خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

پریروز داشتم به دوستم (دختره) میگفتم که ما میتونستیم جای اینا باشیم:



میتونستیم معتاد باشیم

فاحشه باشیم

کنار خیابون بخوابیم


اگه نیستیم دلیل بر خاص بودن و خفن بودنمون نیست

یکمی تلاش کردیم، توی right time خانواده هرکس، کمکمون کرده

ایران کشوریه که تو به سرعت زندگیت میتونه عوض بشه هم از زندگی خوب به بد برسی هم از بد به خوب.


فکر خیلی مشغول این جور زن ها میشه بچه ها

تو کانادا هر آدمی هر دختری ساپورت داره و نیازی ندارن این جوری زندگی کنن

ولی ایران اینجوری نیست


توی ایران بعضی آدما واقعا مجبورن تن فروشی کنن

هر مردی بیاد کثافتشو بریزه توی اینا و بره و اینا برای دوزار نون تن بدن به هر کاری، معتاد بشن و...


راستی فحشا خانه های مشهد رو دیدین؟



برای زائرای عرب اینا رو استخدام میکنن.


تو کانادا ممکنه تو یه دخترو پیدا کنی که فاحشه هست! برای دل خودش! دوست داره به همه بده! حالا مشکلات روحی داره یا هرچی

دوست داره اونجوری زندگی کنه


ولی توی ایران با توجه به اون فرهنگ و اون محوریت خانواده و مذهب خیلی احتمالش کمه کسی اینو برای عشق و حال کنه


اون دختری که توی اون عکس میبینین احساس داره

دوست داره زندگی کنه

درس بخونه

ازدواج کنه

بچه بیاره

دوست داره وقت پریودیش بشینه توی خونه خودش

مادرش براش چایی دم کنه


نه مثل یه اشغال گوشه یه خراب شده ای بکپه.



از سیاست متنفرم.


زندگی بازی دشواری است.


بیشتر ازون از مردی متنفرم که به این زنها فکر نمیکنه.

مردی که واقعا آدم هست باید ته ذهنش هر شب موقع خواب دو دقیقه به این فکر کنه که الان این زنها، یا مردای کارتون خواب یا تن فروش چیکار میکنن؟



  • یه آدم

بچه ها من هیچوقت، تو این یه سال و چند روز، توی این کشور اینقدر غمگین نبودم که الان هستم.

مرگ کارکنای این کشتی تمام روانمن رو افسرده کرد یعنی اینقدررررررررر دپرشن گرفته منو که حس میکنم فقط دوست دارم بمیرم.

هیچوقت اینقدر بی هدفی محض رو تجربه نکردم تو این کشور که الان دارم میکنم امروز.

باورتون نمیشه دیگه اینقدر قفسه سینه و قلبم درد داره که کاملا بی تفاوت شدم واقعا حس میکنم بزودی سکته میکنم.

چه روز بدی هست امروز!

جلوی چشم مسئولین بی کفایت کشور من 32 نفر از دنیا رفتن و سوختن

جلوی چشم پدر و مادراشون

با پرچم پاناما

لعنت به تحریم

لعنت به تو حسن روحانی

الان باز هم میگین به روحانی رای میدیم؟

دیدین روحانی از همه رئیس جمهور های قبلی کثیف تر از آب دراومد؟


بعد اون کشتی چینیه با بار یونجه و لوبیاش همه خدمه ش نجات پیدا کردن، پرده دختراشونم پاره نشد حتی

بعد خدمه معصوم این کشتی از بین رفتن

خدایا

کجای دلم بذارم؟

کجا ببرم این غصه رو خدایا؟


چقدر بلا برای ما میفرستی؟


به کی بگم دردمو؟


خدایا تو واقعا وجود نداری. اگه بودی اینجوری نمیشد.

انگار واقعا همه کشورها دست به دست هم دادن که ایران کامل از بین بره این تنها نتیجه گیری من هست

اتفاقا اصلا هم مسئلین آسیب نمیبینن

شما ببینین شاهرودی با چه سرعتی رسید ایران و هیچ اتفاقیم براش نیفتاد


بچه ها به شدتتتتتتتت قلبم درد داره به شدت تهوع دارم

حس میکنم بزودی سکته دوممو میزنم واقعا عصبی شدم

دیگه اینقدر عصبانیم و ناراحت به خاطر این کشتی که دیگه بی خیال دارم میشم

واقعا حس میکنم دارم میمیرم!


