرش براش چایی دم کنه


نه مثل یه اشغال گوشه یه خراب شده ای بکپه.



از سیاست متنفرم.


زندگی بازی دشواری است.


بیشتر ازون از مردی متنفرم که به این زنها فکر نمیکنه.

مردی که واقعا آدم هست باید ته ذهنش هر شب موقع خواب دو دقیقه به این فکر کنه که الان این زنها، یا مردای کارتون خواب یا تن فروش چیکار میکنن؟



  • یه آدم

یکی از بزرگترین دغدغه های من

این بچه ها بودن و هستن



محمد همیشه میگفت مریم، بین تو و من و اینا هیچچچچچچچچچ فرقی نیست. یعنی مام میتونستیم اینجوری بشیم. از بخت بد اینا اینجوری شدن.




من از نزدیک با این بچه ها حرف زدم

چون دوست محمد (دختری که محمدو خیلیییییییی دوست داشت، ممد اسکلم همیشه میگفت مریم این منو دوست داره، اگه با من میای باید تظاهر کنی خواهرزاده می! منم میگفتم اکی who cares? ) یه موسسه حمایت ازینا داشت و اینا رو از همه جا جمع میکرد. هم اینا رو، هم بچه های بدسرپرست رو مثل اونایی که پدر و مادر معتاد دارن

و یکی از کارایی که لامصب میکرد! کمک به زن های فاحشه بود

میگفت مریم تو نمیفهمی

در نگاه اول این زنها خیلیییییی عوضی هستن

ولی اگه ازون گروهی که واقعا به خاطر بیماری های روحی یا آسیب رسوندن به یه زندگی مشترک یا هرچی مثل اون رفتن سراغ اینکارا، صرف نظر کنیم، این گروه واقعا بیچاره ان.

باورتون نمیشه

اینا رو جمع میکرد

بهشون کار میداد

یا طلاقیا رو

یا اونایی که شوهراشون از دنیا رفته بودن

یعنی تو نگاه میکردی این زنهای رنگ کرده رو

در نگاه اول من فکر کردم محمد چقدر کثیفه! که اینا رو میاره و باهاشون حرف میزنه و براشون پول جمع میکنه و بهشون زندگی میده

بعدها دیدم بابا این آدم آخرشه

خیلی باید جیگر داشته باشی که با یه مشت دختر و پسر بیست و سی ساله اینا رو از سطح شهر جمع کنی و کمکشون کنی

یادمه یه زنی بهش زنگ زد

محمد باهاش حرف زد

من اون موقع ها دیگه خودمم کمکش میکردم که این آدما رو پیدا کنه بهشون کار بده

گفت فعلا هیچ کاری نمیکنم

حس میکنم خانومه فاحشه هست و احتمالا درامد کافی داره و فقط میخواد شیطونی کنه

اتفاقا حدسش غلط بود :) و بعد ازون تا یه ماه سلام کثیف الذهن صداش میزدم.

در کل بچه ها اگه اینا رو کنار خیابون میبینین ازشون نترسین

اینا آدمن

ما نمیدونیم فردا چی میاره

شاید من بچه اوردم، مردم! و بچه من به هر دلیلی خیابانی شد

ما نمیدونیم هر آدمی چه بک گراندی داشته

منم ازینا میترسیدم

من تو میدون تجریش اینا رو میدیدم و با دوستام فرار میکردم

یه بار وقتی محمد دید منو 

آورد منو نشوند

گفت اینا آدمهای ترسناکی نیستن

اینم دلایل

و من بعد ازون حس کردم محمد درست میگه

آرزومه یه روزی دست این بچه ها رو بگیرم

یکی از شاگردای محمد دو تا ازینا رو تحت سرپرستی گرفت و یکیشون میخواست دکتر شه و اون یکی وکیل و همش درس میخوندن

یکیشون ناراحتی عصبی داشت

در کل

میخوام بگم اینا آدمن

اگه اینا رو میبینین جایی نترسین

اینا گشنه ان گاهی وقتا

تقریبا توی 98 درصد موارد برای باندها کار میکنن، اینا پول نمیخوان، به اینا غذا بدین اگه میبینینشون.

