خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Tuesday, 31 October 2017، 03:50 AM

چرا من آدم بدی هستم

ببینین دوستان

من خودم میدونم که عوض شدم


قبلنا امکانننننننننننن نداشت (مگر وقتایی که میخواستم به جدی بگم "غلطططططططططط کردم، گهههههههههه خوردم قهر نکن") که من اینقدر بد بنویسم.


ولی الان داره اتفاق میفته


دو تا دلیل داره کار بد من:

1. آدم به حد زیادی رک میشه، دیگه ترجیح میدی دل یارو رو بشکنی و باهات بد شه ولی یه چیزی یادش بدی یا تجربه تو منتقل کنی

2. زندگی تو اینجا خیلی شیرینه، ولی گاهی فشر هم زیاده. برای من که میخوام بدرخشم و اوج بگیرم و هر روز موفقیتم بیشتر شه این وضعیت بدتره. 

الان میفهمم اون بیچاره های وال ستریت چرا اینقدر سکس میکنن! من تو همین وبلاگ کلی اونا رو سرزنش کردم و گفتم که از گرگ وال ستریت نفرت دارم. کارشون رو تایید نمیکنم ولی در کل ترجیح میدم دهنم رو ببندم. گاهی فشار زیاده، مثلا وقتی مینویسی فشار نیستا روت، ولی وقتی میبینی میتونی فشرده کار کنی و از بقیه زندگیت لذت ببری ،خب همونکارو میکنی و فشار میره بالا.

زندگی منم همینطوره.

من عوض شدم.


دارم به همتون آگاهی میدم، اینجا چون وبلاگه و یه جورایی حریم خصوصی، دهنم اینجا چفت و بست نداره.

من هر ترم استاد 200 تا دانشجوی لیسانسم

هر سه ماهم استادم یه دانشجوی جدید میاره و میگه مریم اینا رو تربیت کن، میدونین چرا؟

چون میدونه صبر ایوب من موقع درس دادن زیاده

ما دخترایی تو گروه داریم که هیچ کس باهاشون حرف نمیزنه

ولی استادم تربیتشون و یاد دادنشون رو داد بهم و ازم خواست تربیتشون کنم. 

کار وحشتناکیه

طرف فکر کن کانادایی-اروپاییه

کل عمرشو قلدری کرده

الان تو با این لهجه و قیافه و ریخت غریبه باید بهش کلی مطلب جدید یاد بدی، هیچ بک گراندی ندارن نسبت به رشته، کل عمرو فقططططططططططط رفتن کلوب و سکس کردن و همین و همین.

تا تهشم فقط به این فکر میکنن که یه تیکه ای چیزی بندازن و بپیچونن و برن

من با اینا سر و کار دارم

حالا اینا مال آزمایشگاه ما یا ازمایشگاه بغلین

تو نمیتونی به استاد بگی نمیتونم!

من 

قبل ازینکه اموزش دادن به اینا رو شروع کنم، این دخترای قدیمیتر و اعضای قدیمی تر ما اومدن گفتن نهههههههههه مریم ما یاد میدیم به اینا!!! یه ساعت با این دخترا حرف زدن و رفتن! کلا رفتن!

دانش این اعضای جدید هیچ ارتقایی پیدا نکرده مگر اون چیزایی که من با بدبختی یادشون دادم.


هر چیزو هم صد بار باید بالاسرشون واسی

چون یا الکی حرف میزنن

یا دارن تیکه میندازن...

یا دارن چرت و پرت میگن

یا میخوان آمارتو دربیارن که ببینن با کی میخوابی شبا.

یعنی باید همش حریم رو حفظ کنی و مودب باشی و همزمان بهشون چیز یاد بدی

وقتی مثل آدم بزرگا رفتار میکنی ،مسئولیت بیشتر میاد گردنت، من اینو دوست دارم، من اینجا خب تا ابد که نمیمونم، میخوام روابط اجتماعی مو قوی کنم، میخوام زبانمو قوی کنم، میخوام صبورتر بشم، منو نباید چهار تا دختر کانادایی امریکایی اروپایی از پا دربیاره، در نتیجه وقتی استادم میبینه من جیگرشو دارم همش مسئولیتمو بیشتر میکنه

از طرفی بیورن دانشگاهم زندگی دارم...


از طرفی دارم به کانکشن و کلاسای مختلف رفتن و کار پیدا کردن بعد از درس میپردازم و به شدت درگیرم

با دوستای پسرم و بقیه دوستام دوست دارم خیلی محترم رفتار کنم و در نتیجه تنها بی ادبی من اینجاست.