این از دستشون برمیاد:

دستگیری لیدر


ولی نرفتن به کشتی بدبخت کمک کنن

بعدم گفتن کارکناش از اول سوختن تو همون جرقه اول

تو همون جرقه اول گوز هم از کون کسی درنمیاد چه سوختنی؟

یه ملت تماشا کردن مرگ این بنده خداها رو 

اون زن و شوهر بدبخت با هم سوختن

من یکی از دوستام زیست دریا خونده

شوهرش هم نیروی دریایی

با هم سفر میکنن همیشه

میگفت به ما مریم اجازه نمین بقیه کشورها که تو ساحلاشون دو دقیقه استراحت کنیم

بعد اینا میان موفق میشن لیدر بگیرن

خدایا به شدت وجود نداری

اگه داشتی یه کاری میکردی

من واقعا دارم سکته میکنم انگار!

  • یه آدم

مرگ توی دریا یکی از غم انگیزترین مرگ ها هست

به عنوان دختری که لب آب بزرگ شده و هر یه ساعت یه بار میپرید توی دریا و دو بار آب خزر بردتش و عین خنگها داشت میرفت که عموهاش از آب درش آوردن و بعد ازون ترس از اب پیدا کرده، به عنوان دختری که به معنای واقعی کلمه داشت غرق میشد البته همون اولای ساحل، و به عنوان کسی که یه تعداد زیادی از همسایه ها و دوستا و اشناهاش و همکلاسیاش توی دریا غرق شدن یا خودکشی کردن

باید بگم که مرگ توی دریا خیلی غم انگیزه

ولی بدتر ازون مرگ توی اقیانوسه که دیگه خیلی دور از وطنی و بقیه کشورا مثل خر تماشات میکنن و مسئولین کشور خودت دارن یکی یکی مردمت رو فعلا اعدام میکنن و تو در کمال ناباوری میسوزی وسط دریا و از همونجا که دور تا دورت اقیانوس هست و اب، نگاه میکنی میگی یعنی کسی قراره منو نجات بده؟ و میمیری یا کوسه ها میخورنت.


مرگ توی اقیانوس خیلی وحشتناکه.


من چون خودم خفه شدم دو بار توی اب، هر بار تو خواب میبینم باز پریدم تو اب و خفه شدم و دیگه عموهام منو بیرون نکشیدن بیدار میشم و میبینم دارم سکته میکنم.

مرگ توی اب خیلی غم انگیزه.

من یه لحظه شو تجربه کردم، 

تمام بدنت پر از آب میشه و داری میپرسی از خودت که چرا نفس نمیتونم بکشم؟


جوونای مردم دانشجو بودن

برای یه لقمه نون اون بلا سرشون اومد اونم زیر پرچم کشور پاناما.

لعنت به سیاست به تحریم به همه سیاستمدارای کثافت که باعث شدن دنیا به این روز بیفته

لعنت به هوس

لعنت به عشق قدرت

خدایا واقعا ازت ناامید میشم

گاهی حس میکنم واقعا وجود نداری

آخه فرید ما چه گناهی داشت؟! به کی بدی کرده بود؟ میفهمی خانواده و خانومش منتظرش بودن؟

  • یه آدم

متاسفانه زندگی خیلی غم انگیزه.

کل پروسه ش

هرچی آدم سنش بالاتر میره صبرش بیشتر میشه و زندگی هم البته غم انگیزتر میشه.

این فرید محبی یکی از اقوام ماست و این چند روزو اعصاب من خیلی ناراحت بود براش. این پسره سرمهندس نفتکش سانچی.

36 سالش بود.

الان خونه پدر و مادرش قیامتهههههههههههه غش کردن بنده خداها بردن بیمارستان


اینا میمیرن

پول نفتو یه مشت بی پدر و مادر میخورن

خدایا

ول کن این ماجراها رو

بیا کل کره زمین رو بنداز توی چاله ای جایی راحت بشیم.


چین بی پدر و مادر رو دیدین هیچ کمکی نکرد؟


جلوی چشم پدر و مادراشون تو پنج روز سوختن.



چند تاشون دانشجو بودن. بقیه احتمالا انصراف میدن از دانشگاه.

