خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آب و برق مجانی» ثبت شده است

تجاوز به پسربچه‌ای معلول در یکی از محلات جنوب‌غرب تهران


احتمال میدم اینم یکی دیگه از آرمانهای انقلاب باشه.


+


جالبه که دارن از طرح حجاب برای معلولین رونمایی میکنن تو تهران.


بدبختا، خاک بر سرتون، خااااکککک، من که معلول نیستم، یکی اگه بهم دست بزنه تا سالها اثراتش با من میمونه (تا ابد)


به معلول تجاوز کردن، شما بی لیاقتا ساکت میمونین



بعد طرح حجاب برای معلولین راه میندازین؟!



میدونین


این مسئولان

این نماینده های مجلس

رئیس جمهور

همه همه


همین مموتی

الیباف

بقیایی

رسایی

از بالای مملکت، اون اولش تا آخرش، از همین مردم خودمونن دیگه


مردمی که اعدامدیدن تفریحشونه:


1


2


3


4


این!!!!


5

مامانم

یکی از خاطرات بچگیش

مربوط به اعدامه، تقریبا 18 ساله اینا بوده، 


تازه انقلاب شده بوده


میگفت داشتن یه عده رو اعدام میکردن

ما رو از طرف دبیرستان اجباری بردن برای تماشا (یکی دیگر از آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی)


بعد میگفت مادرای اون ادمایی که داشتن اعدام میشدن، غش کردن و سکته کردن، و مردم با سنگ زدنشون!!!!

(همون ملتی که انقلاب کردن)


بعد ما میگیم ما برتریم، ما سریم، ما کوروش، ما داریوش ما ابی ما بلا بلا بلا


خاک بر سر ما کنن


خاک بر سر اون تمدنی (حتی اگه 1 میلیون ساله باشه) که امثال ما ازون جا اومدیم بیرون و رشد کردیم.


خاک بر سر ما.



خاک.



خاک.



بزرگترین خواسته ام تو ایران این بود:

بچه نیارم.

نمیخواستم در بهترین حالت، یه بیچاره ای رو تحویل جامعه بدم که عذاب بکشه هر روز از بابت رنجها و ببدبختیا و در حالت معمولی بره تماشای اعدام.



خاک بر سر ما.



همین تجاوزگرا و دزدا و قاتلا رئیس جمهور میشن.


بچه ها خیلی عصبانیم!


خیلی ناراحتم.



میدونین، ما همیشه خودمونو جدا میکنیم

میگم احمدی نژاد بد بود،

این بده

اون بده

فلانی بده


رسایی بده


اون یکی بده


نمیدونم همه بدن


بابا اینا مردم خودمونن!


ما یه جا کوتاهی کردیم که اینا اومدن بیرون!



ما یه جا تنبلی کردیم که این بدبختا کنترل کشورو دستشون گرفتن.



ما ادمای خیلی زیاده خواه، تنبل و پرادعایی هستیم.



من پروسه رشد اینها رو دیدم.


همسایه مون، پسر داییم، خیلیای دیگه.


کل جامعه رو به زواله.



یکی از دوستان تو کامنتش نوشته من اشاره ای به روحانیوو خاتمی نکردم.


یعنی پست منو با دقت نمیخونین


همینجوری یه کامنت میذارین


من گفتم کل مملکت از بالا به پایینش

روحانی و خاتمی جزو کل مملکت نیستن؟


من گفتم رئیس جمهورا

اینا رئیس جمهور نیستن؟!


هممون داغونیم


حقمونه این شرایط.



شمام اول یه سه تا پست بخونین


بعد بیاین منو دعوا کنین


من تو پستهای دیگه م درباره اشکالات کانادا هم زیاد نوشتم.



اینم یکی دیگه از اخلاقای گند ماست


همیشه متخصص اظهار فضلیم



دو خط میخونیم میشیم متبحر در زمینه تفسیر کل زندگی طرف.



خاک بر سر ما.




  • یه آدم

بخاری مدرسه ما هیزمی بود!!! باور میکنین؟!


اینو بخونین

یکی دیگه از دلایل مهاجرت بنده این بود:


بخاری هیزمی و نفتی


قیافه اون بچه های معصومو ببینین، دارن دوربینو نگاه میکنن؟ دردشون به جون مسئولین کشور ما بخوره همشون با زن و بچه هایشون سرطان و ایدز و هپاتیت بگیرن به درک واصل شن.

تصادف کنن همشون قطع نخاع شن از گردن. شیطان صفتای بی هویت بی پدر و مادر خائن وطن فروش، به میرزا اقا خان نوری وطن فروش میگن به این بی صفتای بی هویت بی شناسنامه بی رحم رذل میگن خدمتگزاران مردم!!!!

یاد بچگی های خودم افتادم.

از اول ابتداییم تا اخر راهنماییم ده بار بخاریمون اتیش گرفت. صبحها مادرامون با هزار امید با لباسای اتو کرده با لباسای خوشگل سفید و کرم رنگ و مقنعه های تمیز ما رو میفرستادن مدرسه ظهر و عصر با بینی های دودی و لباسای سیاه میومدیم خونه.

یاد سختیهایی که بابای بیچارم کشید تا منو برسونه اینجا افتادم.

خیر سرم شهرنشین بودیم.

خیر سرم. شهردارمون خدا تومن پول میگرفت....


  • یه آدم

فکر کنم مقصود کسانی که انقلاب کردن از آب و برق مجانی این بود:

1

2

3

4

5

6

7


مخصوصا این:

8


چهره اون نوجوونو ببینین...

حق تحصیل رایگان

حق بهداشت رایگان

اب و برق رایگان....


قلبم اتیش گرفته


من هیچ شبکه اجتماعی کوفتی ای ندارم.

هیچی

فقط و فقط همین وبلاگه.

فکر نکنین جو گرفته دور برداشتم یه چیزی میگم نه.

با پلاسکو قلبم درد گرفت 

با خودسوزی یه خانم قلبم درد گرفت

با دیدن کولبرا قلبم درد گرفت

با خودکشی ملت تو مترو قلبم درد گرفت

ولی با دیدن یخ زدن یه بچه هجده ساله اتیش گرفتم...

اونم وقتی 100 کیلو بار پشتش بوده...

امیدارم یه روزی یه کاری واسه مردم اون مملکت انجام بدم

خیلی دردم میاد

شبا خوابم نمیبره گاهی....

نمیتونم فراموش کنم کشورمو.

خیلی دردم میاد...



  • یه آدم