خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Friday, 19 January 2018، 01:38 AM

ما زنها

من قبول دارم که مهاجرت مشکلاتشو داره

قبول دارم که گاهی واقعا قاطی میکنم و میام اینجا هرچی میخوام مینویسم.


ولی میخوام یه چیزو بهتون بگم

اینکه شما اگه این وبلاگو میخونین واقعا، و اگه همه پستهاشو میخونین، دارین سیکل تحولات روحی و جسمی یه زن رو در طول یه ماه (که اون هر ماه تکرار میشه) میبینین، 

من نزدیکیای پریودم خیلی دیگه مثبت و خوشبین نیستم

روز ششم هفتم پریودم مخصوصا روز ششم و پنجم، نمیخوام بگم بدبین میشم، نه صد در صد، ولی تا حد زیادی جنبه های مثبت زندگیم رو نمیبینم

و وقتی روز هفتم تموم میشه (دیشب که تموم شد) یه خواب ده ساعته منو فرا میگیره

و یهویی از همون آخرای روز هفتم دنیا به روی من میخنده و همون مریم پرانرژی که از خوشحالی داره میمیره میشم.

فکر میکنم که منم مثل همه زن ها یه هفته خیلی بد رو هیمشه تجربه میکنم هر ماه.

از کنترل ما خارجه. واقعا سعی میکنم اثراتشو کمتر کنم ولی واقعا از کنترل من خارجه.

از روز هفتم من میشم بمب انرژِی! میشم مریم سابق.

میشم دختری که روی یه پا داره میپره بالا پایین همش.


تازه من این ماه هشت روز زودتر هم پریود شدم، و دوره شادیم کمتر بود.

ولی اینو بهتون قول میدم

هرچی که نوشتم، چه خوشحال چه ناراحت، چه در دوارن پریودی چه بعد ازون، همه و همه واقعیت بوده.

گاهی وقتا نکات مثبت رو بیشتر گفتم و گاهی نکات منفی رو

ولی همه ش واقعیت بوده


همش بخشی از داستان کل زندگی من هست.


و جالبه که من بعد از تموم شدن پریودم حس میکنم باز هم عاشق تمام آدمها هستم فارغ از خوب و بد بودنشون و جنسیتشون

ولی توی همون چند روز قبل از پریودیم و دوران پریودیم کشش جنسیم به طرز دیوانه واری میره بالا، اینقدر شدید میشه که من حس میکنم در کنترل خودم نیستم. و حس میکنم یتونم بدیهای آدمها رو ببینم توی اون دوران.

مثلا ما یه همکار داریمکه همه حالشون ازش به هم میخوره و واقعا هم آدم بدی هست. 

من در حالت عادی دوسش دارم و خیلی باهاش گرم میگیرم ولی موقع پریودی نیست چشمم به روی واقعیت ها باز میشه، دیگه نمیتونم چشممو به روی بدیهاش ببندم! و حرص میخورم.

ما زنها خیلی عجیبیم!


تنها آدمی که چه موقع پریودی چه قبل ازون چه بعدش حس میکنم بی اندازه دوسش دارم و براش گریه هم میکنم، محمده.

البته در کنار خانواده م.

نظرات  (۱)

  • کلنگ سرسخت
  • بله....
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">