میفهمین؟!


از طرفی رشته من یه مخلوط از سه تا رشته هست

و به شدت تحت فشارم گاهی

خودم انتخابش کردم

خودش از استادم خواستم اینو بده بهم

خودم کردم

دوسش دارم

ولی سخت هم هست.


از طرفی کاراکتر به شدت اجتماعیم باعث میشه تمام کارای اجتماعی و میتینگها رو تنظیماشو بدن بهم (بدون اینکه خودم بخوام حتی)، در نتیجه مخ آدم خورده میشه سر تنظیم خیلی چیزا با یه مشت آدم که هش حس میکنن طلبکارن و از همه سرترن.



در نتیجه ممکنه قاط بزنم

من برای خالی شدن فشار مشروب نمیخورم، beer نمیخورم، تو خیابون نعره نمیکشم، کلاب نمیرم که خالی شم، با مردم Randomly نمیخوابم، چون نمیخوام برای خالی کردن خودم، یه کار تهی انجام بدم.


میخونم

میبینم

درس میدم

سال دیگه منو میخوان کاندید معلم نمونه کنن تو دانشگاه

چون تنها دانشجوییم که حال میکنه با تدریس

نوشتن رو دوست دارم


مینویسم


بعدها میخوام activist  بشم


یه جورایی تحت فشارم


منم آدمم


تنهام، تو کشور غریب

خودم مریضی دارم


مشکلات خودمو دارم


نمیفهمین من چی میگم

باید جای من باشین


از طرفی

این خراب شده وبلاگ منه

به خودم اجازه میدم بنویسم


بچه ها

تو کانادا (و مسئله ای که تو ایران به شدت رنجم میداد) زشته بپرسی مریم تو قصد ازدواج داری با تقی؟


به منم حق بدین


من هیچ ایرانی ای دور و برم نیست


من تنها آدمی که دور و برمه از نظر ایرانی بودن


فقط و فقط خانواده و دوستای ایرانمن


من اینجا هر دو ماه هم با ایرانیا نمیحرفم، نه که نخوام، اصلا موقعیتش پیش نمیاد ،نمیبینم اصلا...


یهو یکی میاد عینننننننننن موقع ایران ازم میپرسه تو قصدت ازدواج بود یا سکس خالی؟


خب اصلا فکر کن من میخواستم با یکی هر شب بخوابم

واقعا این پرسیدن داره؟


من هرگز به خودم اجازه نمیدم از کسی بپرسم، من حتی از محمد نپرسیدم این چیزا رو ولی پسرا خیلی راحتن با این سوالا ظاهرا (این رفتارو از جدی هم دیدم به کرات)


من واسه خودم، واسه این آدم که الان داره مینویسه

واسه حریم خصوصیم به شدت احترام قائلم و ارزش، و همون حس رو به بقیه دارم


دوست ندارم چیزای عجیب بپرسین

یا دوست ندارم

ندارم.


من حس میکنم بعضی مخاطبام حتی به حقوق اولیه هم اشنا نیستن

درسته ما تو ایران زندگی میکنیم و کردیم و پلیس و بسیج و بقیه به خودشون حق میدن درباره لباس زیر ما و درباره اتاق خواب ما و ننه بابامون و سکسمون و اینکه قرص ضد حاملگی بخورم یا نه؟ هم نظر بدن

قرار نیست ما هم یاد بگیریم


میدونم کار سختیه

میدونم وقتی اموزش داده نشده

کار سختیه



ولی یه بار

یه روزی

یه نفر


اومد دعوام کرد

گفت تو نذار اون لجنزار تو رو توی خودش بکشه


تو متفاوت باش تا رشد کنی


اون آدم کسی نبود جز جدی


اول با من قهر کرد دو دقیقه، وقتی داشتم سکته میکردم برگشت گفت مریم، نذار اون مردابی که توشی تو رو بکشه توی خودش

