خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Wednesday, 1 November 2017، 04:37 PM

scapegoat

قبل از گفتن اینا، یه دونه از موارد مهم مربوط به کالچر کاناداییا رو براتون بگم:

کاناداییا ابداااااااااااااااااااااااااااا دل نمیشکنن و هرگز بد نمیگن جلوی چشتون.

یعنی اگه تعریفتون کنن

باور نکنین

اگه واقعا تعریفی باشین و از شما خوششون بیاد واقعا 

میان باهاتون وقت میگذرونن

از خونوادشون صحبت میکنن

از خودشون

از آرزوهاشون


و هر از گاهی تو مواقع مهم بهتون میگن که شما رو دوست دارن


یکی از اشتباهات بزرگی که ایرانیا مرتکب میشن و منم میشدم حتما، ولی جدی قشنگ این فرهنگ رو در من جا انداخت که الاغ! اگه یه روزی ی کانادایی بهت گفت زبانت چقدر خوبه باور نکنی، داره روحیه میده و مثلا کانورسیشن نایس برقرار میکنه و برای همین بود که استاد بیچاره م و یکی از بچه ها اوایل میگفتن بابا! ما نمیگیم زبانت عالیه ولی میگیم زبانت از اونایی که میان میرسن اینجا خیلی بهتره و خیلی خوبه که میتونی راحت انتقال بدی مفاهیم رو و رابطه برقرار کنی، من اصلا باور نمیکرد و حتی اولین بار خیلی ناراحت هم شدم! و وقتی به جدی گفتم که اینا منو مسخره کردن، گفت مریم اینا مسخرت نکردن دارن روحیه میدن! و وقتی این رو توی ارزیابی یکی از پرزنتیشنهای کورسی که گرفته بودم هم دیدم و همش هم تکرار شد باور کردم، حرفم اینه که اگه یه روزی اومدین کانادا و ده نفر به شکلهای مختلف گفتن که این خصوصیت تو خیلی خوب هست باور کنین، وگرنه اصلا اعتمادی نیست.


این دختره هم خونه ای منم ازین قضیه مستثنی نیست

در نتیجه وقتی تعریفم میکنه اوایل میگفتم ممنونم

الان که نزدیکتر شدیم به هم

بهش میگم ببین الان نایس بودن رو تو این دخیل کردی یا واقعی بود؟!

بعضی وقتا اذیت میکنمش بهش اینجوری میگم

بهم میگه bitch من باهات تعارف دارم؟

اینجا به کراتتتتتتتتتت bitch ؤو استفاده میکنن


حتی دانشجوهای ما جلوی استادا هم بیچ و فاک رو استفاده میکنن

به آسونیا!

من نه

من هنوززززززز سعی میکنم حرف جدی رو گوش کنم و مودب باشم.

هرگز استفاده نمیکنم

ولی از شما چه پنهون عقده ای میشم

و نتیجه ش اینه که میام اینجا به آلت تناسلی پسرای ایران گیر میدم!



دوتا از اسمایی که هم خونه ایم برام گذاشته و سفت و سخت هم اعتقاد داره بهشون و هر روزم بهم میگه اینان:

1. rainbow

میگه تو عین رنگین کمون بعد بارون هستی که همه چی رو درست میکنی و دنیا به روی آدم میخنده وقتی تو هستی و نور تو و انرژی تو تمام این خونه رو گرفته

بچه ها وقتی این ها رو بهم میگه من واقعا حسم خوب میشه

چون وقتی پسرا تعریفم میکنن اتوماتیک باور نمیکنم (ّبه جز جدی و محمد)

ولی این دختره خیلییییییییییی رک تر هست

و خیلی گفته این جمله ها

بچه ها

اینقدررررررررر تو این کشور همه و همه بهم گفتن تو پرانرژی و مثبت هستی و به هر چی بخوای میرسی

من ناخوداگاه وجودم اینو باور کرده اینو


2. scapegoat

میگه کاراکتر تو اینجوریه:

یه قربانی میخوایم

کی بهتر از مریم؟!

تو خونه هم اینجوریه!



چون تو دانشگاه

هر وقت استادم میخواد هول هولکی یه گروپ میتینگ برگزار کنه

فوری منو نگاه میکنه

میگه مریم یه دونه پرزنتیشن قراره بده هفته دیگه


و من اول گروپ میتینگ پرزنتیشنام میخوام بگم:

Welcome to my monthly group meeting presentation


و بقیه بچه ها گروپ میتینگشون سالانه هست.



یعنی دو تا از بچه های ما

تو این ده ماه

کلااااااااا 2 تا پرزنتیشن داشتن

من هر ماه یکی!


و در نظر بگیرین که استاد من مینیمم 15 تا سفر رفته مینیمم


ولی با همه اینا

من هر ماه یه دونه پرزنتیشن دارم!!


دو روز قبل از رفتنش میگه مریمممممم کوشی! بیا یه پرزنتیشن بده!


چون گروپ میتینگ پرزنتیشن در اصل یه دور همیه

که یکی شیرینی شکلات میاره

یه پرزنتیشنی هم میده

و آخر جلسه بچه ها درباره کاراشون با استاد حرف میزنن و به اصطلاح همه چی رو در میون میذارن


و من دقیقا قربانی هستم



و تنها آدمیم که قربانی میشه


و نمیدونم قبل از من چیکار میکرده!

کی رو قربانی میکرده؟!


اینا که قربانی نمیشن!



:)



یکی از مزایای تند تند گروپ میتینگ دادن برای من اینه که خب داده هام رو پرزنت میکنم تند تند و استاد و بقیه نظر میدن و همش پروژه بهتر میره جلو، هی تو رو اشکالا کار میکنی و همش میره جلو، اط طرفی کلمات تخصصی رشته تو هم بهتر یاد میگیری، زبانت قوی تر میشه چون همش داری پرزنت میکنی.


