خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Saturday, 13 January 2018، 05:44 PM

حرفای دلم_ما ایرانیا

میدونین

من حقیقتش برام مهم نیست که بقیه چطوری فکر میکنن درباره من


من چند تا دلیل دارم برای نوشتن توی این وبلاگ و دو تا وبلاگ دیگه ام

اینکه با گذر زمان من مینویسم و وقتی برمیگردم به عقب میفهمم چقدر رشد کردم یا مثلا یه سری از دغدغه هام برام خیلی مسئله بوده و الان مزخرف شدن و خنده دار

اینکه یه سری آدمها مهم بودن و الان نیستن

یه عده مهم نبودن و الان هستن


و اینکه شاید شاید یه روزی به درد کسی بخوره


نوشته های یه خانومی درباره ونکوور خیلی بهم کمک کرد که درباره ونکوور تصویر بسازم.


ولی درباره نوشته قبلیم

من به یه چیز خیلی فکر میکنم و تا حدی بهش ایمان دارم

آدمی که ناشایسته هست، آدمی که دزد و قاتله، آدمی که خوش ذاته و... با مهاجرت عوض نمیشه.

آدمی که اخلاق حضرت مسیح رو داره خیلی بعید هست که اخلاق و رفتارهای ذاتیش عوض بشن، مثلا: من تا همین دو هفته قبل، به مدت یه ماه بود که یه ریز بد و بیراه مینوشتم. الان نمینویسم. چرا؟ چون اون روزا اعصابم سر ایران خرد بود سر خیلی چیزا هرچی.

تربیت با آدم میمونه. من امکان نداره به یه آدم کلاه بردار تبدیل بشم. این توی تربیت من نیست.

به مرور یه چیزایی در آدم عوض میشن. سواد من توی رشته م عوض میشه خیلی چیزا عوض میشه

ارزش های ادم حتی عوض میشن، مثلا من تا بیست سالگیم به تمام حرفهای آدمها اعتماد میکردم و فکر میکرد م آدما هرچی که میگن رو بهش عمل میکنن ولی بعد ازون دیگه نه.

ولی شخصیت و سیستم و ذات آدم، چیزی که با اون بزرگ شدی عوض نمیشه.

فرهنگ آدم طول میکشه که عوض بشه. من الان اگه با یه پسری بخوابم، بعدش خجالت میکشم پیشش لخت باشم!! باهاش سکس کردما! ولی بعدش شروع میکنم به خجالت کشیدن! پیش هم خونه ای دخترم ولی لختم قرار باشه که مجبوری باشم میشم ایرادی نداره!! 

این بخشی از فرهنگ هست.

یه چیزی که منو از پسرای ایران فراری میده و هر قدر میرم جلو حس میکنم اینا همه سر و ته یه کرباسنو توی مغزم نباید تفاوتی قائل بشم برای اینا همین خاصیت دروغ گفتن ایناست. این پسره دراز هست؟ و هزار نفر دیگه مثل اون، روز اولی که بهم زنگ زد قبلش، هفت هشت تا سکیوریتی چکش کردم و بهش هم گفتم که دارم گوگلت میکنم با اجازه چون نمیشناسمت. اونم گفت بابا بخدا پدر و مادر دارم گوگل کن ببین منو بلاه بلاه بلاه. بلاخره منم اینجورمی دیر اعتماد میکنم. یادمه بعد مدتی که حاضر شدم باهاش صحبت کنم، برگشت همون اول گفت خدا رو چه دیدی شاید به زودی شدم بابای بچه هات، گفتم چی؟ تو هنوز نیومده نرسیده، تو بعد 13 سال زندگی توی اینجا هنوز اون اخلاقای غلو کردن خاورمیانه ایا رو داری؟ آخه مجبوری؟ مگه من روی زمین موندم که همچین چیزی میگی؟ من همه اینا رو بهش محترمانه گفتم وگفتمم که پسرای ایران متاسفانه با اینکه کسی مجبورشون نمیکنه ولی حتما باید بیشتر از چیزی هستن رو نشون بدن. بعد بهش گفتم از من زن واسه تو درنمیاد حداقل تو چند مدت آینده. یادمه تو هفته اول دو بار هم بهش گفتم که من آماده هیچ رابطه ای نیستم. ولی بچه ها، اینا به آسونی هزاررررررر تا قول میدن. اون پسر خاورمیانه ای هم همین بود. من اینو توی پسرای کانادایی ندیدم. پسرای ایران اینقدررررررررررررررر بیچاره ها یاد گرفتن که اول قولای الکی بدن و بیان جلو بدون اینکه طرفشونو بشناسن، که وقتی یه دختر بهشون میگه قول الکی نده و من زنت نمیشم پس خودتو بیخودی نگران نکن که اگه با دختره خوابیدم و گفت باید منو بگیری چیکار کنم (اینو قبلا بهش گفته بودن) چیکار کنم، که اینا شاخ درمیارن.

