خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Wednesday, 24 January 2018، 04:32 PM

بابابزرگم

بابابزرگم آدم تقریبا حسابی هست.

نه که خفن و خیلی دکتر مهندس باشه، ولی آدم حسابیه برای خودش و برو بیا داره. خبرنگار بوده.


مادربزرگم نزدیک یه سال (هنوز یه سال نشده) که از دنیا رفته

و بابابزرگم گیررررر داده که میخواد زن بگیره!

حالا اگه تو ایران فاحشه خونه داشتیم بابابزرگ من نمیگرفت. میرفت فاحشه خونه کارشو میکرد و برمیگشت.

دختراش مخالفن و میگن نهههههه زن نگیر،

بابابزرگم میخواد بعد از سالگرد مادربزرگم بره خواستگاری

دارم به این فکر میکنم که خیلیا (از همین ایرانیا) اتفاقا جوونن و اینجان ولی برای اون جلوییشون تن به هر کاری نمیدن.

بابابزرگ من خودشو داره میکشه!

دلم برای پسرای کشورم سوخت که اینجا تنهایی زندگی میکنن بعضیاشون و صداشونم درنمیاد و زمینو آسمونو هم به هم نمیدوزن برای این تنهاییشون.

ویران شود این شهر که میخانه ندارد!

اگه داشت الان عمه های من و بابابزرگم میونه شون شکراب نمیشد!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">