براشون غذا بخرین

این کاری بود که ما میکردیم


اگه وضع مالیتون خوبه اینا روبکشونین بیرون و بهشون پناه بدین

خدا رو خوش میاد

امیدوارم یه روزی برگردم کشورم و برای مردمم کاری کنم

اینجام میشه کرد

ولی در کل کشور آدم یه جوریه که بهش تعلق خاطر داری

یا مردم خاورمیانه

در کل هر جا هرجا

من بعد از بودن با محمد

نگاهم به زن های فاحشه عوض شد

نگاهم قبلش نفرت و ترحم داشت

بعد ازون حس کردم بابا!! شاید منم یه روزی مثل اونا میشدم اگه یه بچه گشنه داشتم، بی پدر و مادر بودم

واسه همین بود که محمد شبا موقع خواب شیش متر پهن میشد و با خیال راحت میخوابید

چون در طول روز یه بخشی از برنامه ش کمک به این آدمها بود

این کارش رو خیلی دوست داشتم

میگفت من شوالیه م

من دوستامو میبرم اینجور جاها

این بچه ها رو کمک میکنن

و بدینسان پول و رفاه از پولدارا منتقل میشه به فقیرا

درستم میگفت

دخترا همیشه عاشقش میشدن و خب براش هرکاری میکردن


یه بار بهم گفت

گاهی وقتا فاحشه ها واقعا از نداری فاحشه میشن

بوی کباب میخوره به بچشون

بچه میچسبه بهشون که منم کباب میخوام

و هر روز هر روز وقتی تکرار میشه این قضیه، بلاخره یه روز تسلیم میشن.


نیست مردم ما و مخصوصا مردهای ما خیلی بامرامن توی ایراان، نامردها حتی با اینا میخوابیدن و بهشون پول درست و درمون نمیدادن


من بعد از خوابیدنم با این پسره یه لحظه گفتم مریم! تو از سر خوش خوشون خوابیدی با این یارو

میفهمی که توی ایران یه عده به پول این سکس وابسته ان؟

خاک تو سرت!

در کل نمیگم با هیج کس نخوابید! منظورم اینه که گاهی وقتا زن بیچاره بدنش رو میفروشه و یه چیز اضافی رو توی بدنش تحمل میکنه (فقط یه زن اون حس رو درک میکنه، هیچ مردی نمیفهمه مگر تن فروشی کرده باشه) که بتونه پول غذای بچه شو فراهم کنه و مردهای عوضی ایرانی اون رو هم به زن نمیدن

تف میندازن و میرن

یه بخشی از اون حس بسیاررررررر بدی که منو میگیره همین حس هست که درباره زن های ایران و بچه های ایران سراغم میاد


یا این:




دقت کنین

این آدم، زن هست...




بچه ها اینا دور نیستن از ماها


فردا معلوم نیست

واقعا معلوم نیست فردا چی میاره


یه لحظه خودمونو جای اینا بذاریم


برنامه گذاشتم بعد از فرست یر ریپورتم، برم توی دو انجمن "فقر" و "حقوق بشر" کار کنم.


مخصوصا فقر

فقر خیلی مد نظرمه



محمد همیشه میگفت:

پولداری به آدم ممکنه فرهنگ، شانس دیدن آدمای درست و درمون و خیلی چیزا رو بده

ولی فقر حتما تو رو درنده میکنه و بعدش اسمتو میذارن بی فرهنگ، بعدش وحشی، بعدش از جامعه طردت میکنن


امیدوارم انقدر زنده بمونم که این روزا رو ببینم

اگه این قلب بذاره


واقعا آرزومه کاری کنم


آدمی ساخته افکار خویش است


خدا رو چه دیدین شاید کارای بزرگی کردم توی این زمینه.


:)

  • یه آدم

سلام سارا

من به همین فکر کردم

نه امکان نداره این ادم جدیده (دراز) وبلاگو بخونه چون یه جور دیگه اشنا شده

تنها ادمی که میتونه منو با این اشنا کرده باشه ایمیلمو داشته.


منم به همون فکر کردم


اگر این پسر بیمار روانی (هویج) دخالتی تو این کار داشته باشه من به فنا میدمش.

نه تنها با ابرو و احترامش اینجا به شدت بازی خواهم کرد

بلکه مشخصاتشو میدم دست پسر داییم ک پدرشو دربیاره

تا کل دودمانشو به فاک ندم ول نمیکنم.

واقعا اینکارو میکنم

چون من هیچی مخفی ندارم

و بدم میاد کسی با من بازی کنه

و اینکارو خواهم کرد

یعنی یه کاری میکنم داداشش باباش مامانش از ترسشون شب خوابشون نبره

مریم دو تا رو داره

یه روی بسیارررررررررررر بخشنده و مهربون که از همه چیز میگذره

نمونه ش همین هم خونه ایم که کاناداییه، خونه ش فقط 40 دقیقه با شهر ما فاصله داره ولی نرفت تعطیلاتو و کلا هم دوست پسرش اینجا بود و خیلی هم بد میخنده طوری که من دیروز صبح از خواب پریدم به خاطر صداش، چون اینا شب تا صبح بیدار بودن.

ولی میگم ولش... چرا سخت بگیرم بذار خوش بگذرونن

ولی اون یکی هم خونه ایم قاطی میکنه. البته حق داره.