  • یه آدم

میدونین

من حقیقتش برام مهم نیست که بقیه چطوری فکر میکنن درباره من


من چند تا دلیل دارم برای نوشتن توی این وبلاگ و دو تا وبلاگ دیگه ام

اینکه با گذر زمان من مینویسم و وقتی برمیگردم به عقب میفهمم چقدر رشد کردم یا مثلا یه سری از دغدغه هام برام خیلی مسئله بوده و الان مزخرف شدن و خنده دار

اینکه یه سری آدمها مهم بودن و الان نیستن

یه عده مهم نبودن و الان هستن


و اینکه شاید شاید یه روزی به درد کسی بخوره


نوشته های یه خانومی درباره ونکوور خیلی بهم کمک کرد که درباره ونکوور تصویر بسازم.


ولی درباره نوشته قبلیم

من به یه چیز خیلی فکر میکنم و تا حدی بهش ایمان دارم

آدمی که ناشایسته هست، آدمی که دزد و قاتله، آدمی که خوش ذاته و... با مهاجرت عوض نمیشه.

آدمی که اخلاق حضرت مسیح رو داره خیلی بعید هست که اخلاق و رفتارهای ذاتیش عوض بشن، مثلا: من تا همین دو هفته قبل، به مدت یه ماه بود که یه ریز بد و بیراه مینوشتم. الان نمینویسم. چرا؟ چون اون روزا اعصابم سر ایران خرد بود سر خیلی چیزا هرچی.

تربیت با آدم میمونه. من امکان نداره به یه آدم کلاه بردار تبدیل بشم. این توی تربیت من نیست.

به مرور یه چیزایی در آدم عوض میشن. سواد من توی رشته م عوض میشه خیلی چیزا عوض میشه

ارزش های ادم حتی عوض میشن، مثلا من تا بیست سالگیم به تمام حرفهای آدمها اعتماد میکردم و فکر میکرد م آدما هرچی که میگن رو بهش عمل میکنن ولی بعد ازون دیگه نه.

ولی شخصیت و سیستم و ذات آدم، چیزی که با اون بزرگ شدی عوض نمیشه.

فرهنگ آدم طول میکشه که عوض بشه. من الان اگه با یه پسری بخوابم، بعدش خجالت میکشم پیشش لخت باشم!! باهاش سکس کردما! ولی بعدش شروع میکنم به خجالت کشیدن! پیش هم خونه ای دخترم ولی لختم قرار باشه که مجبوری باشم میشم ایرادی نداره!! 

این بخشی از فرهنگ هست.

یه چیزی که منو از پسرای ایران فراری میده و هر قدر میرم جلو حس میکنم اینا همه سر و ته یه کرباسنو توی مغزم نباید تفاوتی قائل بشم برای اینا همین خاصیت دروغ گفتن ایناست. این پسره دراز هست؟ و هزار نفر دیگه مثل اون، روز اولی که بهم زنگ زد قبلش، هفت هشت تا سکیوریتی چکش کردم و بهش هم گفتم که دارم گوگلت میکنم با اجازه چون نمیشناسمت. اونم گفت بابا بخدا پدر و مادر دارم گوگل کن ببین منو بلاه بلاه بلاه. بلاخره منم اینجورمی دیر اعتماد میکنم. یادمه بعد مدتی که حاضر شدم باهاش صحبت کنم، برگشت همون اول گفت خدا رو چه دیدی شاید به زودی شدم بابای بچه هات، گفتم چی؟ تو هنوز نیومده نرسیده، تو بعد 13 سال زندگی توی اینجا هنوز اون اخلاقای غلو کردن خاورمیانه ایا رو داری؟ آخه مجبوری؟ مگه من روی زمین موندم که همچین چیزی میگی؟ من همه اینا رو بهش محترمانه گفتم وگفتمم که پسرای ایران متاسفانه با اینکه کسی مجبورشون نمیکنه ولی حتما باید بیشتر از چیزی هستن رو نشون بدن. بعد بهش گفتم از من زن واسه تو درنمیاد حداقل تو چند مدت آینده. یادمه تو هفته اول دو بار هم بهش گفتم که من آماده هیچ رابطه ای نیستم. ولی بچه ها، اینا به آسونی هزاررررررر تا قول میدن. اون پسر خاورمیانه ای هم همین بود. من اینو توی پسرای کانادایی ندیدم. پسرای ایران اینقدررررررررررررررر بیچاره ها یاد گرفتن که اول قولای الکی بدن و بیان جلو بدون اینکه طرفشونو بشناسن، که وقتی یه دختر بهشون میگه قول الکی نده و من زنت نمیشم پس خودتو بیخودی نگران نکن که اگه با دختره خوابیدم و گفت باید منو بگیری چیکار کنم (اینو قبلا بهش گفته بودن) چیکار کنم، که اینا شاخ درمیارن.

