خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شخصیت شناسی» ثبت شده است

اینجا رو ببینین:



دلم یه خونواده میخواد توی کانادا.

یه خونواده میخوام


یه مادر

که برام اینطوری غذا بپزه!



حتی شده ماهی یه بار!


نمیدونم این چه حسیه

ولی دارمش دیگه!



پیداش میکنم!


دوست دارم یه دو هفته از تابستونمو برم یه روستایی جایی زندگی کنم، بیشتر! یه ماه!

(گرچه یه بخشهایی از هر شهری توی کانادا خیلی روستایی فرمه)


***


توی قسمت شخصیت شناسی، بهم گفتن که شخصیتم به شدت individualist، direct، monochronic، هست

خانومه گفت تو دقیقا وارد کشور خودت شدی!

کاراکترم به شدت assertive هست

***


یه چند تا عکس داشتم از همین بابا لنگ دراز، گفتم براتون آپلود کنم!


ببینین و لذت ببرین!

:))))



شهر ما دقیقا این شکلیه!




اینجا جودی، پسره جرویسو برده، مورد علاقه ترین قسمت دانشگاه و خوایگاه رو نشونش بده!


بعد که گند میزنن و بلاخره پلیس میاد و اینا،

اینجوری میشن:



پسره ابدا از خونسردی نمیفته لامصب!

دختره صد بار میمیره زنده میشه پسره عین خیالش نیست!!!


:)


این بود انشای من!


شبتون خوش


بای بای


پی نوشت:

اینو برای آدمایی میذارم که علاقمند به این مباحث:

collectivism vs. individualism

ایندیویجوالیسم یعنی طرف بیشتر به خودش متکیه، ارزشهاش رو خودش تعیین میکنه نه جامعه و بقیه.

دیدین تو ایران پدر و مادرا دوست دارن بچه ها دکتر شن بچه هام میخوان دکتر شن چون یه دلیلش به خرسندی پدر و مادر برمیگرده و دیگری میخوان پز بدن تو جامعه؟

این دقیقا یعنی کالکتیویزم،

همینطور برای ازدواج ما و برای بقیه موارد جامعه تصمیم میگیره.


direct vs. indirect


دایرکت یعنی بنده!

ایندیرکت یعنی کسی که نمیتونه مثل من مستقیم صحبت کنه، چهار ساعت مقدمه چینی میکنه تا یواشکی مفهوم و یا انتقاد رو برسونه


monochronic vs. polychronic


مثلا:

تو ایران عروسی که میشه، مراسم از مثلا ههت و نیم شب تا 2 صبحه.

ولی مهمونا همه نه شب به بعد میرسن.

یا وقتی قرار ملاقات داری با کسی، نیم ساعت یه ساعت دیرتر میاد.

ولی تو کانادا اروپا این اتفاق نمیفته.




  • یه آدم

خامروز میخواستم عکس یه نی نی خوشگل که لبخند نازی داره رو براتون بذارم، ناخوداگاه یکی از دخترای دانشگاهمون یادم افتاد که شبیه لاله و لادن، دوقلوهای به هم چسبیده بود

و بعدش مغز روانیم رفت اینو گوگل کرد و سرم گیج رفت...


دوقلوهای به هم چسبیده


خدایا ما خیلی ناشکریم.


قدیم ندیما، وقتی محمد خیلی خیلی بیشتر از من میدونست (و الانم همینطوره) بهم گفت که برم تست disc رو بزنم.


اینجا، یه مدته که میرم جلسات خود ارزیابی، و جلسات آمادگی برای کار پیدا کردن.


تو این جلسات ارزیابی خود، یه سری تستها میزنیم و یه سری کتابها میخونیم که کمک میکنه خودمون رو بیشتر بشناسیم.


یکی از بهترین کارهایی که کردم همین بوده. رفتن به این جلسات.


تو یه سایتی به اسم 16personalities سوالاتشو جواب دادم و personality type من رو نوشته

ENFJ


اینجا 16 تا تایپ مختلف هست، 

اگه وقت آزاد دارین پیشنهاد میکنم حتما این تست رو امتحان کنین.



من کنار این تست، 4 تا تست دیگه هم زدم از چهار جای مختلف و جالبه که نتیجه این تست، هر چهار رو کامل در بر داشت. خیلی دقیقه و خیلی به واقعیت نزدیکه.

خوبیش به اینه که به مغز آدم جهت میده.