حقیقتش من همون روزی که این تماس گرفت حس کردم ممکنه کار این پسره باشه. ولی تو تا وقتی یقین نداری نمیتونی حرفی به زبون بیاری. چون این پسره دقیقااااااااا پکیجی هست از هر آنچه که من اینجا نوشتم که خیلی چندش اوره. ولی بازیگر خوبیه و پسر خوبیه. و تایمینگش یه ذره عجیبه چون دقیقا 31 دسامبر دیدمش همون روزی که هویج آخرین قولش رو هم میزد زیرش.

خیلییییییییییی این پسره که اشنا شدم باهاش حساب شده کار میکنه.

اگر خودش باشه

و اگر واقعا خودش باشه (که احتمالش خیلی کم هست)

من اینقدرررررررررر باهاش میمونم که خودش ولم کنه و این آدم ارزش وقت گذاشتن داره.

ولی اگر آدم دیگه ای معرفیش کرده باشه

و چون ازش پرسیدم که کسی معرفیت کرده؟ گفت نه!

و دروغ گفت پس دارن بازی میکنن

بچه ها من صد در صد حقشو میذارم کف دستش

حق جفتشونو.

یعنی امکان نداره من ازین قضیه بگذرم.

من ناراحتی قلبی هم دارم. این همون مریضی شتی هست که چند وقت قبل نوشتم که میخوره منو.

اگر اینا با نقشه قبلی منو احساساتی کرده باشن من صد در صد جفتشونو به فنا میدم.


یادتون هست همش غر میدزم که هویج اینجا رو میخونه و خودش میگفت نهههههه!

با فیلتر شکن هم میومد

آخرش یه کاری کردم که خودش اومد اعتراف کرد که میخونه وبلاگمو؟همین 

به اضافه اون دو تا دختره :) که ممکنه بین این و اونا رابطه ای باشه.


ولی فعلا دارم اطلاعات جمع میکنم.

هفت هشت ماه قبل؟ و بعد ازون تا مدتی ننوشتم؟

حدسهای من ابدا دروغ نمیگن.

این پسره ممکنه تهرانی نباشه. چون من ندیدم که یه تهرانی جلوی چشمش بهش بگی پررو و بی خاصیت و آیا تهرانیا همه مثل تو پرروئن؟ و هیچی نگه یا ساکت بمونه. ممکنه شهرستانی باشه و اصلا براش مهم نباشه که چقدر من پشت تهرانیا چرت و پرت میگم

ممکنه بهش گفته باشه برو بزنش زمین دختر مفتی افتاده اونجا.

من اینجا چرت و پرتامو مینویسم

دیگه این به شعور و معرفت مخاطب بستگی داره که چقدر ازم سوء استفاده میکنه

ممکنه تهش بخوان یه درس بهم بدن که یه شهرستانیم میتونه بد باشه. و من نباید اینا رو مینوشتم اینجا بلا بلا بلا

بحث من این چیزا نیست.

بحث اینه که بیکارن پسرای ایرانی

هیچ کس دوسشون نداره

سالها ول چرخیدن و دیدن کسی دوسشون نداره حالا دوتایی نشستن نقشه کشیدن.

منظورم اینه کار هرکسی میتونه باشه

ولی اگر بفهمم کی پشت این قضیه هست

بچه ها زندگی ایران و اینجاشو به فاک میدم.

و پسره رو هم ادب میکنم.

فقط دارم ریز ریز اطلاعات جمع میکنم و اطلاعاتی که جمع میکنمو اینجا که نمینویسم.

و هویج، تو

که یواشکی میخونی اینجا رو 

اگر بفهمم تو پشت این ماجرا هستی

پسره که اتوماتیک به فاک میره

ولی تو رو من واقعا اذیت خواهم کرد

و بهت درسی خواهم داد که فراموش نکنی.

و بهت یاد خواهم داد که به آدمها به چشم موش آزمایشگاهی نگاه نکنی

به فاکت میدم. هر دلیلی که داری پشت این قضیه برام مهم نیست. حتی اگه بگی پسره دنبال دختر بود منم ناشناس معرفی کردمت و... چون میدونم ازین بهونه های خنده دار که در حد هوشت هست داری، مثل دروغی که سر هم کردی و همین 

چند روز قبل تحویلم دادی و اسم خودتو خراب کردی! ولی دروغ به اون بدی رو گفتی!! حالا بماند که خیلی چیزا پشت پرده هست و شما خبر ندارین و منم نمیتونم اینجا بنویسم.

حالا صبر کنیم یکمی

این قراره اخر هفته منو ببره اونجا یا خودش بیاد اینجا

اگر منصرف شه یا از همین امروز قطع کنه رابطه شو یعنی این حرفای ما بخشیش درسته :))) حالا ببینیم چی میشه.

دیگه از اسناد سری سیا و انگلیس مخفی تر نمیتونه بشه.

همه چی در نهایت لو میره. همه چیز آشکار میشه.

