خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Tuesday, 19 December 2017، 01:28 AM

Overthinking

امروز رفتم ناهارمو با دوستم خوردم :))

با هم رفتیم کافه نشستیم و خوردیم :))

بچه ها! حقیقتش خیلی خوشحالم! همیشه فانتزیم بود که کم کم و با شناخت، دوستای خوبی پیدا کنم.

تو این یه سال دوستای کانادایی و آلمانی پیدا کردم، ولی چون هیچوقت ایرانی دور و برم نبود خب موقعیتش پیش نمیومد.

ولی الان دوست ایرانی هم دارم :))

دو تا هم دارم :))

یعنی سه تایی تقریبا با هم دوستیم :)))

یه حالی میده :)))))))


داشتم با یکی از دانشجوهای اینترنشنال صحبت میکردم

برای ایمیل فرستادن به استادا برای سمینار و فرست یر ریپورت و مدارکی که باید قبلش بفرستی و..


داشت میگفت که آره به استادا با هم ایمیل نزن

پرسیدم چرا؟

گفت مثلا: اینکه اول اسم کدوم استادو بنویسی مهمه. شاید ناراحت بشن اسم یکی رو بنویسی اول اون یکی رو دوم.

منظورش اینه بچه ها

مثلا 4 تا استاد من دارم:

A

B

C

D

میگه که اگه بنویسی:

Dear Dr. A, Dr. B, Dr. C, Dr. D

میگه این خوب نیست، چون 3 تا دکتر دیگه ناراحت میشن.

پرسیدم چرا خب؟

گفت چون نارحات میشن که اسمشونو دوم مینویسی!!

دیگه باهاش بحث نکردم. چون داشت لطف میکرد و راهنماییم میکرد و بلاخره باید تشکرم بکنه آدم.

ولی داشتم به این فکر میکردم که نیست این دختر از آسیا اومده و high power distance خیلی زیادی اونجا حاکمه و همینطور توی کل خاورمیانه همینطوره، این اینجوری فکر میکنه. جالبه که چینیا هم همینجوری فکر میکنن باهاشون صحبت کردم.


ولی این آدم تقصیری نداشتا. خب داشت یکی از ایده ها رو توضیح میداد و من ابدا قصد نباید دهن به قضاوت بگشایم. باید ممنونشم باشم.

ولی در کل، کاناداییا هیچچچچچچچچچ اهمیتی به این قضیه نمیدن.

استادا چون بک گراندای مختلفی دارن ممکنه ته دلشون یه جور دیگه فکر کنن و تو رو قضاوت کنن ولی خب اونا همشون 50 ساله که اینجان و دیگه براشون مهم نیست و حداقل عادت کردن.


میخوام بگم، مردم کشورهایی که فرهنگاشون شبیه ماست وقتشونو میذارن رو همچین چیزایی، و روی چیزای اساسی تر نمیذارن.

همین آدم، که اینقدر داره به ایمیل جداگونه و جمعی فکر میکنه، این دو بار سر من اینجا یه جیغی زد، و دو بارم جلوی جمع بهم توهین کرد که بچه ها بعد ازون گفتن مریم دیگه باهاش حرف نزن! آدم خوبی نیست. ولی خب چون میتونم آدمها رو بفهمم، میدونم که اونم ذاتش اونجوریه، منظوری نداره. بدذاته :))

ولی جالبه که کاناداییا ابدااااااا براشون مهم نیست.

با هر کانادایی صحبت کردم گفت اون Dear رو هم ما نمیذاریم اول ایمیل :D 

از خنده مردم.

دقت کنین من نمیگم اینجا مدینه فاضله هست و همه خوبن نه

ولی در کل تفاوت فرهنگهاست

اینام خل و چل دارن مخصوصا بین پسرا، پسرای وایت کانادایی کمتر خل و چلن، پسرایی که مثلا چینی هستن و یا باباهاشون یا مامانشون مال یه کشور دیگه هست واقعا یه ذره تاب داره مخشون، روابط اجتماعیشون داغونه، خود محورن گاهی، یا حسودن یا خوب بقیه رو نمیخوان و همه اینا ازون تربیت ناشی میشه. اینا رو با چشمای خودم میبینم. 

حالا همین دانشجوعه سری اول سوتی داده، رفته همه استادا رو با هم به اسم کوچیک صدا زده، بدون اینکه حتی دیده باشتشون یه باررررر، بعد اومدن بهش گفتن تا وقتی کسی رو نمیشناسی به اسم کوچیک صداش نزن. طفلک اومده کانادا فکر کرده هر جور بخواد اینجا میتونه همه رو صدا بزنه و عشق و حاله.

