خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

۷ مطلب در ژوئن ۲۰۱۶ ثبت شده است

من آدم پولکی نیستم.

هرگز و هرگز و هرگز در آرزوهای من پول نبوده.

اگه گفتم پول میخوامم احتمالا به قصد شوخی بوده.

ولی این سری اومدم متضرعانه از خدا خواهش کنم که مقدار زیادی پول برسونه بهم که همه کارام درست شه!!!

خدایا، ازت خواهش میکنم، این اولین و آخرین درخواست مالی من از توئه!!!

من که حرکت میکنم. لطفا تو برکت بده. خواهشا مقدار زیادی پول بهم برسون!!!! زودم برسون. تا یه هفته (گفتم زمانشو هم به خدا اعلام کنم که یه وقت دیر نشه!!!)

خیلی ممنونم ازت.

منتظرم!!!


  • یه آدم

خب سلام به همگی


یادمه یه روزی یه چند ماه قبل، تقریبا هشت ماه قبل، اومدم اینجا نوشتم که من دیگه عاشق نمیشم!!!

یادمه یه بنده خدایی اومد نوشت در پاسخم که ببینیم و تعریف کنیم...


روی سخنم با اون عزیزه...

عزیز!! شما درست میفرمایین!!! بنده انگار دارم عاشق میشم. ولی اینبار به یه مدل دیگه.

عاشق طرف نیستم.

به چشم معشوقه یا شریک زندگی اینده بهش نگاه نمیکنم...

شایدم بعدا نگاه کردم نمیدونم!!!

ولی فعلا نیست...

ولی خیلی دوسش دارم!!!!

ایهالناسسسسسسس من یکی رو دوس دارم!!!!!!

خیلیم دوسش دارم!!!

ای ماه رمضون تو رو به این عزیز بودن و عزت و پربرکت بودنت قسم میدم منو به اهدافم برسون!!!!!


این ازین


دوم

کارا دارن عادی جلو میرن...

شبا دیگه با آهنگ گوشی نمیخوابم...

راحت میخوابم...


ای ماه رمضون، همه رو برسون به خواسته هاشون!!!


کارامم خوب جلو میره!!!

 

  • یه آدم

خب

من دوباره اومدم!!!

این روزا خیلی خوشحال تشریف دارم!!!!!!

خودم میدونم.


خب من امروز یه خبر خوش دریافت کردم.

از "ج" تشکر میکنم.


زیاد!!! تشکر میکنم!!!



همچنان روزهام پرکاره....



اومدم یه چیزی بگم و برم...


اول اینکه این تجربه شخصی منه، خب؟ شخصیه! پس میتونم بگم بهش اعتماد دارم...

زندگی به من یاد داد که 

تا میتونم به آدما خوبی کنم

به همه...

دوست و دشمن

سفارشم به همتون همینه...

به همه خوبی کنین... به همه کمک کنین.... به همه... مهم نیست.. حتی اگه دشمنتون باشن... کمک کنین.... خوبی کنین... کارشونو راه بندازین....

مطمئن باشین، مطمئن، خب؟ مطمئن باشین که این خوبی ها یه جای دیگه به بهترین شکل ممکن در راستای تحقق آرزوهاتون پیش پاتون سبز میشن...

شک نکنین به حرف من....

حداقل خودم به حرف خودم شک ندارم....

از کسی که بهش خوبی میکنین، یا وقت درماندگی دستشو میگیرین انتظار کمک نداشته باشین، از هیچ کس انتظار نداشته باشین.... کسی که از شما کمک میخواد دست و بالش نسبت به شما از هر نظری ممکنه تنگ تر باشه، چطوری بیاد بهتون کمک کنه... شما از هیچ کس انتظار نداشته باشین....

به خودمم اینا رو دارم میگم الان....

شما کمک کنین... بندازین تو دجله....

اون کمک شما به بهترین شکل ممکن و به صورت هدفمند شده در راستای هدف شما تحقق پیدا میکنه... شما به بقیه کمک کنین.... بذارین کمکها خودشون پیش پاتون سبز شن.. از هیچ احدی، از هیچ موجودی انتظار نداشته باشین، توکلتون به خودتون باشه... توکلتون به خودتون باشه و به خداتون...