ولی بچه ها

اگراین ها همه نقشه باشه

ما یه درس بزرگ میگیریم

اینجا یه وب سایت هست که اسمشو یادم رفته

و همه میرن هرچیییییییییی درباره سیاست و زندگی و... دارن توش مینویسن

ولی هیچ کس اذیتشون نمیکنه

اگر اینا درست باشن، این فرضیات ما، نشون میده ایرانیا واقعا خیلیاشون آدمای لجنی هستن و اون رژیم و اون حکومت حق ماست.

من این پسره که از قبل دوسش داشتم، این خاورمیانه ایه

این آدم رو من واقعا ازش خوشم میومد

اخلاقاش یه سری مثل پسرای ایرانی تند بود

ولی باهاش بحث کردم و بعد ازون دیگه واقعا عوض شد

قرار بود بعد از برگشتن از کشورش (رفته مسافرت چون 2 سال بود که نرفته بود) با هم رابطه مونو شروع کنیم

و این پسره یه جورایی سنگ انداخت 

اگر با بی مسئولیتی و بی خیالی رد بشه بره به خاطر خوندن این حرفا و اگه همه چی نقشه بوده باشه

من جفت اینا رو به فنا میدم

من قول میدم بهتون

یعنی امکان نداره بذارم اینا کار کنن اینجا، تمام حیثیتشون رو میبرم. تمامشو.

امکان نداره من حتی توی کامیونیتی ایرانی بذارم برای اینا ابرو بمونه.

ولی باید صبر کنم.

این مسائل خیلی بزرگ و پیچیده و حساس هستن و نمیشه با حدس و گمان رفت جلو و زندگی بقیه رو به فنا داد.

ولی اگر مطمئن بشم حق بامنه، با جون اینا کاری ندارم، ولی حداقل چهره بی مسئولیت و واقعیشون رو به تمام همکاراشون و به هرکسی که اینا رو میشناسه و ممکنه در اینده بشناسه نشون میدم.

سارای عزیزم ممنونم به خاطر در میون گذاشتن این قضیه با من

بچه ها من شماها رو خیلی دوست دارم

ممکنه یه سریتون اکنتهای فیک باشین و پشتش ادمای دیگه ای به جز این باشن

ولی من میدونم که چند تاتون واقعی هستین و همونا هستن که خیلی به من عشق میدن. دوستون دارم.


بچه ها من کار دارم باید امروز فرست یر ریپورت بنویسم و ازمایش ران کنم.

ممکنه چند روزی نتونم پست بذارم

ولی اگه خبری بشه یا بفهمم کار کی بوده همتونو خبر میکنم


+غزل: در جواب سوالت

نترس!

مهم نیست! نترس. وقتی بترسی، یعنی مردی! از دنیا رفتی یعنی. نترس!


آدما متفاوتن و عکس العمل هاشون متفاوته. هویج ممکنه پیش دل خودش فکرهای مختلفی بکنه. در نتیجه آدمها عکس العمل های متفاوتی دارن.


و اینکه

من تو مرامم اسیب بدنی یا جانی رسوندن به کسی وجود نداره.

من طرفو جوری اذیت میکنم که اذیتم کرده. از نظر اجتماعی و احساسی و روانی و شان و منزلت به همه چیشون اسیب میزنم و یه کاری میکنم دیگه هیچ جا نتونن برن. 

حالا باید صبر کنیم.


خیلی احتمال میدم این پسره شهرستانی باشه.


کلا سکیوریتی چکش ردم قبل از دیدنش

همه چیشو زیر و رو کردم.

واقعا فکر کردم شاید یکی عکس یه آدم محترم رو گذاشته پروفایلش و اومده پیام داده بهم ولی دیدم بیچاره خودشه. دروغ مروغ نداره.


ادمها متفاوتن.


آدمها متفاوت فکر میکنن


و ما نمیتونیم بگیم چون کسی مثل من فکر نمیکنه پس آدم بدی هست


ولی اگه آدمها از اطلاعاتی که اینجا مینویسم استفاده کنن

و بعدم تظاهر کنن که نمیکنن

و بخوان وقت و انرژِی من رو بگیرن، و بخوان منو بازی بدن، بازی میدمشون.

اون فیلم زن ها فرشته اند که نیکی کریمی و مهتاب کرامتی توشون هستن رو یادتون هست؟


ما زن ها همچین قابلیتی داریم.

اگر کسی منو بازی بده

من هفت تتا جدش رو بازی میدم و بعدش هم آبرو  حیثیتشون رو میبرم.


دقت کنین

من سرمو پایین انداخته بودم و داشتم زندگیمو میکردم که هویج پیداش شد تو زندگی من و شروع کرد به عوض کردنش و به قول دادن بدون اینکه ازش چیزی بخوام

بعد که همه توجهمو جلب کرد شروع کرد به اذیت کردنم و زدن زیر همه قولهاش

تا اینجا

من هیچ کاری بهش نداشتم

یه بار بهم گفت تو آدم فضولی هستی چون رفتی لینکداین و فیسبوکمو چک کردی! 