مثلا:

وقتی توضیحات این تایپ پرسونالیتی رو تو کتابش میخوندم، مثلا دو مورد واضح هست (خیلی موارد دیگه هم واضحه، این دو مثال رو میارم)

یکی اینکه این تایپ، نوشتن رو دوست دارن و میتونن بنویسن.

و دیگه اینکه مدیران و organizer های خیلی موفقی هستن (جالبه که من یه دونه کلمه از مدیریت رو نمیفهمم، یا مثلا نمیدونم فایننس چیه یا ام بی ای چیه، همیشه هم اینجا به بچه های ام بی ای میگم، این ام بی ای رو برای من میشه به زبون ساده بگین چیه؟ مدیریت بیزینس ها؟) ولی اینکه مدیر بودن تو خون من هست این واضحه. کلی مثال دارم براش. مخصوصا تو این کشور و تو این دانشگاه به خوبی مدیریت من ثابت شده. بدون اینکه خودم بفهمم.

یا مثلا نوشته تایپ ما، تدریس و train کردن رو دوست دارن. که دقیقا همینطوره.


یا آدمای بسیار پراحساس و معاشرتی هستیم و زود دوست پیدا میکنیم و خیلی باز میریم جلو، اینجا اتفاقا من دوست یابیم شدیدتر هم شده. میتونم دوستیای قوی بسازم و این تست فوق العاده خوب همه رو توضیح داده.


یا خیلی مسائل دیگه.


وای که چقدر اتفاقت مهم و مثبت افتاده تو این مدت.

من هیچی ننوشتم!



حال هم ندارم که بنویسم!



  • یه آدم

همین امروز وقتی از خواب بیدار شدم، بی اختیار یاد این افتادم:

یادمه جدی همیشه میگفت من نمیذارم تو زمین بخوری، به کسی باج بدی، و اگه زمین بخوری، دستتو میگیرم میکشمت بالا. ولی همین دیشب، همین دیشبا!! بهم گفت فعلا باید یه مدتی سرتو بندازی پایین و به آدما باج بدی تا reputation کسب کنی!!!!

این کلمه باج رو نوشته بود.

میدونی، من جونم بره، قولم نمیره.

زیر حرف نمیزنم.

از طرفی، من به جدی به طریقی مدیون هم هستم. چون نقش خیلی پررنگی تو پیشرفتم داشت.

جدی بیش از حدی که رو بقیه وقت میذاره، رو من وقت گذاشت و دستمو گرفتو منو کشید بالا (و در نوع خودش، یه نوع فداکاری محسوب میشه این کارش حتی)، من همینطوریشم ازش خیلی ممنونم و لطفاشو حتما جبران خواهم کرد.

ولی در کل، آدم اشتباهی پیدا کرده بودم! همه چی از حماقت خودم ناشی میشه و به کسی نمیشه خرده گرفت.

بعد خیلی باحاله، این گروه از آدما، دربارشون نوشته که (از دو جا وصل میشه جدی به این گروه آدما، فک نکنین فقط چون شبیه هرمسه میگم)، اینا یهو وارد زندگی یه زن میشن، و یهو ازش میان بیرون!

دقیقااااااااااااااااااااااا برای من اتفاق افتاده!!!!!!

خدایا احساسات پاکمو واسه کیا خرج میکنم!!!

دوستای دختر من، دیدین دخترا کلا حس میکنن بقیه دخترا بدن و گول زن؟ ولی دوستای دختر من! بهم میگن تو رو خدا این حس های پاکتو واسه کسی خرج نکن (احتمالا پسرا حس میکنن احمقم!!!)، یعنی دخترا نگران من میشن!!! بعد فکر کن من واسه کی صداقت به خرج میدادم! (الان متوجه میشم که مردا سر و ته یه کرباسن و مردا یکی از یکی بدترن یعنی چی!!! :)))) )


دیشب تو رختخوابم یواشکی داشتم درباره همین آتنا و پرسفون سرچ میکردم، یهو یه الهه دیگه کشف کردم به اسم Hestia، شخصیت من خیلی شبیه تر هست به آتنا و هستیا، تا آتنا و پرسفون.

یا حالا ترکیبی از هر سه تاشه.