نذار


و من نذاشتم

حرفش اثر گذاشت


یه بار وقت یداشتم غیبت میکردم پیشش گفت بسه


بعدها بهم گفت فکر میکنی من مثلا مومنم که میگم غیبت نکن؟

تو وقتتو نباید بذاری رو این چرندیات 


چون کل فکرتو معطوف خودش میکنه


بیکار که شدی برو کف اتاق دراز بکش و زل بزن به سقف

ولی کار چرت و پرت نکن


من حرفاشو اویزوون گوشم کردم

و رشد کردم

و رسیدم اینجا

آدم خفنی نشدم

اونجوری که باید قوی نشدم هنوز

ولی حداقل دارمم روی خودم کار میکنم


بچه ها

reaction های من بی دلیل نیست

واقعا این سوالا میره رو اعصاب


من وقتی 18 سالم بود

جوون بودم و دوست داشتم با پسرا برم بیرون


مامانم همیشه دعوام میکرد

میگفت میرن اسم میذارن روت ولت میکنن


و من همیشه میترسیدم ازینکار

مامانم همیشه میگفت آبروی ما رو میبری اگه اینکارو بکنی

مامانم راست میگفت


تو ایران با مکتب فکری اون مردم ،واقعا هم اگه خاله م منو با پسرا میدید حتما بد میشد

(همونطور که دختر خودشو پلیس با یه پسر گرفت مجبور شد به عقد اون پسر دربیاد)


مامانم حق داشت


ولی اینکه پلیس و نیروی انتظامی و هر ادم ریش داری کار داره به ما 

قرار نیست مام همون حق رو بدیم به خودمون و سرک بکشیم تو زندگی مردم


تو باید اینقدر وقتت برای خودت مهم باشه که حتی اونقدر نخوای هدرش بدی، که بخوای از مریم نامی بپرسی هدفت چی بود از دوستی


قبل پرسیدن سوال

از خودت بپرس:


پرسیدن این سوال چیزی به دانش من و به بهبود زندگیم اضافه میکنه؟

باعث خوشحالی طرف میشه؟

باعث ناراحتیش میشه؟


اگه میبینی فقط اتلاف وقته، نرپس

حداقل تو وبلاگ من نپرس.


همین


کل حرفم اینه


بابت اون بیان تندم هم معذرت میخوام


از فیدبک های بد از حرفای خسته کننده و بیهوده خسته شدم


هر سری صحبت میکنم با دوستا و اقوام ایرانیم، یه سری فضولیا میکنن (مثلا یارو دوست غیرصمیمیمه ولی مزخرفاتش باعث میشه کلا دیگه جوابشو ندم) و یه سری چرت و پرت تحویل میدن که دیگه واقعا دوست ندارم تو این وبلاگ همونا رو باز از مردم بگیرم.

یارو در حد یونجه نمیدونه درباره کانادا، ازونور داره اظهار فضل میکنه چرا ماهی 5000 دلار دولت بهت نمیده؟

یکی از رفقای ما اومده کانادا (بابای دختره مثلا، یکی که مثل من دانشجوئه و باباش توریستی اومده) بهت گیرین کارت دادن (اصلا کانادا گیرین کارت داره؟!!!) 5000 دلارم هر ماه بهش میدن

آخه ...کش از کدام خزانه؟

از کدوم خزانه بهم باید این کانادا پول بده؟

مگه ایرانی که یه شبه میلیاردر شی دولت بی صاحب باشه همین امروز یکی از ایران با چهارصد میلیارد تومن فرار کرد (نمیدونم صندوق چی بود)

که اینجا یا تو کشور دیگه ای پلو شویی کنه قصر بسازه.

آخه از کدام خزانه؟!!!!

متهم اختلاس صندوق فرهنگیان 'با دست‌کم ۴۰۰ میلیارد تومان بدهی از ایران گریخت'

http://www.bbc.com/persian/iran-41802722


دیگه به خاطر مامان بابا خواهر بقیه با یه مشت ادم حرف میزنی که تماما ادعا هستن....


دختره کونشو تکون نمیده یه گوگل کنه توی اینترنت 

پیام داده میگه مریم جان من یه نفرو پیدا کردم توی ام ای تی که میتونه جور کنه بیام ام ای تی، میگه غیرحضوری درس میخونه تو ام آی تی

آخه کسخل،

یکمی فکر کن

اون بی پدر مادری که بهت این حرفو زده اون دلاله

قاچاقچی

اون میخواد ازت 100 میلیون بگیره سرتو کلاه بذاره

یه همچین دوستای باهوش من دارم


اون اروپا رفته هاش ازین بدتر...

ملت تو یه فازی از بی خبری به سر میبرن و ازون خواب خوشم درنمیان لامصبا


امیدوارم منو بفهمین.

این بخش نظردادن رو باز میذارم تو این پست

دوست داشتین بهم بد و بیراه بگین تو این پست

هرچی دوست دارین انجام بدین


میخوام بدونین که واقعا و واقعا فحش دادن شما اثرش کمتره روی من تا که پرسیدن اون سوالا.


تموم.


  • یه آدم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">