خب پس چرا مردم اکانت میسازن؟

چرا تو پس ریزترین اطلاعات شخصی منو میپرسیدی؟


خودش ریز و درشت تمام اطلاعاتمو گرفته بود


همه جای فیسبوک و لینکداین رو زیر و رو کرده بود عوضی


دیگه خودتون در جریان هستین که یواشکی میاد اینجا رو میخونه و متناسب با اون با من رفتار میکنه.


یه حالت هست ما یاور مشیرفر و سعید عزیز و کلنگ و صبا و نل و بقیه رو داریم که میان میخونن میرن. و همینطور فرانک!


یه حالت هست که من یه عوضی بیمار دارم که میاد هر روز اینجا رو سی بار چک میکنه و پسری رو با پررویی مجض میفرسته سراغ من که باهام بخوابه.

من واقعا گذشت نخواهم کرد.


بلاخره روشن میشه همه چی بچه ها.

خبرتون میکنم.

  • یه آدم

لی

منم همینو میگم


تهرانیا فقط فکر خودشونن

چون درامدشون بالاست

میگن خب ولشششش به ما چه

بذار شهرستانیا بمیرن.

ما خوش باشیم کافیه.


دیگه ازین حالت بی بخارتر و بی خاصیت تر داریم؟


بگذریم.

تا وقتی آدم پاشو تو کفش تک تک آدمها نذاشته نباید بشینه همه رو جمع ببنده.

ولی در کل

اگر مردم پایتخت ما بخار داشتن خیلی وضعیت ما متفاوت تر ازین میشد.



اینا رو ول کنین


یه کاری که این روحانی کرد


این بود که اعتماد آدم حسابیای مملکت رو هم جلب کرد و بعدش یهو دروغ گو از آب دراومد!!!


که خیلی شوکه کننده بود!!


روحانی از اول هم دروغگو بود


روحانی بود که حجاب رو ایده اجباری شدنش رو داد.



تو این وسط

اون زلزله ها

و همین طور حضور پروفسور محمود احمدی نژاد هم موثره.


چون مموتی از ترس زندون و همینطور به خاطر اعتماد به نفس بالا چپ و راست داره فحش میده همه مسئولین رو.

  • یه آدم

مردم ایران

و مردم کرد کشور

همیشه باعث میشن من داغون بشم. چرا؟

بنده خداها از ازل، از ازل، بهشون ظلم شد.


الان داشتم فیلم مامورایی که با ماشین های آب پاش بهشون حمله میکردن و اونا کردی صحبت میکردن رو میدیدم


دلم آتیش گرفت


خدایا ازت خواهش میکنم قهرتو به جوش بیار


جون هرکی دوست داری


بزن کل کره زمینو نابود کن اصلا مهم نیست دیگه هیچی.


دیگه بسه این همه بی عدالتی و لجن و فساد 


من نمیفهمم این مامورای انتظامی

بسیج

هرکسی

هر قومی


اینا توی همین ایران بزرگ شدن


اینا آدمن

این شکنجه گرای توی زندونا اصلا

اینا چجوری دلشون میاد روی مردمی که حرف حق میزنن گاز فلفل و نمیدونم هزار تا کوفت بپاشن.


نمیدونم اینا سر چه سفره ای نشستن.


نمیفهمم.


یکیش پسر داییمه. پسر داییم رو کاملا میدونم که چجوری بزرگ شد. پدر و مادر خوب و دلسوزی داره.

من حس میکم بعضی چیزا ژنتیکین. و ضمنا به محیط هم بستگی دارن پسر دایی من تو یه محیط (نه خانواده، خانواده ش خیلی خوبن) خشن بزرگ شد (مثل همه پسرای ایران) و دوست داشت خودشو نشون بده.

ولی بعضیا اونجوری نمیشن.

نمیدونم.


بگذریم.



دم مردم گیلان و مازندران و خراسان 1 و 2 و 3 گرم!

حاللللللللللل کردم!



تهرانیام مثل بی بخارا فعلا دارن تماشا میکنن. چون کلا به جز ادعا، دزدی، کلاه سر این و اون گذاشتن که چیزی بلد نیستن.

واقعا کاش ما تهران و تهرانی رو روی نقضه نداشتیم. کاش مال یه کشور دیگه میبود. 

آدم حسابیم داریما.

ولی بیتشر مردمش نق نقو و کلاه بردارن متاسفانه.


اون عده ای هم که میریزن تو خیابونا همیشه دانشجوها هستن و بقیه که از شهرهای دیگه مهاجرت کردن.

تهرانیا عملا چغندر محسوب میشن.

طفلک ستار بهشتی


دم ملت ایران گرم.


دلم برای کردها سوخت.


خدایا

کره زمین رو خاموش کن!


این تنها درخواست من از تو هست.


ظلم و فساد و کثافت کاری دیگه بسه.


