خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Thursday, 23 November 2017، 08:16 AM

گروپ میتینگ چجوریه جوش؟

میخواستم درباره گروپ میتینگها بنویسم.


این اطلاعاتی که مینویسم، مربوط به گروه مهندسی در گرایش های مختلف برق، عمران، مکانیک و محیط زیست هست.

پرستاری

فیزیک

شیمی

زیست

بیوشیمی 

هست


درباره بچه های علوم پایه

the big bang theory رو دیدین؟!


بچه های علوم پایه دانشگاه ما دقیقاااااااااااااااا ازونان.

دقیقا

مو نمیزنن


یعنی باید ببینینشون

تا بفهمین من چی میگم.



عینننننن اونا

عین اونا یعنی چی؟

1. همش دنبال video game هستن

2. رابطه اجتماعی رو اصلا نمیدونن چجوری برقرار کنن

3. هیچ رابطه ای رو نمیدونن چجوری برقرار کنن

4. شیوه مخ زنیشون از دخترا عین اون 4 نفره تو اون سریال

5. بچه ان، یه جورایی بچه ان (البته این بچه بودن تو تحصیل کرده های رشته های علوم انسانی هم دیده میشه گاهی)

6. کوچولهای حسودن با اینکه از من بزرگترن

مثلا

چند وقت قبل

یکی از پسرا خواست ملحق شه به گروه

بعد من دیدمش

مال یکی از شهرهای بسیار بزرگ کاناداس

باهاش صحبت کردم، دیدم چقدر میتونه درست صحبت کنه! متفاوت از تمام بچه های گروه! باهاش دور و بر نیم ساعت صحبت کردم همونجا دو نفری توی آفیس و ازش خوشم اومد و اونم ظاهرا (کاناداییا ظاهرا نایسن خیلی) خیلی خوشش اومد ازم.

بعدها

وقتی داشتم برای یکی از دخترا میگفتم که این طرف خیلی پسر اجتماعی ای هست و میتونه خوب کامیونیکیشن کنه
سریع دو تا پسر ما (نره خر هستن البته، از من بزرگترن) گفتن ما اجتماعی نیستیم؟!
اصلا من با اونا صحبت نمیکردم
اینور داشتم آرومکی با یکی از دخترا صحبت میکردم!
اصلا اونو با کسی مقایسه نمیکردم.. داشتم فقط حرف اونو میزدم.
اینجورین
7. هیچچچچچچچچ کاری رو به جز مقاله های مرتبط خوندن (در حد همین رشته خودمون) و توی گروپ میتینگ مطرح کردنش و پز دادنش بلد نیستن.
حتی عرضه ندارن همون مقاله ها رو اجرا کنن
8. هیچ کاری بلد نیستن!
نه کار پیدا کردن
نه حرف زدن
نه تعامل داشتن
نه حتی ریسرچ کردن!
یاد گرفتن مقاله بخونن
و یه سری خزعبلات انجام بدن.
(خدا ازین وبلاگ راضی باشه حداقل به یه نفر، یه کلمه جدید به نام خزعبل یاد داد، دم به دقیقه ازش استفاده میکنه بچه) 
هیچییییییییییییییییییییییییییییییییییی بلد نیستن.

بعضی وقتا من تعجب میکنم که یه گروه، فقط بلدن مقاله های مرتبط بخوننو حتی عرضه ندارن ریسرچ خودشونو جلو ببرن!
9. ته ته هنرشون اینه که یه چیزی بنویسن
استاد هزاران بار ادیتش کنه
بعدم یه مقاله چاپ کنن
اونم با قدرت استاد وگرنه خودشون هویجن
10. یه جورایی
برده نوین هستن.
و همین دیدن اینها باعث میشه بگم نه من قرار نیست مثل اینا بشم
برده داری نوین یعنی تو یه چندرغاز میگیری
سر کارت با نفرت میای چون دوسش نداری
هیچ کار دیگه هم بلد نیستی و عرضه شو هم نداری
سگ دو میزنی برای اون کار
با اینکه دوسش نداری
ولی چون دوست داری برده باشی و رضایت مالکتو جلب کنی رو همون یه کاری که به هیچ دردی نمیخوره تمرکز میکنی
تهشم هیچی.
و مالکت گاهی تهدیدت میکنه
گاهی خرت میکنه
گاهی الکی تشویقت میکنه که فقط خرت کنه و کار تو اینجا طول بکشه و اونو به مقاصدش برسونی
و این همین کاری هست که اینا میکنن
من گاهی واقعا تعجب میکنم
من و امثال من ازونور دنیا کوبیدیم اومدیم اینور با همه مشکلات
با همه محدودیدتهای پاسپورتمون
ولی اینا با پاسپورتهای معتبر کانادایی، که نمیدونم پاسپورت پنجم ششم معتبر جهان هست، حتی عرضه ندارن تا اونور شهر برن!
باید بیاین تا ببینین چی میگم.