دستتونو میگیره....

دستتونو میگیره....


این حرفا رو تجربه کردم...

دوس داشتم به مخاطبام بگم...

موفق باشید :)

امیدوارم بهترینها پیش پاتون دربیاد...




  • یه آدم

ساعت 2 و ربع نصفه شبه

من هنوز نخوابیدم!!!


بی سابقس!



داشتم کامارمو انجام میدادم

یهو جوگیر شدم بیام بنویسم!!


یه سوالی

کسی خبر نداره همسر کامبیز حسینی کیه؟

یه باره کنجکاو شدم بدونم.

چرا تو اینترنت نیست؟!

میدونم که گلشیفته فراهانی نیست. 


گوش سپردم به بزن باران حبیب...

هوا ابریه

باد میوزه...

انگار میخواد بباره

ولی ماه هم هست...

ستاره هم هست...


کی من به خواسته هام میرسم؟!

خیلی دوس دارم کارام زود درست بشه...


امشب متوجه شدم یه نفرو خیلی دوست دارم...

عشقی نه، حسی. خیلی کمکم کرده

و داره کمک میکنه همچنان

یه جورایی ازش زیاد ممنونم....


بزن باران که وقت لای روبیست...


پی نوشت: دلم برای گیتارم تنگ شده...

هوس کردم همین بزن بارانو باهاش بزنم....


  • یه آدم
من دختریم که خیلی زیاد انرژی دارم، خیلی شادابم (و شادم البته!!!! خوشحال!!) و خیلی امیدوارم.
من معمولا ناامید نمیشم. ولی وقتی ناامید بشم بد ناامید میشما!! یعنی مثلا من شاید ده سال واسه یه کاری تلاش کنم بدون اینکه ذره ای ناامید شم (مثل همون روز اول تلاش کنم) بعد یه باره به بن بست برسم و حس کنم دارم از بین میرم. جالبه!! که همون موقع، یا یه اتفاق خوب میفته، یا یکی پیدا میشه که کمک میکنه من دوباره امیدوار شم و ادامه بدم!!!
من اینو بارها تجربه کردم تو زندگی...

حالا
میخوام یه چیز دیگه بگم
اینو هم تجربه کردم و ضمنا یکی از بهترین دست اورد های زندگی منه

اینکه
اگه شما چیزی رو بخواین
و خیلی قوی بخواین
یعنی خیلیییییییییی از صمیم قلبتون اونو بخواین
و ضمنا تلاش هم بکنین تا حد امکان، یعنی در حد رویا نباشه.
گرچه ادم وقتی چیزی رو دوست داشته باشه یا بخوادش تلاشم میکنه واسش چون از هر لحظه ش لذت میبره.
ولی
اگه شما چیزی رو بخواین
و از صمیم قلبتون بخواین 
و در راستاش تلاش هم بکنین تا حد امکان
و بهش کشش داشته باشین
شک نداشته باشین به حرف من، شک نداشته باشین!!!
که بهش میرسین.
شک نکنین.
دیر و زود داره
ولی بهش میرسین....
حتما میرسین....
این نتیجه تجربیات منه
و الان بهش ایمان دارم...
فقط باید بخواین...
و ناامید نشین...


به قول اون...
Keep the faith...


  • یه آدم

هوس کردم که درباره بابا لنگ دراز و جودی آبوت بنویسم!


نمیدونم چرا

من بابا لنگ درازمو دوس دارم...


زیاد دوسش دارم...



بابا لنگ درازمو دوست دارم...


هیچی دربارش نمیگم.


مال خودمه چون!!!


ولی این دفعه

میخواستم درباره شخصیت های داستان بابا لنگ دراز صحبت کنم


جودی

شخصیت اصلی قصه، دختری امیدوار، با احساس (خیلی پراحساس!!)، باهوش، پر جنب وجوش و فقیر که با کمکهای آقای جان اسمیت که او را بابا لنگ دراز صدا میکند به کالج میره. کل ماجرای کتاب و انیمیشن پیرامون زندگی همین جودیه!!! عاشق جودیم!!!