خیلی ممنونم ازت.


امضا: مریم.


  • یه آدم

خاک بر سر ما کنن

و مسئولین محترم ما

که هرچی الان داره سرمون میاد همون چیزی هست که تو بچگی تو فیلما میدیدم


خاکککککککککک



بچه که بودم

یه سری فیلمای مزخرف درباره انقلاب پخش میشد


که مثلا پسره خارج بود

دم دمای انقلاب میاد ایران که به انقلاب کمک کنه

البته قبول دارم که خیلیا اینکارو کردن و اونایی که انقلاب رو به اصطلاح سازماندهی کردن همین جوونای بی گناه توی خارج از ایران هم توشون بودن که البته چون انقلاب فرزندانش رو میخوره :) خورد همه رو و کشتشون.

خلاصه

مثلا طرف میومد ایران و توی ماجراها شرکت میکرد و مام که بچه بودیم و نگاه میکردیم و میگفتیم چه قدر توی خارج خوشحال بوده پسره مثلا، هر شب پارتی و عشق و حال و الان اومده ایران مشارکتشو هم میکنه.

همیشه ته دلم میگفتم این دختر پسرایی که موقع انقلاب خارج بودن و برگشتن ایران چجوری بوده یعنی؟

و متاسفانه وقتی به چیزی فکر میکنین


براتون به shit ترین حالت ممکن هم اتفاق بیفته، میفته!

الان توی کشور من آشوبه

و دارم به این فکر میکنم

که ما میتونستیم بچگی بهتری داشته باشیم

تا به جای واقعی شدن این مزخرفات و حس کردن اونها

چیزای بهتری رو تجربه کنیم.


میتونستیم چیزای بهتری رو ببینیم

و چیزای بهتری توی مغزمون باشه برای تصور

تا که یه انقلاب رو بخوان cool نشون بدن و تهشم این بشه.

shit


یه عالمه حرف داشتم که براتون بنویسم درباره کانادا و تربیت خانوادگی و نژادپرستی

نشد.

نمیذارن


حاجی نمیذارننننننننننننننننننننن



  • یه آدم

این حرکتی که مردم توی شهرهای مختلف میکنن منو فقط یاد انقلاب میندازه.


تو رشت و تو کرمانشاه و چند تا شهر دیگه به شدت درگیری شده.


همش حس میکنم به زودی انقلاب میشه


مردم کشور من دوباره به خاک سیاه میشینن


کشورای عربی دوباره جوگیر میشن به ایران حمله کنن


بعد حوونای صاف و پاک ایران میرن جبهه.


همشون میمیرن.

  • یه آدم

من نمیفهمم چرا ملت ایران کریسمسو به هم و به بنده تبریک میگن!


من از پریروز 100 تا مینیمم پیام گرفتم با محتوای کریسمس مبارک!!

مگه من مذهبیم که کریسمسو تبریک میگی؟

ملت تولد مسیحو با سال نو بلد نیستن از هم تشخیص بدن! اصلا مگه من از دل اروپا اومدم بیرون که تو که سر کوچمون تو ایران میشینی هی پشت هم به همه تبریک میگی کریسمسو

عموی بابای من کلا دو بار روسیه رفته اونم به هوای دخترای روس، تند تند به همه برادرزاده ها و داداشاش میگفت کریسمس مبارک سال دیگه ایشالا امریکا باشیم!

خاک تو سرت!


  • یه آدم

بله دوستان متاسفانه واقعیتیه که باید پذیرفت.


ما متاسفانه اخلاق و رفتارای درب و داغون زیاد داریم

همه دارن

آلمانیا دارن

کاناداییا دارن

چینیا خیلییییییییی دارن

عربا دارن

همه دارن


ولی مال ما یکمی آزاردهنده میشه


مال ما و مال خاورمیانه ایا

من دیگه اینجا هر روز کلی ادم میبینم


مثلا اینو حتما همتون شنیدین:

تا یه مسئله ای میشه، فوری ایرانیه میگه اکی هر جور راحتی! 

اینو منو هزاران بار از خیلیییی از ایرانیا شنیدم، محمد و من و خواهرمو کلنگ و لی و جدی و بقیه ایرانیام ازین قضیه مستثنی نیستن.


ما همش میخوایم یه جوری زندگی کنیم که هم تنبلی کنیم، هم برای کارامون تلاش نکنیم، هم همزمان همه کارامونو بکنن


هم به کسی رو نندازیم


همم همش به همه نشون بدیم که هیچیشون برامون مهم نیست و هر جور راحتن!


یه مشت ترسو هستیم


شدیم یه مشت آدم بیچاره


متاسفانه اینا حقیقت هست.