مثل پسر دایی 17 ساله م که پیام داده میگه تو هر شب میری پارتی و کلوب و ازون کارا میکنی؟

میپرسم چه کارایی مریم فدات شه؟

میگه بی ادبی میشه

میگم بگو چی؟!

میگه سکس های دسته جمعی!

یعنی اینو که گفت من پریدم هوا از خنده :))) گفتم قربونت برم من نه. اون فیلمای هالیوودی رو جدی نگیر. اون کارا رو حتی بچه های ترم یک لیسانسم نمیکنن من که جای خودمو دارم :)

نی نی ان

طفلکا خجالتیم هستن

از طرفی با من صمیمین

از طرفی کنجکاون

میخوان ببینن اگه این چیزا واقعیه خب فوری جمع کنن بیان اینجا :))

خبر ندارن من تازه تازه دارم کشیده میشم سمت مردها بعد از یه سال!!

تازه یه هفته هم نمیشه که من دارم به این فکر میکنم که احتمالا تو این تعطیلات با یه پسری برم بیرون

یعنی میمیرین از خنده چت های منو ببینین :))))

یا مثلا عموی بابام پیام داده میگه با چند میلیون میشه اومد خارج؟ 

فکر میکنن حالا کلش پوله دیگه، پاسپورتم نمیخواد. 


خیلی جالب بود خلاصه :)))


یه سری کارها دارم انجام میدم در رابطه با کار پیدا کردن پس از فارغ التحصیلی :))))))


  • یه آدم

Overthinking

کانادا

نظرات  (۷)

وی پس از اندی چند از وبلاگ نویسی دل کند و به چت با دیگری دل داد... 
پاسخ:
نه!
نه!
همین الان یه پست گذاشتم!

:)))

عاشق اون مدل نوشتنتم.
  • صبا مهندس
  • کم پیدایی دختر. نکنه در تدارک مراسمات یلدایی:))
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    نه
    کارام زیاد شده
    با یه کسی دارم آشنا میشم :)
    واسه شب یلدا خونه ام.
    ولی یکشنبه با بچه ها میزنیم بیرون :)
    تو هم که احوالاتتو میخونم توی وبلاگت.

    داشتم فکر میکردم
    اینکه رفاقت وبلاگی خیلی جالبه :)
    همیشه حوصله م سر میرفت میومدم اینجا، همیشه هم ی چیزی برای خوندن بود، امروز سی بار اومدم هیچی نیست :/ ی چی بنویس بابا
    پاسخ:
    الهی :)))
    چشم
    آخه باید حسش باشه که بنویسم.
    دور از جونت مریضم لی جان
  • صفر مطلق
  • :| خیر، به نظرم وقتی داری تایپ میکنی اینقدر غرق داستان میشی که وقتی به ساعت نگاه میکنی میبینی نیم ساعت گذشته و یک طومار کلمه تایپ کردی :D
    پاسخ:
    دقیقا همینطوره :)))))))))

  • صفر مطلق
  • نوشته هات خیلی خوبن :D
    پاسخ:
    مسخره کردی الان؟ :) :D
    ی بار ی چیزی خوندم خیلی باحال بود، نوشته بود ای کسایی که میخواید برید خارج، امریکن پای نگاه نکنید، بفرمائید شام رو نگاه کنید. 
    انصافا ی قشر خیلی زیادی فکر میکنن الان نصف زنهای غرب جنیفر لوپز و الکسیس تگزاسن(البته خیلی ربط ندارن به هم، هر کی تو ی عرصه ای هنر نمایی میکنه) و اگر پاشون رو بذارن اون ور همین جور در و داف ریخته اینا برن ... 
    پاسخ:
    بابا گیر افتادیم
    ملت خیلی عجیبن!
  • کلنگ سرسخت
  • وبلاگتت پر شده از خرف درباره ی از اون کارا!
    خدای این قدر که طرفدار کروپ و هارد کر تو ایران داریم بعید میدونم اون ور باشه!
    بماند که من از دوشان تپه اون ور تر نرفتما !
    ولی کارای ما واقعا جکه گاهی!

    و من الله توفیق
    پاسخ:
    خخخخخخخخخخخخخخ
    دیوونه
    نه موافقم
    درسته
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">