خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Sunday, 7 January 2018، 07:38 AM

فقر

یکی از بزرگترین دغدغه های من

این بچه ها بودن و هستن



محمد همیشه میگفت مریم، بین تو و من و اینا هیچچچچچچچچچ فرقی نیست. یعنی مام میتونستیم اینجوری بشیم. از بخت بد اینا اینجوری شدن.




من از نزدیک با این بچه ها حرف زدم

چون دوست محمد (دختری که محمدو خیلیییییییی دوست داشت، ممد اسکلم همیشه میگفت مریم این منو دوست داره، اگه با من میای باید تظاهر کنی خواهرزاده می! منم میگفتم اکی who cares? ) یه موسسه حمایت ازینا داشت و اینا رو از همه جا جمع میکرد. هم اینا رو، هم بچه های بدسرپرست رو مثل اونایی که پدر و مادر معتاد دارن

و یکی از کارایی که لامصب میکرد! کمک به زن های فاحشه بود

میگفت مریم تو نمیفهمی

در نگاه اول این زنها خیلیییییی عوضی هستن

ولی اگه ازون گروهی که واقعا به خاطر بیماری های روحی یا آسیب رسوندن به یه زندگی مشترک یا هرچی مثل اون رفتن سراغ اینکارا، صرف نظر کنیم، این گروه واقعا بیچاره ان.

باورتون نمیشه

اینا رو جمع میکرد

بهشون کار میداد

یا طلاقیا رو

یا اونایی که شوهراشون از دنیا رفته بودن

یعنی تو نگاه میکردی این زنهای رنگ کرده رو

در نگاه اول من فکر کردم محمد چقدر کثیفه! که اینا رو میاره و باهاشون حرف میزنه و براشون پول جمع میکنه و بهشون زندگی میده

بعدها دیدم بابا این آدم آخرشه

خیلی باید جیگر داشته باشی که با یه مشت دختر و پسر بیست و سی ساله اینا رو از سطح شهر جمع کنی و کمکشون کنی

یادمه یه زنی بهش زنگ زد

محمد باهاش حرف زد

من اون موقع ها دیگه خودمم کمکش میکردم که این آدما رو پیدا کنه بهشون کار بده

گفت فعلا هیچ کاری نمیکنم

حس میکنم خانومه فاحشه هست و احتمالا درامد کافی داره و فقط میخواد شیطونی کنه

اتفاقا حدسش غلط بود :) و بعد ازون تا یه ماه سلام کثیف الذهن صداش میزدم.

در کل بچه ها اگه اینا رو کنار خیابون میبینین ازشون نترسین

اینا آدمن

ما نمیدونیم فردا چی میاره

شاید من بچه اوردم، مردم! و بچه من به هر دلیلی خیابانی شد

ما نمیدونیم هر آدمی چه بک گراندی داشته

منم ازینا میترسیدم

من تو میدون تجریش اینا رو میدیدم و با دوستام فرار میکردم

یه بار وقتی محمد دید منو 

آورد منو نشوند

گفت اینا آدمهای ترسناکی نیستن

اینم دلایل

و من بعد ازون حس کردم محمد درست میگه

آرزومه یه روزی دست این بچه ها رو بگیرم

یکی از شاگردای محمد دو تا ازینا رو تحت سرپرستی گرفت و یکیشون میخواست دکتر شه و اون یکی وکیل و همش درس میخوندن

یکیشون ناراحتی عصبی داشت

در کل

میخوام بگم اینا آدمن

اگه اینا رو میبینین جایی نترسین

اینا گشنه ان گاهی وقتا

تقریبا توی 98 درصد موارد برای باندها کار میکنن، اینا پول نمیخوان، به اینا غذا بدین اگه میبینینشون.

براشون غذا بخرین

این کاری بود که ما میکردیم


اگه وضع مالیتون خوبه اینا روبکشونین بیرون و بهشون پناه بدین

خدا رو خوش میاد

امیدوارم یه روزی برگردم کشورم و برای مردمم کاری کنم

اینجام میشه کرد

ولی در کل کشور آدم یه جوریه که بهش تعلق خاطر داری

یا مردم خاورمیانه

در کل هر جا هرجا

من بعد از بودن با محمد

نگاهم به زن های فاحشه عوض شد

نگاهم قبلش نفرت و ترحم داشت

بعد ازون حس کردم بابا!! شاید منم یه روزی مثل اونا میشدم اگه یه بچه گشنه داشتم، بی پدر و مادر بودم

واسه همین بود که محمد شبا موقع خواب شیش متر پهن میشد و با خیال راحت میخوابید

چون در طول روز یه بخشی از برنامه ش کمک به این آدمها بود

این کارش رو خیلی دوست داشتم

میگفت من شوالیه م

من دوستامو میبرم اینجور جاها

این بچه ها رو کمک میکنن

و بدینسان پول و رفاه از پولدارا منتقل میشه به فقیرا

درستم میگفت

دخترا همیشه عاشقش میشدن و خب براش هرکاری میکردن


یه بار بهم گفت

گاهی وقتا فاحشه ها واقعا از نداری فاحشه میشن

بوی کباب میخوره به بچشون

بچه میچسبه بهشون که منم کباب میخوام

و هر روز هر روز وقتی تکرار میشه این قضیه، بلاخره یه روز تسلیم میشن.


نیست مردم ما و مخصوصا مردهای ما خیلی بامرامن توی ایراان، نامردها حتی با اینا میخوابیدن و بهشون پول درست و درمون نمیدادن


من بعد از خوابیدنم با این پسره یه لحظه گفتم مریم! تو از سر خوش خوشون خوابیدی با این یارو

میفهمی که توی ایران یه عده به پول این سکس وابسته ان؟

خاک تو سرت!

در کل نمیگم با هیج کس نخوابید! منظورم اینه که گاهی وقتا زن بیچاره بدنش رو میفروشه و یه چیز اضافی رو توی بدنش تحمل میکنه (فقط یه زن اون حس رو درک میکنه، هیچ مردی نمیفهمه مگر تن فروشی کرده باشه) که بتونه پول غذای بچه شو فراهم کنه و مردهای عوضی ایرانی اون رو هم به زن نمیدن

تف میندازن و میرن

یه بخشی از اون حس بسیاررررررر بدی که منو میگیره همین حس هست که درباره زن های ایران و بچه های ایران سراغم میاد


یا این:




دقت کنین

این آدم، زن هست...




بچه ها اینا دور نیستن از ماها


فردا معلوم نیست

واقعا معلوم نیست فردا چی میاره


یه لحظه خودمونو جای اینا بذاریم


برنامه گذاشتم بعد از فرست یر ریپورتم، برم توی دو انجمن "فقر" و "حقوق بشر" کار کنم.


مخصوصا فقر

فقر خیلی مد نظرمه



محمد همیشه میگفت:

پولداری به آدم ممکنه فرهنگ، شانس دیدن آدمای درست و درمون و خیلی چیزا رو بده

ولی فقر حتما تو رو درنده میکنه و بعدش اسمتو میذارن بی فرهنگ، بعدش وحشی، بعدش از جامعه طردت میکنن


امیدوارم انقدر زنده بمونم که این روزا رو ببینم

اگه این قلب بذاره


واقعا آرزومه کاری کنم


آدمی ساخته افکار خویش است


خدا رو چه دیدین شاید کارای بزرگی کردم توی این زمینه.


:)

نظرات  (۱)

بیگ لایک
پاسخ:
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">