سیستم فکری ایرانیا عین همه


فرمولایی که برای زندگیشون استفاده میکنن هم طبیعتا عین همه :)))


دیدین همه ماها با عکس عوض کردن

با نوشته های غیرمستقیم صحبت میکنیم؟


ما جرات نداریم مسئولیت بپذیریم


همش هم میخوایم خودمون رو cool نشون بدیم.


جدی همیشهههههههههه میخواست منو توی این توهم نگه داره که یه بار ازدواج کرده.

کاش اینجوری بود. ولی نیست. حتی بدتر ازونه :D


چند روز قبل داشتم پراکتورینگ میکردم

بعد تموم شدن امتحان 4 تا دانشجوی سال اخر دکترا مسئولیت داشتن همه چی رو بشمرن، برگه ها رو و...

دو تا از ایرانیا داشتن با خارجیا صحبت میکردن منم تو جمع بودم

ایرانیه گفت خدا رو شکر ما هیچ مسئولیتی نداریم یه چیزی گم بشه بدبخت میشیم


خارجیه گفت چرا چیزی گم شه؟ چرا بدبخت شیم!؟!


فکر کردم

دیدم بیچاره درست میگه



یه مشت ترسوی بدبخت تو ایران دارن پرورش پیدا میکنن


حرفای من ممکنه تلخ باشه

ولی مثل همون چاهه هست که ما میریم پاش میشینیم


مادامی که با بی مسئولیتی و دروغ پر میکنیش

با غیرمستقیم حرف زدن


همین میشه



ما یه مشت بی مسئولیت هستیم

ترسو هستیم


عرضه نداریم به یه دختر بگیم ازت خوشم میاد


میترسیم آتو بشه


میترسیم نقطه ضعف بشه


ما خیلی بدبختیم.


تلخه ولی واقعیته.


عین مثل رای دادن به روحانی هست


یادتونه نه ماه قبل میگفتم آخه ملت چرا باید برن به کسی رای بدن که فایده نداره؟

چرا باید این ملت همش تو صحنه باشن؟!

یادتون هست بهم میپریدین و فکر میکردین من اسکلم؟!


الان میبینی روحانی چی میاره سر ما؟


میبینی علی کریمی معذرت خواهی کرد به خاطر رای دادن به روحانی؟!

  • یه آدم

الناز، میدونی که خیلیییییییییییی خوشحال شدم وقتی بهم گفتی من تو رو یاد فارست گامپ میندازم؟! :) واقعا خوشحال شدم

فروست گامپ یکی از شخصیت های نازنین توی ذهن منه



تفاوت فرهنگ ایران و کانادا

یعنی:

پسر کانادایی چند وقت قبل منو توی کافه دید (ازین کافه های دور همی، نه کلاب، نه جای دیگه، کافه، کافه معمولی که با دوستام میرم)

و اومد نشست صحبت کرد

و بیرون اومدنی گفت عه قدبلندتر از اونی هستی که دیده میشی!

بعدم گفت فردا بیام دنبالت بریم هوا عوض کنیم؟

بعدم اومد دنبالم تو دانشگاه، بعدم دایرکت گفت بخوابیم با هم و وقت بگذرونیم بعد ازین.

خیلی خوشم اومد ازش


پسر ایرانی

کلیییییییی وقت رو من گذاشته

خودش خبر داره که عکسای پروفایلشو واسه من عوض میکنه،

میدونه که مینیمم مینیمم ازم خوشش میاد زیاد، مینیمم.

و به گفته خودش رو هیچ احدی اینقدر وقت نذاشته و من بهش بدهکارم ازین نظر و..

و میدونست که منم خاطرشو میخوام و خیلیییییییییییییییی دوسش دارم (خدا میدونه چقدر)

و خیلی حرفای دیگه که جاش اینجا نیست


ولی جرات نداره حرفشو بزنه و چیزی که براش فرستادم برگشت خورده داره میاد اینجا

ولی جرات نداره که حرفشو بزنه، جرات نداره حتی بگه من ازت خوشم میومد (ولی الان نمیاد)

میترسه من آتو داشته باشم ازش

میترسم به نقطه ضعف تبدیل بشه



یه پسر هلندی هم هست که خیلی شبیه این پسر کاناداییه هست از نظر رفتاری و خیلی Honest بود با من.


منم همینو میخوام.



و هر سه این پسرایی که گفتم همسن هستن هر سه 35-36 ساله ن :) 

هر سه


فقط کالچرا و نحوه نگاهها و دنیاهایی که توش بزرگ شدن با هم فرق داره.


اون دوتا هیچوقت نه عکس پروفایل عوض کردن نه چیزی، رک و پوست کنده میان حرفشونو میزنن


این هر روز خدا حرفاشو با عکساش میزد بهم


که اگه یه وقت من صدام دربیاد که آره تو دوسم داری! چون عکسات اینو میگن

بگه نه! کی گفته واسه تو میگم!!؟! من با یکی دیگه ام اصلا!

که تو و بقیه حس کنین آره این حتما یکی رو دوست داره ولی شماها نیستین قطعا اون مورد هدف.