جان اسمیت

شخصیت بابا لنگ دراز که ما درکارتون پس از ورود جودی به کالج با او مواجهه میشویم. بابا لنگ دراز از اول تا آخرش هویتش مخفی میمونه. در نهایت متوجه میشیم همون جرویس پندلتونه!!!


سالی مک براید

دوست صمیمی جودی ابوت، دختری موفرفری با عینک البته کمی هم خجالتی که هم اتاقی جودی نیز هست و اغلب اوقات مثل یه دوست صمیمی باعث شاد شدن جودی میشود که در اخر کارتون ما با موفقیت اونیز روبرو میشویم. یه داداشم داره به اسم جیمی که عاشق جودی میشه و بابا لنگ دراز این وسط موش دوونی میکنه و نمیذاره جیمی و جودی به هم برسن!!!


جولیا پندلتون 

دختری پولدار و مغرور که هم اتاقی جودی و سالی هست و بیشتر مواقع با جودی بحثش میشه و قدبلنده و برادرزاده آقای جرویس پندلتون و البته هم اتاقی جودی ودیگر شخصیتها. جالبه که من تو کارتون سانسور نشده متوجه شدم که جولیا از داداش سالی یعنی جیمی خوشش میاد و جالبه که جیمی اونو دوس نداره!! جیمی جودی رو دوس داره!!


خانم سلون (ترون یا سلون سان)

مسئول خوابگاه دخترانه دبیرستان لینکلن، همون مدرسه ای که جودی توش درس میخونه. خیلی بانمکه این شخصیت. خیلی!!


مامان جولیا پندلتون

زنی بس خودخواه، پولدار و دشمن جودی!!! همین!!!


جیمی مک براید

داداش سالی مک براید که هم دانشجو هست و ضمنا عضو تیم فوتبال دانشگاهشونه که جولیا عاشق اونه اما جیمی جودی رو دوست داره!!


و اینو هم بگم، انیمیشن سانسور شده و سانسور نشده یه عالمه با هم فرق دارن.

یه عالمه!

همین ماجراها اصلا تو اون مدل سانسور شده دیده نمیشن.


و همین کتاب سانسور شده و نشده با هم کلی فرق دارن!!!


و ضمنا

من کانادا میخوام (انقدر میخوام بگم که ملکه ذهنم شه!!!!! بلکه اتفاق بیفته واسم و برم!!!!)

ولی عاشق وطنم هستم. عاشق کشورم هستم.

این دو تا حسابش جداستا.

با همه علاقه ای که ایران عزیزم دارم، ولی دوس دارم برم کانادا.

ولی عاشق کشورم هستم.





  • یه آدم

من امروز خیلی غمگین شدم

و خیلی گریه کردم

امروز صبح 21 خرداد 95، حبیب محبیان از میان ما رفت!

خواننده ترانه های: شهلای من کجایی، من مرد تنهای شبم، بزن باران، در این زمانه بی های و هوی لال پرست، تو به من خندیدی و... مهم تر از همه مادر!! آهنگ مادرش بی نظیره!!

من مطمئنم کسی نمیتونه مثه حبیب برای مادر بخونه بعد از این

تو رویاهام بود، که ببینمش. 

برنامم این بود که بعد از جمع و جور کردن کارام ببینمش....

میخواستم با خانواده برم رامسر، یا بلاخره یه جوری ببینم ایشونو...

من آقای محبیانو دوست داشتم...

دوسشم دارم...

خودشو، صداشو، تیپشو، کاراشو، جهان بینیشو، اینکه دوست داشت تو وطنش بمیره، من حبیبو دوس دارم...

من نهایتش سه 4 تا خواننده محبوب فارسی زبان دارم... از ازل تا الان!!

حبیب یکیشون بود....

آقای حبیب، ازت ممنونیم به خاطر کارای قشنگی که ساختی...

به خاطر خاطراتی که واسه ما ساختی...

به خاطر همه حرفایی که از صمیم قلبت نوشتیشون و به زبونشون آوردی...

آقای حبیب، همیشه تو قلب من میمونی.

همیشه میمونی...

 

بزن باران که صحرا لاله گون است...





 

  • یه آدم