یعنی با اینکه اینا رو اینقدر آزاد میذاری که راحت بیان جلو و نترسن، باز این احمقا میترسن!! خیلی من تعجب میکنم ازینا! همش حس میکنن باید به حد زیاد قول الکی بدن که دختره خر بشه، که بتونن یه مدتی باهاش بخوابن حالا بعدشم خدا بزرگه و وقتی میبینن یکی اینجوری نیست و به اون شناسنامه کوفتیش ارزش میده و براش احترام قائله، میترسن! 

اشکال از دخترای ما هم هستا. تربیت هست دیگه. از بچگی به ما یاد دادن که دختر باید پرده ش حفظ بشه بلاه بلاه بلاه و اگه پسری بفهمه که شما با کسی خوابیدین دیگه شما رو نمیگیره (به جهنم بگیره) بعد پسرا میخشونو به همه جا میکوبن تهشم ادای تنگا رو درمیارن. 

حالا شما به پسری اگه بگین که حاجی من اندازه تار موهات سکس کردم، اینقدر حرفه ای با شما میخوابه که شاخ درمیارین از عجب ولی همین پسر قابلیت ادای تنگا رو دراردن رو در حد اعلا داره.

در کل از فرهنگمون گله مندم.

یکی از چیزایی که توی این یه سال اصلا ندیدم و یهو جلوم ظاهر شد، همین مسئله هست. همین پسره. که با دیدنش تمام خاطرات ایرانم زنده شد و بهش هم گفتم البته که تو منو تماما یاد ایران انداختی. اتفاقا دوستی کاناداییا منجر به ازدواج میشه خیلی وقتا این دوستی ایرانیاس که نمیشه. بس که با دروغ میرن جلو و با پنهان کاری. همش میخوان خودشونو اون چیزی که نیستن نشون بدن همش میخوان زرنگی کنن، دخترا زرنگی میکنن با گفتن اینکه تو باید منو بگیری پسرا زرنگی میکنن با قولهای الکیشون.

شدیم یه ملیت گه، یه مشت دروغگو که توی تمام دنیا پخش هستن.

شدیم آدمهایی که انکار کننده نیازهای بدنشون و روحیشون هستن.

من خودمم اینجوری بودم. منم حس میکردم حتی اگه کسی بفهمه من با کسی خوابیدم باید انکارش کنم. یعنی نباید حتی اگه تابلوئه که من با محمد خوابیدم، بروزش بدم. چون توی ایران پسرا تا میفهمن تو با کسی سکس کردی و پرده نداری شروع میکنن حتی لازم باشه تجاوزم میکنن. ولی عوض شدم. دلیلشم یکیش رک بودن خودم بود که تدریجا این تصمیم رو گرفتم و گفتم بابا روراست باشم و بعدی جدی بود. جدی توی چند مرحله این رو توی من از بین برد ولی دقت کنین توی ایران نمیشه اینو بروز داد. نمیشه به همه بگی من خوابیدم با کسی. 

من اینجا به هم خونه ایم داشتم میگفتم که من شش سال با یه نفر فقط سکس کردم و تنها دوست پسرم بود، گفت با ده نفرم باشه اشکالی نداره. چی میشه. نیاز بدنه. وقتی از کسی اینقدر خوشت میاد که باهاش سکس کنی چه ایرادی داره؟ مادامی که یه سری تعهدات هست ایراد نداره. این پسره، همین ایرانیه، اولین بار پرسید شما از نظر فیزیک مشکل نداری با کسی رابطه داشته باشی؟ گفتم نه، ولی نمیفهمم چرا باید بپرسین اینو چون من که نگفتم که میخوام با شما توی رابطه بمونم. ولی مثلا تعجب کرد، چون براش عجیب بود که من قایمش نکردم یا نگفتم نهههههههههه بده! 