یعنی با اینکه اینا رو اینقدر آزاد میذاری که راحت بیان جلو و نترسن، باز این احمقا میترسن!! خیلی من تعجب میکنم ازینا! همش حس میکنن باید به حد زیاد قول الکی بدن که دختره خر بشه، که بتونن یه مدتی باهاش بخوابن حالا بعدشم خدا بزرگه و وقتی میبینن یکی اینجوری نیست و به اون شناسنامه کوفتیش ارزش میده و براش احترام قائله، میترسن! 

اشکال از دخترای ما هم هستا. تربیت هست دیگه. از بچگی به ما یاد دادن که دختر باید پرده ش حفظ بشه بلاه بلاه بلاه و اگه پسری بفهمه که شما با کسی خوابیدین دیگه شما رو نمیگیره (به جهنم بگیره) بعد پسرا میخشونو به همه جا میکوبن تهشم ادای تنگا رو درمیارن. 

حالا شما به پسری اگه بگین که حاجی من اندازه تار موهات سکس کردم، اینقدر حرفه ای با شما میخوابه که شاخ درمیارین از عجب ولی همین پسر قابلیت ادای تنگا رو دراردن رو در حد اعلا داره.

در کل از فرهنگمون گله مندم.

یکی از چیزایی که توی این یه سال اصلا ندیدم و یهو جلوم ظاهر شد، همین مسئله هست. همین پسره. که با دیدنش تمام خاطرات ایرانم زنده شد و بهش هم گفتم البته که تو منو تماما یاد ایران انداختی. اتفاقا دوستی کاناداییا منجر به ازدواج میشه خیلی وقتا این دوستی ایرانیاس که نمیشه. بس که با دروغ میرن جلو و با پنهان کاری. همش میخوان خودشونو اون چیزی که نیستن نشون بدن همش میخوان زرنگی کنن، دخترا زرنگی میکنن با گفتن اینکه تو باید منو بگیری پسرا زرنگی میکنن با قولهای الکیشون.

شدیم یه ملیت گه، یه مشت دروغگو که توی تمام دنیا پخش هستن.

شدیم آدمهایی که انکار کننده نیازهای بدنشون و روحیشون هستن.

من خودمم اینجوری بودم. منم حس میکردم حتی اگه کسی بفهمه من با کسی خوابیدم باید انکارش کنم. یعنی نباید حتی اگه تابلوئه که من با محمد خوابیدم، بروزش بدم. چون توی ایران پسرا تا میفهمن تو با کسی سکس کردی و پرده نداری شروع میکنن حتی لازم باشه تجاوزم میکنن. ولی عوض شدم. دلیلشم یکیش رک بودن خودم بود که تدریجا این تصمیم رو گرفتم و گفتم بابا روراست باشم و بعدی جدی بود. جدی توی چند مرحله این رو توی من از بین برد ولی دقت کنین توی ایران نمیشه اینو بروز داد. نمیشه به همه بگی من خوابیدم با کسی. 

من اینجا به هم خونه ایم داشتم میگفتم که من شش سال با یه نفر فقط سکس کردم و تنها دوست پسرم بود، گفت با ده نفرم باشه اشکالی نداره. چی میشه. نیاز بدنه. وقتی از کسی اینقدر خوشت میاد که باهاش سکس کنی چه ایرادی داره؟ مادامی که یه سری تعهدات هست ایراد نداره. این پسره، همین ایرانیه، اولین بار پرسید شما از نظر فیزیک مشکل نداری با کسی رابطه داشته باشی؟ گفتم نه، ولی نمیفهمم چرا باید بپرسین اینو چون من که نگفتم که میخوام با شما توی رابطه بمونم. ولی مثلا تعجب کرد، چون براش عجیب بود که من قایمش نکردم یا نگفتم نهههههههههه بده! 

ولی میگم

ما رو داغون بزرگ کردن.

یه مشت کلاه بردار و دزد و فراری و آدمی که میخواد خودشو قالب کنه به پسرا بزرگ شدیم و بای دیفالت هر پسر و دختر ایرانی همین فکر رو درباره پسر و دخترای دیگه میکنه.

دو روز زندگیه

من ممکنه فردا نباشم

امروز ممکنه کله م بخوره به لبه استخر و برای همیشه بمیرم

آخه چرا آدم دروغ بگه؟ چرا مخفی کنه؟ چرا خودشو به دیگری قالب کنه؟ آخه چرا؟

این تربیتی که ما داریم خیلی شتی و داغون هست.

اینکه پسرامون حس میکنن برای خوابین با یکی باید هر دروغی بگن، بابا لامصب اون جلوییتو ببر، ببندش! و براش دروغ نگو!

