خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Thursday, 16 November 2017، 09:15 AM

اگه من برگردم به گذشته

خیلی جالبه

یادتونه درباره اون قضیه گلوبال وورمینگ و اینکه توی ایران مغز من چطوری safe ترین راه کمک به بقیه رو پیدا کرده بود رو براتون گفتم؟


این چند ماه طول میکشه که خودت بشی


بچه ها من تو این یازده ماه، متوجه شدم که آدم بسیار اهل adventure ای هستم

ریسک پذیرم...



من تو بیست و یک سالگیم


تمامممممممممممممم فانتزیم این بود که نظر مثبت محمد رو برای خواستگاری کردن جلب کنم!!!


بخدا جدی میگم میدونم باور نمیکنین

ولی به خدا قسم همین بود


دوست داشتم ازدواج کنم باهاش

5 تا بچه بیارم و بزرگشون کنم!



محمد همیشه بهم میگفت

میگفت مریم تو هنوز همون گله mud هستی

تو از خودت خبر نداری

تو جوونور میشی در آینده اگه موقعیتش باشه


تو اگه ازدواج کنی سر دو روز میخشکی!

این زندگی مال تو نیست تو جنگجویی


تو به شدت اهل ریسکی

تو به شدت اجتماعی هستی و این کاراکتر شدیدا اجتماعی و outgoing نمیتونه بشینه کنج خونه یه شغل ثابت داشته باشه و هر روز یکمی بره سر کار و بعد برگرده خونه و بچه بزرگ کنه و شب سکس کنه و همین!

مثل زن های ایرانی که مفعولن همش.


تو روانی میشی


تو بعد از سی سالگیت نابود میشی اینجوری بمونی



من ته دلم میگفتم


بیاااااااااااااااا

میخواد منو ول کنه!!!




بیچاره همینجوری با من موند..

موند..

موند


تا الان!



همیشه هم میگفت میرسی به حرفم

دیر میرسی ولی میرسی



و رسیدم!



بچه ها من ابداااااااااااااااا اون آدمی نیستم که توی ایران بودم



شخصیت اینقدررررررررررررر متفاوت شده! که خودم تعجب میکنم!



من تو ایران میتونستم سخنرانی انگیزشی داشته باشم


ولی کمتر از الان میتونستم موثر باشم



الان توی دو جمله میزنم به هدف!



به وقتش میتونم پرحرفی کنم سر فرصت با یه جمله میزنم به خود هدف!



کاراکترم عوض شده!

قوی شدم!


از رو قوی شدنم الان کسی رو دوست دارم نه از سر ضعف!



بچه ها حال میکنم با این مریم!!!

شاید بگین خودشیفته شده

ولی جدی گفتم!


واقعا حال میکنم با این مریم!



یادمه اون اوایل همیشه میگفتم میخوام نرمال بشم


دارم میشم!


حد نرمال شدن رو حتی ممکنه رد کرده باشم!


الان دارم تپه رو میرم بالا! دارم اوج میگیرم!



کاش بیاین خارج از ایران زندگی رو یه مدت تجربه کنین

فرقی نداره کجا


کاش از محدوده امن و امان خودتون بیاین بیرون


کاش همه بیان!



خیلی قوی شدم!


منو به عنوان سخنران انتخاب کردن!

که بتونه درباره دانشگاهمون صحبت کنه!

منو با این انگلیسی! که بین کاناداییا من نمرم پنج هست کاناداییا صد!


اینقدر موثر شدم که گاهی خودم تعجب میکنم!



کاناداییا خب زبانشون بهتره

ولی درباره اینکه به هرکی چی بگن

از من سوال میکنن که مریم نظرت چیه ما اینو بگیم به طرف؟!


چند روز پیش

کتابایی که دوستم دور و بر چند ماهه گذاشته تو قفسه کتابخونه که بفروشه (الان نیازشون نداره، خودشم کاناداییه) رو دیدم

بهش گفتم هنوز نفروختی اینا رو؟

گفت نه!

گفتم دختر خوب تو که گیر پول این نیستی


خدا رو شکر خدا بهت هوار هوار پول داده


اگه واقعا به پولش نیاز واجب نداری ببخش بره.


یه ساعت بعد برگشت


گفت مریم کتابارو اهدا کردم!!!!


گفتم چطوری؟


گفت یه سازمان هست که کتابایی که مال چاپ 15 سال قبل هستن رو مجانی به افریقاییا اهدا میکنه

پیداشون کردم بهشون اهدا کردم!!!!!


گفتم خدایا شکرت کار خیر کردم امروز!



آدم واقعا اون چیزی میشه که بهش ایمان داره!



بچه ها از سختی نترسین... هیچیتون نمیشه... برای رسیدن به اهدافتون بجنگین

شما به هیچ احدی نیاز ندارین...



اگه برگردم به گذشته

دیوانه وار آرزوهای بزرگ رو توی دلم پرورش خواهم داد!

بزرگتر ازین!


شاید اصلا دیگه کانادا نیام!


کانادا چای پیشرفت و آدمای بسیاررررررررر خوبی داره... خیلی وقته که اینجا احساس میکنم توی خونه م هستم


ولی خب خیلی Adventure نداره زندگی...


من یه دختر قوی هستم


من میتونم خیلی اوج بگیرم...



  • یه آدم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">