در نتیجه
شما فکر کن
یه عده از همینا تو یه اتاق جمعن
دور و بر ده نفر

همش میخوان اون مالک اون صاحبشون بهشون توجه کنه
همش سوالای بی ربط میپرسن
عمدا زیاد سوال میپرسن که به اصطلاح استاد بگه وای اینا دارن گوش میکنن!!

همش میخوان نشون بدن که اون مقاله رو خوندن
همشون ته فانتزیشون این بوده که برن دانشگاه بریتیش کلمبیا یا دانشگاه تورنتو یا مک گیل و ام آی تی و چون نتونستن اومدن اینجا و دارن زندگی سگی رو با یاس تمام ادامه میدن.
مفعولن! مفعولن! نمیدونم چطوری توضیح بدم.
حالا فکر کن
یه دختر مهاجر
با موهای سیاهش
با قلدری میاد جلوی اینا وامیسه و صحبت میکنه
و خدا رو شکر میکنم، اگه تعریف نباشه میتونم خوب اسلاید اماده کنم و درست ارائه ش کنم
و دختریه که خر نمیشه با یه سفر آلبرتا رفتن
یا با یه دونه ترنسفر کردن به دکترا
بی اهمیت هست براش چیزایی که توی نظر اینها مهمه.
و وقتی میبینن این دختره سبک داره
داغون میشن
مخصوصا که بچه ان
اولش که من رسیدم اینا شروع کردن عین این نی نی ها همش توجه جلب کنن
منم تا یه جایی میرم جلو ولی دیگه مامانت که نیستم! یا قرار نیست ترتیبمو بدی جون توجه میخوای، نمیگم اینقدر میخوان از آدم ولی درخواستای بیجا هم زیاد دارن.
وقتی میبینن تو متفاوتی واقعا و این تفاوت رو همه دارن میفهمن و استادت میفهمه و بهت میگه تو یه pioneer و پیشرو هستی دنیای این بچه ها به هم میریزه
مخصوصا اونایی که senior هستن و به اصطلاح سال بالایی ترن
خیلی حسودن
خیلی
خیلی
در نتیجه میخوان اذیتت کنن
مخصوصا که میگم
وقتی میبینن ابدا این معیار و ملاک و ارزشهای درب و داغون اینا ارزش های من نیستن!
اعصابشون خراب میشه.


من بعضی وقتا میگم این مخاطبای این وبلاگ من چقدر باجنبه ان، بعضیاشون میان کامنت میدن کف میکنی!!
حال میکنه آدم که میمبینه ینجور آدمایی پستاشو میخونن
یا وقتی من گیر دادم به آلت تناسلی مردا!!! خداییش هیچ بی جنبه بازی ای ندیدم ازتون.
خوشم اومد.

ولی خب تو اینو اینجا نمیبینی اینا زود شکست میخورن توی بحث. خیلی زود. حرف زدن بلد نیستن. زود ضایع میشن وقتی موان شکستت بدن شکست میخورن. اعصابشون خراب میشه بعدش.
از طرفی توجه میخوان که من اونقدر حوصله ندارم برای پسرا.
با دخترا دوستم ولی.
اینجوری
الان میتونین درک کنین وقتی میگم گروپ میتینگ، منظورم چیه.
اینو بچه های مهندسیم بهم گفتن.
علوم پایه هم گفتن.

ذات آدمی یکیه همه جا حسودی هست. ولی میگم کم و زیاد داره و به سیستم ادما و محیط و رشته ای که میخونی بستگی داره.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">