خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Friday, 1 December 2017، 08:42 PM

پست 460

ادامه پست قبلیم:
من 11 ماه نتونستم دستگاه های آزماشگاهمون رو خیلی عادی مثل بقیه همکارامون استفاده کنم.
میدونین چرا؟
چون همین پسره که شرح حالشو نوشتم تو پست قبلی اجازه نمیداد!
میگفت چرا تو اصلا باید دستگاه استفاده کنی؟!
میتونستم برم به استاد بگم و شر درست کنم
چون همکارام میگفتن برو به استاد بگو که این آدم اذیتت میکنه
من نرفتم.
خیلی ساکت و با آرامش یواشکی از دستگاهها استفاده کردم.
و کون پسره سوخت که هیچ، یه بار که پرسید که برنامه ت برای استفاده از دستگاهها چیه، جلوی چند تا از دانشجوهای دیگه بهش گفتم اگه تو مسئله نسازی و اجازه بدی منم سهمی داشته باشم از استفاده ازین دستگاهها بله میخوام به آزمایش ران کنم.
و خفه شد!
و بعد ازون خفه شد کلا!

الانم ممکنه بیاد فضولی کنه یا بخواد گیر بده

ولی خب من میدونم بدبخته
ذاتا بیماره


وجه مشترک همه این 3 نفر و آدمای مشابهشون که دیدم اینه که حالا به هر دلیلی ا زخانواده شون طرد شدن. یعنی انگار یه کاری کردن که خانواده شون ازشون قطع امید کردن
و بعدی اینه که به شدت ترسو و عصبی هستن.
و بعدی اینه که پرروئن. یعنی اگه رو بدی میخوان کل ازمایشگاه، کل خونه، هرچی، حتی بدنت رو تصاحب کنن اونم با موش مردگی البته. یعنی کسی نفهمه.

در کل تشابهات قیافه رو جدی بگیرین.
نه که تشابه قیافه نه، اونی که تو پست قبل گفتم رو جدی بگیرین.
اون مستقل از nationality هست. حتی مستقل از gender هست.
نتیجه تجاربم تو چند تا کشوره. 
  • یه آدم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">