ولی میگم

ما رو داغون بزرگ کردن.

یه مشت کلاه بردار و دزد و فراری و آدمی که میخواد خودشو قالب کنه به پسرا بزرگ شدیم و بای دیفالت هر پسر و دختر ایرانی همین فکر رو درباره پسر و دخترای دیگه میکنه.

دو روز زندگیه

من ممکنه فردا نباشم

امروز ممکنه کله م بخوره به لبه استخر و برای همیشه بمیرم

آخه چرا آدم دروغ بگه؟ چرا مخفی کنه؟ چرا خودشو به دیگری قالب کنه؟ آخه چرا؟

این تربیتی که ما داریم خیلی شتی و داغون هست.

اینکه پسرامون حس میکنن برای خوابین با یکی باید هر دروغی بگن، بابا لامصب اون جلوییتو ببر، ببندش! و براش دروغ نگو!

و دخترامون هم همش حس میکنن هرکی بهشون دست زد باید بگیرتشون که روی زمین نمونن، اینا همه از عدم اعتماد به نفس و عدم اعتماد به آینده میاد. که توی کشور ما هیچ کدوم نیست. و توی تربیت ما هم داد میزنه این.

همین.

اینطوری نباشیم.

سخت نیست آدم بودن.

ما به پارتنرمون، به پسری که باهامون میخوابه یاد بدیم که لزومی نداره دروغ بگه. اگه ازش خوشم بیاد باهاش سکس میکنم.

من اینو به پسره گفتم. البته بعدشم گفتم که دیگه حوصله شو ندارم خخخخخخخخ زشت بود ولی صادق بودم. حرف دلمو زدم.

رو اعصابم بود

پسری که 35 سالشه ولی به آسونی بعد سه روز میگه اینایی که میگی همه نشون عشق هست اون مشکوکه و تربیت مریضی داشته.

بهش گفتم تو سه روز قبل منو دیدی

چطوری عشق شکوفه زد؟

ساکت موند

گفتم این کلمه خیلی سنگینه.

لطفا برای من هر کلمه ای رو استفاده نکن.

من ازت انتظار بلوغ دارم. 35 سالته. و بهش برخورد.

بربخوره.

میره میشینه فکر میکنه میبینه زشته حرف زدنش. زشته که به زور بخواد بهم ثابت کنه که میتونه بابای بچه هام بشه. 

بابا پسرای ایران داغونن. دخترامونم. رو خودمون کار کنیم. بقیه کشورا هم داغون دارن مخصوصا عربها و چینیا ولی ما ایارنیا حداقل رو خودمون کار کنیم.


  • یه آدم

بچه ها

امروز دروغایی که دو تا ایرانی بهم گفته بودن همزمان برملا شد! همزمان اعتراف کردن و خیلی قشنگ بود برام

خیلی باحال بود.


دروغگو نباشیم


درسته که ما و بقیه خاورمیانه ایا اکثرا با دروغگویی بزرگ شدیم و دروغ گفتن و حرفی رو به زبون آوردن و زیرش زدن برای ما عادی َده

ولی دروغ چیز خوبی نیست


دروغ بد هست

دروغ از موازین اخلاقی نیست و جالب نیست.

دروغ زشت هست

دروغ از انسانیت به دور هست

دروغ یعنی تو برای وقت خودت و مخاطبت ارزش قائل نیستی


الان میفهمم چرا وقتی به یکی ازینا راستشو گفتم قاطی کرد و محاکمه م کرد!

دروغگو مکتب نداره بچه ها

از دروغگو دوری کنین


محمد دروغگو نبود...

محمد خیلی راستگو بود و من این اخلاق رو دوست داشتم و دارم. محمد تک و بی نظیر بوده و هست تو این زمینه...


اینم برای شما مخاطبای عزیزم و امیدوارم که سر حال بیارتتون حسابی:


اسم اهنگه هست: tell is to my heart

Taylor Dayne - Tell It To My Heart

  • یه آدم

یکی از بزرگترین دغدغه های من

این بچه ها بودن و هستن



محمد همیشه میگفت مریم، بین تو و من و اینا هیچچچچچچچچچ فرقی نیست. یعنی مام میتونستیم اینجوری بشیم. از بخت بد اینا اینجوری شدن.




