خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Wednesday, 17 January 2018، 01:21 AM

برده داری در اتوبوس

امروز صبح وقتی داشتم میومدم دانشگاه، یهو به کل فلسفه مهاجرت فکر کردم.

و گفتم این همه ما جون کندیم و استرس وارد شد بهمون و انواع مریضی ها رو گرفتیم همه مون و پسرای 40 ساله مون هنوز بدبختا تنهان و اتفاقا خیلی هم باعرضه ن ولی با هزار سختی زندگیشون میگذره.

دخترا و پسرای ما باکیفیت ترن

ولی سر ما اینقدر بلا اومده که محبور شدیم بیایم اینجا.


امروز گفتم مریم این همه زحمت کشیدی و جنگیدی برای چی؟

برای اینکه تهش بشی این؟

سر صبح توی یه اتوبوس بشینی و بری سر دانشگاهت؟

بشینی کنار دخترا و پسرایی که همه شون از تفریحاتی که با خانواده شون داشتن حرف میزنن؟

HOME که میگن من همه دلم میلرزه بچه ها

یاد این میفتم که منم میتونستم الان توی خونه م باشم.

اینجا جای خیلی خوبی هست. ولی دقت کنین ما کانادایی نیستیم و حالا حالا باید سگ دو بزنیم.


خیلی لعنت فرستادم به اون کسی که کمکم کرد بیام اینجا


آرزوهای آدم عوض میشن.


آدما بها میدن برای کارایی که کردن و اینجوری نیست که سر سه ثانیه بگم ناراحتم؟ برگردم ایران خب!

اینجوری نیست.


بعضی  فیلمایی که میسازن اصلا دروغ نیستن گاهی واقعا زندگی آدمها رو به تصویر میکشن.


امروز صبح حس کردم یه گوسفندم. یه حیوونم که از یه ماشین اومده بیرون و قدرت همه کاری رو ازش گرفتن و فقط کاری رو میکنه که ازش میخوان. و از خودم بدم اومد. 

نمیگم ایران گل و بلبله ولی این حس ها رو داشتم.



  • یه آدم

نظرات  (۴)

  • صبا مهندس
  • جدیدا اینجور شدم 
    مثلا ١:٣٠ میخوابم یهو ٣:٣٠ بیدار میشم همینطوری خوابم نمیبره تا ٥:٣٠ بعد میخوابم تا ٨ بعد همینطور وسط روزم خوابم میاد:/ خوابم به هم ریخته 
    پاسخ:
    به خاطر دغدغه های فکری هست.
    نکن اینکارو.
  • صبا مهندس
  • خیلی خوشحالم که رک و راحت این پست رو نوشتی 
    جای تحسین داره 
    پاسخ:
    خواهش میکنم.
    تو چرا خواب نداری!؟
    اینا ابعاد پنهان مهاجرته که خیلی پرداختن بهشون مهمه واقعا. اینا رو بهش فکر میکنم اعصابم خورد میشه.  جالبه اونا که تو ایران هستن و وضعیت خوبی دارن همه ش دلشون میخواد جای مهاجرا باشن. 
    پاسخ:
    آره دقیقا
    خیلیاشون هم بعدا پشیمون میشن
    ولی قبل اومدن همه ما میدونیم که قراره همین بشه
  • کلنگ سرسخت
  • منم یه بار این حس بهم دست داد.....
    می دونی کی ؟
    وقتی از سر ناچاری و نداری دوران دانشجویی مجبور شدم برم یه جا کار کنم به عنوان فروشنده لباس! تو یه برند معروف!
    هر روز صبح تا ظهر نزدیک به دو میلیون لباس می فروختم و تمام حقوقی که میگرفتم ساعتی 3400بود!
    با بنز و بی ام و و پورش میومدن خرید می کردن و من از سر نداری ناهار نمی خریدم و شام و ناهارم رو یکی کرده بودم !
    یادم نمیره یه مقطعی مجبور بودم شیفت عصر هم وایسم ساعت یک شب بود و می خواستم برم خونه  و اتفاقا فروش عالی هم کرده بودم بعد چون پول نداشتم و شام هم نخورده بودم کنار جاده وایساده بودم گرسنه تا یکی دلش بسوزه نگه داره!
    آخرش هم یه بابایی نگه داشت با هم سر کرایه دعوامون داشت می شد برگشتم بهش گفتم ببین اگه تو جیب من پول بود این ساعت این جا ویلان و سیلان نبودم!
    صداقتی که تو صدام بود باعث شد راهش رو بکشه بره!
    اون روز هادقیقا همین حسی که تو داری رو من هم داشتم ، احساس کردم یه حیوونم که فقط دارن به قدر زنده موندن آب و غذا میدن وبه حد نهایت هم ازم کار می کشن!

    جالبیش اینه این همه جون کندم و تهش می دونی چی شد؟
    طرف حقوقم رو نداد!
    پاسخ:
    میفهمم.
    همین حس رو منم دارم.
    ممنونم که share ش کردی با من
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">