من هیچوقت بهش نگفتم که تو این عکسا رو برای من میذاری، 

ولی میخوام بدونین که چی هست که ما رو اینجا تنها و بدبخت میکنه


خیلی خیلی خیلی وقته میاد یواشکی توی کانادا با فیلتر شکن آن لاین میشه اینجا رو میخونه،

ولی یه بار، یه بار، نخواست یه باااااااااااااررررررررررررررررررر واسه دل من قدمی برداره.


برای اینه که من محمدو دوست داشتم

محمد مرد بود

روزای اول برگشت به من گفت من عاشقت نیستم، عشق معنای بزرگی داره، ولی من دل بسته شدم بهت

میشست شعر و شاعری میکرد احمق

چند ماه بعدش گفت واسا با من یه سال رو تجربه کن،چهار فصلو، بعد نظر بده، سر یه سال بهم گفت من واقعا دوست دارم. دوست ندارم هیچوقت از دستت بدم.

نزدیک یه سال بعد ازون یه سال، بهم گفت من عاشقت شدم! ازدواج کنیم! (نکردیم چون من حماقت های متعددی داشتم و مشکلاتم داشتیم ما، من دانشجو، بی عقل، اون هزار تا بدبختی ولی میخواست نشون بده که واقعا دوسم داره و نمیخواد از دستم بده)

من صداقتشو دوست داشتم

منو یاد خودم مینداخت

(میخوام بدونی که چرا نمیتونم از مخم بندازمش بیرون، با اینکه تاکیی میکنی همیشه که محمد به درد مریم نمیخوره!)


میخوام بدونین که تفاوت فرهنگ به چی میگن

میخوام بدونین که چی ما رو تنها میکنه

چی ما رو بدبخت میکنه

چی ما رو منزوی میکنه اینجا

یه روزی من میمیرم، تو یاد این حرفا میفتی و یاد این روزها و این نوشته ها

میای اینجا رو صد بار میخونی و پشیمون میشی بابت کارهایی که کردی

و دیره اون روز

خیلی دیر میشه




بگذریم



این عکسا مال سریال مام هست:

خیلی دوس دارم یه اپارتمان کرایه کنم و یه همچین چیزی ولی یکمی جمع و جور و شیک تر و خوشگلترشو بسازم




عین این خونه یه پنجره هم رو به بیرون داشته باشه ولی ترجیحا طبقه دو و یا سه باشه :))





اینجا مامانه تصمیم گرفت از پول اینترنت بزنه! و اینترنت نخرن که دختره اپلای کنه برای دانشگاهها و اومدن حیاط نشستن دارن تلوزیزون همسایه رو رو نتفلیکس تماشا میکنن :)))


***

یه جمله خیلیییی قشنگ شنیدم توی این سریال مام،

بانی مامان کریستی بهش گفت عجیبه اگه ما اینترنت نداریم چرا تا الان از همسایه ها ندزدیدیمش؟!!

کریستی گفت 

We became better people

and that's very expensive


این حمله دومش بسیار زیباست و درسته

آدم درستی که باشی برات خیلی چیزا گرون تموم میشه :)


این سریال مام رو خیلی دوست دارم

خیلییییییییییییییی


خیلی وقتا، یه جاهایی، از شخصیت این چند تا زن منو یاد خودم میندازه

مثلا

اون اوایل من خیلی حس حقارت داشتم نسبت به محمد

نمیدونم چرا!

از خیلی وقت پیش این حس حقیر بودن رو دیگه به کسی نداشتم شاید بگم 4 ساله که ندارم

همین حس رو این بانی داشت وقتی به نامزدش جواب بله داد برای ازدواج

حس میکرد کم هست،


به نظرم

همه ما

درون خودمون یه چاه داریم، یه چاله داریم

که که اونو با چیزای غلط پر میکنیم

هرکی با یه چیزی


در حالیکه هیچ کس مقصر نیست


مادامی که نریم سر اون چاه نشینیم

 با خودمون صحبت نکنیم

همینجوری میمونه


اینکه این زنها هر کدوم به نوعی دارن تلاش میکنن که سر چاه درونشون خلوت کنن با خودشون و برای زندگیشون تصمیم بگیرن و به تدریج اون چاه رو با چیزای قشنگ پر کنن تا که ناپدید بشه، تموم بشه، برای من خیلی قشنگه.

اینکه با احساساتشون توی یه مقطعی روراست نبودن و خب اون چاه رو با چیزای غلط پر میکردن


اینکه وقتی اعصابشون خراب میشه، وقتی ناشکر میشن، یاد 5 سال قبلشون میفتن که بزرگترین کانسرنشون خوب رقصیدن برای یه مرد چاق توی کلاب بوده (به عنوان استریپر)

 

دخترا باید ببیننش به نظرم

:)

  • یه آدم