من از نزدیک با این بچه ها حرف زدم

چون دوست محمد (دختری که محمدو خیلیییییییی دوست داشت، ممد اسکلم همیشه میگفت مریم این منو دوست داره، اگه با من میای باید تظاهر کنی خواهرزاده می! منم میگفتم اکی who cares? ) یه موسسه حمایت ازینا داشت و اینا رو از همه جا جمع میکرد. هم اینا رو، هم بچه های بدسرپرست رو مثل اونایی که پدر و مادر معتاد دارن

و یکی از کارایی که لامصب میکرد! کمک به زن های فاحشه بود

میگفت مریم تو نمیفهمی

در نگاه اول این زنها خیلیییییی عوضی هستن

ولی اگه ازون گروهی که واقعا به خاطر بیماری های روحی یا آسیب رسوندن به یه زندگی مشترک یا هرچی مثل اون رفتن سراغ اینکارا، صرف نظر کنیم، این گروه واقعا بیچاره ان.

باورتون نمیشه

اینا رو جمع میکرد

بهشون کار میداد

یا طلاقیا رو

یا اونایی که شوهراشون از دنیا رفته بودن

یعنی تو نگاه میکردی این زنهای رنگ کرده رو

در نگاه اول من فکر کردم محمد چقدر کثیفه! که اینا رو میاره و باهاشون حرف میزنه و براشون پول جمع میکنه و بهشون زندگی میده

بعدها دیدم بابا این آدم آخرشه

خیلی باید جیگر داشته باشی که با یه مشت دختر و پسر بیست و سی ساله اینا رو از سطح شهر جمع کنی و کمکشون کنی

یادمه یه زنی بهش زنگ زد

محمد باهاش حرف زد

من اون موقع ها دیگه خودمم کمکش میکردم که این آدما رو پیدا کنه بهشون کار بده

گفت فعلا هیچ کاری نمیکنم

حس میکنم خانومه فاحشه هست و احتمالا درامد کافی داره و فقط میخواد شیطونی کنه

اتفاقا حدسش غلط بود :) و بعد ازون تا یه ماه سلام کثیف الذهن صداش میزدم.

در کل بچه ها اگه اینا رو کنار خیابون میبینین ازشون نترسین

اینا آدمن

ما نمیدونیم فردا چی میاره

شاید من بچه اوردم، مردم! و بچه من به هر دلیلی خیابانی شد

ما نمیدونیم هر آدمی چه بک گراندی داشته

منم ازینا میترسیدم

من تو میدون تجریش اینا رو میدیدم و با دوستام فرار میکردم

یه بار وقتی محمد دید منو 

آورد منو نشوند

گفت اینا آدمهای ترسناکی نیستن

اینم دلایل

و من بعد ازون حس کردم محمد درست میگه

آرزومه یه روزی دست این بچه ها رو بگیرم

یکی از شاگردای محمد دو تا ازینا رو تحت سرپرستی گرفت و یکیشون میخواست دکتر شه و اون یکی وکیل و همش درس میخوندن

یکیشون ناراحتی عصبی داشت

در کل

میخوام بگم اینا آدمن

اگه اینا رو میبینین جایی نترسین

اینا گشنه ان گاهی وقتا

تقریبا توی 98 درصد موارد برای باندها کار میکنن، اینا پول نمیخوان، به اینا غذا بدین اگه میبینینشون.

براشون غذا بخرین

این کاری بود که ما میکردیم


اگه وضع مالیتون خوبه اینا روبکشونین بیرون و بهشون پناه بدین

خدا رو خوش میاد

امیدوارم یه روزی برگردم کشورم و برای مردمم کاری کنم

اینجام میشه کرد

ولی در کل کشور آدم یه جوریه که بهش تعلق خاطر داری

یا مردم خاورمیانه

در کل هر جا هرجا

من بعد از بودن با محمد

نگاهم به زن های فاحشه عوض شد

نگاهم قبلش نفرت و ترحم داشت

بعد ازون حس کردم بابا!! شاید منم یه روزی مثل اونا میشدم اگه یه بچه گشنه داشتم، بی پدر و مادر بودم

واسه همین بود که محمد شبا موقع خواب شیش متر پهن میشد و با خیال راحت میخوابید

چون در طول روز یه بخشی از برنامه ش کمک به این آدمها بود

این کارش رو خیلی دوست داشتم

میگفت من شوالیه م

من دوستامو میبرم اینجور جاها

این بچه ها رو کمک میکنن

و بدینسان پول و رفاه از پولدارا منتقل میشه به فقیرا

درستم میگفت

دخترا همیشه عاشقش میشدن و خب براش هرکاری میکردن


یه بار بهم گفت

گاهی وقتا فاحشه ها واقعا از نداری فاحشه میشن

بوی کباب میخوره به بچشون

بچه میچسبه بهشون که منم کباب میخوام

و هر روز هر روز وقتی تکرار میشه این قضیه، بلاخره یه روز تسلیم میشن.