اینم درباره هستیا:

خدابانوی آتشکده و معابد

زنی دانا

خاله و عمه دوشیزه

کدبانو و خانه دار

خرد و معنویت

نیایش

صبر و شکیبایی

الهه آتش قلب

گرمابخش

نور تزکیه دهنده درون

دارای بینش روحانی

ساده پوش و ساده زیست

انرژی گرفتن از خود

در راه رسالت شخصی

مقدس

در عالم معنوی خود

دارای خلوت و آرامش درونی

تمرکز به درون خود

دارای احساس امنیت زیاد

ناپیدا

بی ریا

ساکت و آرام

درون گرا

دارای ادراک غریزی شهودی

پذیرش آگاهانه مسائل و اتفاقات

کاملِ کامل با خودش

حس کمال و یگانگی درونی


http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Hestia


http://testotype.com/personality/46/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7


ظاهر مطیع، عاشق پرورش گل و گیاه! خودمممممم!!!

محیط خانه برایشان مقدس است! دقیقاااااااااااااااااا!

با آرامشی صبورانه در کار خود غرق شده و از آن لذت میبرند! دقیقا!! خودمم!!!

کارهای خانه را طوری انجام میدهند که گویی این تنها کار دنیاست! خودممممممم!!!

کارهایی مثل اتو کشیدن و گردگیری رو که بقیه زن ها ازشوننفرت دارن اینا با علاقه انجام میدن! خودمممممم!!!

در هر وضعیتی سعی ش این است که به کار دیگران دخالتی نکند. دقیقا!

آرامش و حجب (خجالتم!!!)! دلم واسه خودم سوخت!!!

من جلوی دخترام گاهی خجالت میکشم!!! مخصوصا از خودم بزرگترا! لپام سرخ میشه و آبروم میره!!!

اهل غیبت کردن و چشم و هم چشمی نیستند! یعنی خود خودمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم!!!


http://shakhsiatshenasi-zanan.persianblog.ir/tag/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7


خودمو دوست دارم!!! بهله!!! :))))))))))))))))))

  • یه آدم

امروز بعد کلاسم با یکی از دوستای خوبم زدیم بیرون.

داشتیم تو ماشین درباره علایق همدیگه صحبت میکردیم و دوستم چون به روانشناسی علاقه زیادی داره داشت به این فکر میکرد که ادامه بده این رشته رو یا نه.

داشتیم درباره شخصیت های مختلف و کلا کاراکترای متفاوت حرف میزدیم، که دوستم گفت آدما کلا از چند تا الگوی باستانی مدلشون پیروی میکنه.

گفتم نه!!! آدما همه با هم فرق دارن.

گفت نه، ترکیبی ازون چند تا شخصیت مختلفن.

بعد نشست دونه دونه اخلاقیات منو گفت!!!!

دونه دونه!

ریز به ریز!!!

حتی گفت که هر از گاهی میرم تو لاک خودم، تو فاز دپرس شدن (جدا از اون قضیه زنانه، اون درباره من صدق نمیکنه) و هر بار که بیرون میام پخته تر میشم.

همون موقع بهش گفتم که منو فقط دو تا مرد تونستن تا الان، ازون حس منفی بیارن بیرون.

گفت اونا زبون بازن؟

تو بیزینش کارشون درسته؟ خیلی موفقن؟

یهویی تصمیم میگیرن برن سفر؟ خوش سفرن؟

تو جمع توجه زنها رو به شدت جلب میکنن؟؟

اهل قید و بند نیستن؟ بخوای محدودشون کنی فرار میکنن؟؟

گفتم دقیقا!!! ( و همون لحظه گفتم فک کن، اون دوست پسر من که این همه بی مسئولیت و بی قید و بند بود، کنار من بامسئولیت و متعهد شد، کسی که هر شش ماه یا نهایتا هر یه سال یه خونه عوض میکرد و میرفت یه خونه گرونتر و بهتر، حتی اگه خونه اکنونش خیلی خوب بوده باشه کنار من تعهد و مسئولیت رو پذیرفت و گفت اکی خونه میخریم و توش زندگی میکنیم و بچه میاریم 10 تا! یعنی Stable میخواست بشه. من باید بیشتر قدر میدونستم. نباید بهش میگفتم تو ابدا شبیه مرد رویاهام نیستی.. باید با کارای ریسک پذیرش کنار میومدم. شاید هرگز بهتر ازون پیدا نکنم....)

گفت اول و آخر تو همینه!!!

تو نهایتا یا با این گروه دوست میشی یا با اینا ازدواج میکنی و ازین رده خارج نمیشی. چرا؟؟

پرسیدم چرا؟؟

گفت چون این هرمسه که هر دفعه میومد آتنا رو ازون حالت دپرسی درمیاورد. چون تنها همدم دائمی آتنا هرمسه.