بدیش به اینه که بعضی دانشجوها دوست دارن خودشونو به استاد نشون بدن

خب 4 سال قبل از من پسره اینجا بوده (تو همین گروه) کاناداییه

حداقل 6 تا از کلاسای خود استادمو شرکت کرده (استاد من بهترین معلم هست و تابحال خیلیییی جایزه گرفته به خاطر همین تدریسش در حدی که توی وب سایت دیگه اصلا نمینویسه!) با اون حال هنوز گیج و مشنگن

بعد خب تو فکر کن

دو ماهه اومدی کانادا

یهو شروع میکنن سوالای عجیب (و گاهی واقعا به درد نخور میپرسن در حدی که استاد خودش ناراحت میشه)

و تو رو له میکنن


ولی خوبیش به اینه که خب تو بیشتر تلاش میکنی و دفعه دیگه انقدر قوی تر ظاهر میشی که کونشون میسوزه


از طرفی این قضیه خیلی وقت گیره


یعنی هر سری بخوای یه پرزنتیشن آماده کنی خیلی خیلی وقت میبره


باید هر سری یه پرزنتیشن که توش هم فیزیک باشه هم شیمی هم زیست هم ریاضی آماده کنین تا بدونین چی میگم

از طرفی تو گروه ما همه یا خالی بیوشیمی کار میکنن یا خالی شیمی.

من فقط یه میکسچر دارم از سه تا رشته (خودم انتخابش کردم و باید پاش واسم، دوسشم دارم) در نتیجه خیلی وقتا هیچی نمیفهمن و فقط میپرسن الکی و استاد تعجب میکنه که چرا اینا چرت و پرت میپرسن!

من یه بار

کلا یه بار

خواستم بهشون نشون بدم که اگه قرار باشه کسی رو اذیت کنی، میکنی و یه کاری میکنی که طرف گریه کنه

ولی نه با سوالای چرت و پرت، با سوالای اساسی

و شروع کردم از یکیشون هفت هشت تا سوال پرسیدم (چون هر سری تو گروپ میتینگای من منو اذیت میکرد و دیگه چاره ای نبود جز نشون دادن بهش که هنری در سوالای دری وری پرسیدن نیست) و استاد همون موقع وقتی فهمید این هیچییییییییی از پروژه ش نمیدونه، خیلی تعجب کرد. پسره میخواست گریه کنه با اینکه از من 5 سال بزرگتره.

بعد کوقع همین پرزنتیشن آخرم، دیگه چرت و پرت نپرسید و فقط سوالای مهم پرسید.

نشوندمش سر جاش!


از یه طرف اینا یا خالی simulation کار میکنن یا خالی experimental

ّکه جز دو تاشون که اونام دکتران و 5 ساله اینجان

بعد من نرسیده جفتشو انجام دادم و به سرانجام رسوندم

خب آماده کردن همچین چیزی خیلی وقت میبره

باید دیتاهای تجربی و تئوری و سیمولیشنت مچ باشن با هم

من به هر حال اینجا درس خوندن رو صد در صد بیشتر از درس خوندن توی ایران دوست دارم


یه تار موی این استادم و اعضای گروهمون رو با کل دانشگاه لیسانس و فوقم عوض نمیکنم

نه که بد باشن اونا نه


به خاطر اینکه اینجا همه چی سر جاشه

و کسی معمولا کاری به کارت نداره

حسودی هست

آزار و اذیت هست

ولی از ایران کمتره...


حالا من توی ساینس هستم


من نمیخوام الکی رشته مونو تعریف کنم


ولی ما دیگه ته ساینسیم


باید کارو انجام بدین تا بدونین چی میگم


دیگه از نظر علمی و نرد بودن اینا تهشن


قطعا رشته های دیگه بهترن


باهاشن رابطه دارم

بچه های علوم انسانی خیلی متفاوتن 

و با روحیه من بیشتر جور در میان

برای همینم هست که دیگه دارم برای همیشه با ساینس خداحافظی میکنم


خلاصه 

SCAPEGOA به کسی میگن که بی دلیل باید اول جنگها بره جلو جنگو استارت بزنه

یا مثلا مثل من قربانی بشه


من استادم وقتی میخواد ساعتهای جلسه ها رو تنظیم کنه

یا یه سفر رو تنظیم کنه بین همه


یا هرچی مثل اون

میاد میگه:


قربانی همیشگی کجاست؟!


و خب همه میدونن با کی هست دیگه!


:)


اسم من victim هست


مثلا یارو از خاورمیانه اومده

مال یه گروه دیگه

هنوز داره سعی میکنه به روش خاورمیانه آشنا پیدا کرکدن و پارتی کاراشو ببره جلو

و تو باید اونو هم مچ کنی با بقیه گروهت

هر کدوم از اعضای گروه هم که خودشون یه مشکلن!


هممون همینیم

منم همینم


داغونیم


در نتیجه به کسی نیاز دارن که هم کالچر خاورمیانه رو بشناسه هم کانادا رو هم اروپا رو و بتونه بدون توهین و بدون توی ذوق زدن کار راه بندازه و بچه ها رو به هم نزدیک کنه

و پدر آدم درمیادا!!!

یعنی سه روزت الکی میپره!


ولی قوی میشی

اجتماعی تر میشی

میتونی بهتر negotiate کنی

منم همینو میخوام


درسو که میشه خونه هم خوند


من اینجا اومدم که کالچرا رو بشناسم و با آدما دوست بشم و قلبها رو به هم نزدیکتر کنم و دوست پیدا کنم و حال کنم و خودم حسم بهتره اینطوری


:)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">