نیست مردم ما و مخصوصا مردهای ما خیلی بامرامن توی ایراان، نامردها حتی با اینا میخوابیدن و بهشون پول درست و درمون نمیدادن


من بعد از خوابیدنم با این پسره یه لحظه گفتم مریم! تو از سر خوش خوشون خوابیدی با این یارو

میفهمی که توی ایران یه عده به پول این سکس وابسته ان؟

خاک تو سرت!

در کل نمیگم با هیج کس نخوابید! منظورم اینه که گاهی وقتا زن بیچاره بدنش رو میفروشه و یه چیز اضافی رو توی بدنش تحمل میکنه (فقط یه زن اون حس رو درک میکنه، هیچ مردی نمیفهمه مگر تن فروشی کرده باشه) که بتونه پول غذای بچه شو فراهم کنه و مردهای عوضی ایرانی اون رو هم به زن نمیدن

تف میندازن و میرن

یه بخشی از اون حس بسیاررررررر بدی که منو میگیره همین حس هست که درباره زن های ایران و بچه های ایران سراغم میاد


یا این:




دقت کنین

این آدم، زن هست...




بچه ها اینا دور نیستن از ماها


فردا معلوم نیست

واقعا معلوم نیست فردا چی میاره


یه لحظه خودمونو جای اینا بذاریم


برنامه گذاشتم بعد از فرست یر ریپورتم، برم توی دو انجمن "فقر" و "حقوق بشر" کار کنم.


مخصوصا فقر

فقر خیلی مد نظرمه



محمد همیشه میگفت:

پولداری به آدم ممکنه فرهنگ، شانس دیدن آدمای درست و درمون و خیلی چیزا رو بده

ولی فقر حتما تو رو درنده میکنه و بعدش اسمتو میذارن بی فرهنگ، بعدش وحشی، بعدش از جامعه طردت میکنن


امیدوارم انقدر زنده بمونم که این روزا رو ببینم

اگه این قلب بذاره


واقعا آرزومه کاری کنم


آدمی ساخته افکار خویش است


خدا رو چه دیدین شاید کارای بزرگی کردم توی این زمینه.


:)

  • یه آدم

داشتم فکر میکردم


که از شدت الاغ بازی و ناراحتی امروز کلی پست گذاشتم


شماهام مرد مردونه همه رو خوندین


از همه مخاطبان خاموش و غیر خاموشم تشکر میکنم!

داشتم فکر میکردم

که من از همین تهرانیا خیلی محبت دیدم و انسانی نیست که اینجوری درباره شون صحبت کنیم

درسته که خیلی محافظه کارن و خیلی ترسو بعضا، و دروغگو هم بینشون زیاده.

ولی دلیل نمیشه آدمای بدی باشن.

همه جا ازینا هست.


فقط تو خاورمیانه و خصوصا ایران تعداد این آدما زیاده و تهران مرکز این گروه از آدماست.

اینجوریا.


اینا رو ولش


بچه ها

دلتون اگه صاف باشه به هرچی بخواین میرسین

دیر و زود داره

سوخت و سوز نداره


این شهرام شب پره همیشهههههههه میگفت

میگفت اگه اجازه بدن من توی ایران کار کنم

حتی شده راننده تاکسی بشم

همین فردا میام ایران


ظاهرا حتی اجازه نمیدادن که راننده تاکسی بشه که نیومده ایران.


چون من مصاحبه هاشو بارها شنیدم و آدم دوز و کلک بازی مثل ابی نیست.


دلش صاف و پاکه مثلا خاطرات دختر بازیشو تعریف مکیرد


توی پارازیت

کامبیز حسینی خونش به جوش اومد و حرص میخوردو میگفت خب چرا تو آخه اینجوری میکردی با دوست دخترت!؟!