گفتم برووووووووووووووو!!!! گفت والا!

جالبه، شخصیت غالب من، آتنا هست (تو شخصیت شناسی بر اساس اسطوره ها)، و توش پرسفون هم خیلی زیاده.

 یعنی یه دختر خیلی منطقی و عاقلم (چون آتنا از سر باباش که خدای خدایان بوده ، همون زئوس، به دنیا میاد، یعنی نهایت عقل و منطق) و ریاضی و حساب و کتاب و شطرنجم خوبه، یه دختر سنگین و رنگین و خجالتیم و نمیتونم به خونواده و دوستام نه بگم و همیشه به دلشون راه میام. از طرفی یه دختر لوس و شیطون تو وجودم هست (پرسفون) که گاهی واقعا فعال میشه. واسه اینه که جدی بهم میگفت (و اون دوستم) لوس نشو!!! 

و جالبه که هرجا که اتنای وجودم به پرسفون غالب میشه من تصمیم منطقی رو میگیرم و به هر قیمتی که بشه پاش میمونم. برای همینه که برای تصمیمات بزرگم اول احساساتو کاملا میذارم کنار و حتی بر خلاف احساسم تصمیم میگیرم! 

خیلییییییی باحاله.

یادم باشه دفعه دیگه قضیه این دنیای مردگان و هرمس و پرسفون رو تعریف کنم.

واسه همینه که نمیشه به جدی ثابت کرد که تو زدی زیر قولت!! کسایی که شخصیت هرمس توشون اکتیوه، زیر قولشون میزنن مثل آب خوردن و بهشون بگی هم چون خودشون باور دارن که زیر قولشون نزدن، پس قبول نمیکنن حرفتو. یعنی در کل اب در هاون کوبیه. چند وقت قبل تصمیم گرفته بودم که رابطه امو با جدی کمتر کنم (یعنی این کاریه که اون با من اول کرده)، یعنی حرفشو گوش کنم و کلا ببوسمش بذارمش کنار و دیگه بهش فکر نکنم. بعد این حرفا و خوندن چند صفحه از یه کتاب و یکمی سرچ، مطمئن شدم که هیچ جوره من و جدی برای یه دوستی معمولیم به هم نمیخوریم. جدی درست میگفت. این حرفو اولین بار اون به من زد. درست میگفت.

و جالبه که آخرش فهمیدم که چرا جدی یهو زد زیر حرفاش، دستمو ول کرد و رفت (گرچه بعدها یکمی سعی کرد کمکم کنه ولی در اصل زیر همه چی زد و رفت)، جدی از اینکه به هر علتی، و به هر مقداری حتی اندک درگیر احساست و مسئولین و قید و بند و هرچی مثل اون بشه متنفره. و حتی منو اونقدر لایق ندونست که دلایلشو بگه و بعد ولم کنه به امون خدا. یهو ول کردو رفت!

حالا من نمیدونم بقیه ابعاد شخصیتی جدی مال کدوم اسطوره هاست. یعنی هرمس کامل نیست.

ولی مال اون دوستمو میتونم پیدا کنم.

اینم یه سری لینک مفید درباره آتنا و پرسفون و بقیه. جالبه به کمال گرایی و علاقه به کارهای دستی هم اشاره کرده که مشخصه منه!! بسم الله!!! نماد اضطراب جدای از این زندگی و رفتن به اون یکی!!! دغدغه من!! ترس از مرگ!!! بسم الله!!!!!!!!

ولی خب خوشبختانه من مثه پرسفون خوشخواب نیستم. مثل آتنا ساعت 6 صبح نهایتا بیدارم!!!!


http://shakhsiatshenasi-zanan.persianblog.ir/

http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Athena

http://2khtare-khoof.blogfa.com/post-125.aspx

http://atpooneh.com/?cat=5

http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Persephone

http://shakhsiatshenasi-zanan.persianblog.ir/tag/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%81%D9%88%D9%86

http://ghahremanedaroon.ir/%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B3/

http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Hermes

http://shakhsiatshenasi-mardan.persianblog.ir/tag/%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B3


پی نوشت: این مدل خونه ها رو دوست دارم!

حتی اگه آدم خودش توش زندگی نکنه، دوستدارم یه فامیلی دوستی کسی داشته باشم که هر از گاهی برم خونشون و ریلکس کنم!!!

شیب جاده زیاده ولی در کل منظره قشنگیه!


  • یه آدم