و دخترامون هم همش حس میکنن هرکی بهشون دست زد باید بگیرتشون که روی زمین نمونن، اینا همه از عدم اعتماد به نفس و عدم اعتماد به آینده میاد. که توی کشور ما هیچ کدوم نیست. و توی تربیت ما هم داد میزنه این.

همین.

اینطوری نباشیم.

سخت نیست آدم بودن.

ما به پارتنرمون، به پسری که باهامون میخوابه یاد بدیم که لزومی نداره دروغ بگه. اگه ازش خوشم بیاد باهاش سکس میکنم.

من اینو به پسره گفتم. البته بعدشم گفتم که دیگه حوصله شو ندارم خخخخخخخخ زشت بود ولی صادق بودم. حرف دلمو زدم.

رو اعصابم بود

پسری که 35 سالشه ولی به آسونی بعد سه روز میگه اینایی که میگی همه نشون عشق هست اون مشکوکه و تربیت مریضی داشته.

بهش گفتم تو سه روز قبل منو دیدی

چطوری عشق شکوفه زد؟

ساکت موند

گفتم این کلمه خیلی سنگینه.

لطفا برای من هر کلمه ای رو استفاده نکن.

من ازت انتظار بلوغ دارم. 35 سالته. و بهش برخورد.

بربخوره.

میره میشینه فکر میکنه میبینه زشته حرف زدنش. زشته که به زور بخواد بهم ثابت کنه که میتونه بابای بچه هام بشه. 

بابا پسرای ایران داغونن. دخترامونم. رو خودمون کار کنیم. بقیه کشورا هم داغون دارن مخصوصا عربها و چینیا ولی ما ایارنیا حداقل رو خودمون کار کنیم.


نظرات  (۴)

آره بابا لی همون بروس عه. Bruce 
پاسخ:
هااااااان!!

وبلاگم هست که.  اونروز خوب نبود حالم سر وبلاگ خالی کردم.  
خیلی مادی گرایی تو نگاه عموم دخترا هست واقعا. حس میکنم بخاطر اعتماد ب نفس پایینی هست ک اکثرا دارن.  مثلا نمیگن اکی بریم زندگی رو بسازیم با هم.   میگن برو مثل خر کار کن برای من صد میلیون خونه رهن کن،بیست میلیون حلقه و طلا بگیر ، عروسی خفن بگیر، ماشین فلان داشته باش.   خیلی از ازدواج ها اینجوریه الان تو ایران ک من معتقدم باید رید تو اون زندگی.  
پاسخ:
من موافقم که دخترای ایرانی تنبلن و زیاد کار نمیکنن و از یه طرف هم فرهنگ ما رو اینجوری بار اورده
من وبلاگت رو ندارم.
دیلیت کردی.
آدرسشو میذاری؟
تو همون لی هستی؟

بخدا تقصیر دختراست، من نمیدونم بعضی ها چی میزنن که اصلا انگار هیچ نیازی ندارن. ب یکی میگی بیا آشنا بشیم و وقت بگذرونیم سریع فکر میکنن داری خواستگاری میکنی ازشون و سریع نگاه میکنن ببینن لباسای تنت چقدر می ارزه یا رزومه ت چیه یا وضعیت بابات چجوریه. این قضیه اینقدر زیاده که من همیشه با خودم فکر میکنم نکنه من کسخلم و دنیا واقعا فروشگاهه و من اشتباه گرفتم و هنوز نفهمیدم کجا ام.  سر این قضیه دروغگویی خیلی باب میشه.  وعده الکی و خام زیاد میشه.  بخدا من از یکی خوشم میومد فقط بخاطر پول به یکی که در حالت عادی هیچ شانسی برای اون دختره نداشت بله داد و سال دیگه داره میاد کانادا، بعد دیدم من ب درک اصلا چون وضع م خوب نبود، چندتا خواستگار خیلی خوب دیگه داشت ولی اون جوری پولدار نبودن و اینم دک کرد اونا رو.   
کلا دلم میخواد ته فکر دخترا رو ببینم. 

پاسخ:
خیلی برام عجیبه
دیگه وقتی پسرا خودشون میگن حتما درسته دیگه
ولی اینجوری نگو بخدا تقصیر دختراست
لی تو وبلاگتو هم دیلیت کردی خوب کجا برات بنویسم؟
حرفم اینه که
حداقل دو دقیقه آدم با دختره حرف بزنه، ببینه کجای زندگیشه پول، بعد بهش بگه که آره من پول برام مهم هست یا نیست. آخه من پول واقعا برام کم ارزش هست. نمیگم بی ارزشه چون بلاخره وابسته ایم به پول. تمام زندگی از طریق اون انجام میشه.
  • کلنگ سرسخت
  • نصفشو خوندم خیلی طولانی بود
    ببین به عنوان یک جنس مذکر میگم دخترا خودشون طالب دروغ هستن  . 
    هر بار من راست گفتم باختم!
    پاسخ:
    مرسی که صادقانه گفتی نصفشو خوندی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">