حالا اینا هیچ


آقا شهرام شب پره ظاهرا داره به اهدافش میرسه


به زودی انقلاب میشه شب پره ایران میاد.



دلتون صاف باشه همین

دنیا به روتون میخنده


با بای بایییییییی


  • یه آدم

لی

منم همینو میگم


تهرانیا فقط فکر خودشونن

چون درامدشون بالاست

میگن خب ولشششش به ما چه

بذار شهرستانیا بمیرن.

ما خوش باشیم کافیه.


دیگه ازین حالت بی بخارتر و بی خاصیت تر داریم؟


بگذریم.

تا وقتی آدم پاشو تو کفش تک تک آدمها نذاشته نباید بشینه همه رو جمع ببنده.

ولی در کل

اگر مردم پایتخت ما بخار داشتن خیلی وضعیت ما متفاوت تر ازین میشد.



اینا رو ول کنین


یه کاری که این روحانی کرد


این بود که اعتماد آدم حسابیای مملکت رو هم جلب کرد و بعدش یهو دروغ گو از آب دراومد!!!


که خیلی شوکه کننده بود!!


روحانی از اول هم دروغگو بود


روحانی بود که حجاب رو ایده اجباری شدنش رو داد.



تو این وسط

اون زلزله ها

و همین طور حضور پروفسور محمود احمدی نژاد هم موثره.


چون مموتی از ترس زندون و همینطور به خاطر اعتماد به نفس بالا چپ و راست داره فحش میده همه مسئولین رو.

  • یه آدم

مردم ایران

و مردم کرد کشور

همیشه باعث میشن من داغون بشم. چرا؟

بنده خداها از ازل، از ازل، بهشون ظلم شد.


الان داشتم فیلم مامورایی که با ماشین های آب پاش بهشون حمله میکردن و اونا کردی صحبت میکردن رو میدیدم


دلم آتیش گرفت


خدایا ازت خواهش میکنم قهرتو به جوش بیار


جون هرکی دوست داری


بزن کل کره زمینو نابود کن اصلا مهم نیست دیگه هیچی.


دیگه بسه این همه بی عدالتی و لجن و فساد 


من نمیفهمم این مامورای انتظامی

بسیج

هرکسی

هر قومی


اینا توی همین ایران بزرگ شدن


اینا آدمن

این شکنجه گرای توی زندونا اصلا

اینا چجوری دلشون میاد روی مردمی که حرف حق میزنن گاز فلفل و نمیدونم هزار تا کوفت بپاشن.


نمیدونم اینا سر چه سفره ای نشستن.


نمیفهمم.


یکیش پسر داییمه. پسر داییم رو کاملا میدونم که چجوری بزرگ شد. پدر و مادر خوب و دلسوزی داره.

من حس میکم بعضی چیزا ژنتیکین. و ضمنا به محیط هم بستگی دارن پسر دایی من تو یه محیط (نه خانواده، خانواده ش خیلی خوبن) خشن بزرگ شد (مثل همه پسرای ایران) و دوست داشت خودشو نشون بده.

ولی بعضیا اونجوری نمیشن.

نمیدونم.


بگذریم.



دم مردم گیلان و مازندران و خراسان 1 و 2 و 3 گرم!

حاللللللللللل کردم!



تهرانیام مثل بی بخارا فعلا دارن تماشا میکنن. چون کلا به جز ادعا، دزدی، کلاه سر این و اون گذاشتن که چیزی بلد نیستن.

واقعا کاش ما تهران و تهرانی رو روی نقضه نداشتیم. کاش مال یه کشور دیگه میبود. 

آدم حسابیم داریما.

ولی بیتشر مردمش نق نقو و کلاه بردارن متاسفانه.


اون عده ای هم که میریزن تو خیابونا همیشه دانشجوها هستن و بقیه که از شهرهای دیگه مهاجرت کردن.

تهرانیا عملا چغندر محسوب میشن.

طفلک ستار بهشتی


دم ملت ایران گرم.


دلم برای کردها سوخت.


خدایا

کره زمین رو خاموش کن!


این تنها درخواست من از تو هست.


ظلم و فساد و کثافت کاری دیگه بسه.


خیلی ممنونم ازت.


امضا: مریم.


  • یه آدم