خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Friday, 20 October 2017، 06:32 AM

نحوه پوشش اخبار در جهان

این ویدئوی تد رو دیدم و از خنده هوا رفتم، چون کاملا واقعی هست...


اولا که تد رو که حتما میشناسین


TED


تد یه برنامه عام المنفعه هست، که هزینه ش از جیب آدمای خیر تامین میشه و هرکیم میاد توش حرف میزنه پولی نمیگیره

و درباره مسائل مختلف توش صحبت میشه


این ویدئو:

AlisaMiller-چطوری اخبار در جاهن به سمع و نظر مردم میرسه و پخش میشه


این دختر تعریف میکنه

میگه این نقشه جهانه:



و این چیزی هست که به خورد مردم امریکا داده میشه



اینجا واضح تر نشون داده:



البته همین شبکه خبری ایران خودمونم دست کمی ازین نداره


دخترای کانادایی خیلی شبیه این خانومن:



هم از نظر قیافه

هم وقتی پا میذارن به بیست و پنج

دیگه الزاما این جوری میشن


شهر ما و شهرای کوچیک که همینه...


ولی همشون بامحبت و قوی هستن.


من همنشینی و رفاقت با دخترای کانادایی رو صد در صد ترجیح میدم به پسرای کانادایی!


یا میگه

وقتی تو کل دنیا یه عالمه اتفاق افتاده بود

تو کانادا کل خبرگزاریا مشغول کاور کردن خبر مرگ انا اسمیت بودن:



یعنی اینو که گفت منم هوا رفتم!!!


تهشم گفت والا کاور کردن امثال بریتنی



برای امریکا و خیلی کشورای جهان راححتره، برای همین اینارو کاور میکنن


بعدم میگن چرا دانشجوهای گرجوئت و لیسانس بی سوادتر دارن میشن...


بیخود نیست که هفت درصد ادمای بالغ امریکا فکر میکنن شیرکاکائو از گاو قهوه ای به دست میاد...


https://www.peta.org/blog/american-adults-think-chocolate-milk-comes-from-brown-cows/




بعدم میگن چرا دنیا به سمت نابودی میره...


***


یکی از دلایلی که باعث شده از دنیای دانشگاه بخوام بیام بیرون، اینه که چند تا محیط دانشگاهی مختلف رو تجربه کردم تو دنیا

و یه چیزایی توی دنیای اکادمیک هست که باعث میشه قانع نشم از بودن توی اینجا و بخوام اینده م رو شکل بدم:

1. اینکه دنیای اکادمیک اول یه کارو میکنه، بعد برای اون یه شکل و سوال مطرح میکنه. در حالی که اول باید مشکله مطرح شه بعد براش جواب و راه حل پیدا بشه، عملا آدم حس میکنه سر کار گذاشته شده. به نظرم باید ادم تا لیسانس بخونه، بره بیرون کار کنه سه سال، بعد برگرده فوق بخونه، باز بره بیرون 4 سال کار کنه، با کلی هدر رفتن وقت هم اگه در نظر بگیریم، میشی 29 ساله، بعد برگرد دکتراتو بگیر....

تا 33 دکتراتو میگیری

باز میری کار میکنی ولی اینجوری مزایا زیاده، اولا میدونی مارکت چه خبره، در ثانی کار کردی، میدونی پول دراوردن چجوریه، پول جمع کردی، خیلی چیزا... رفتارو معاشرت یاد گرفتی.... 

ایده داری

سوال داری توی ذهنت

اکادمیک تو رو جلو نمیبره و دنبال خودش نمیکشونه

تو اونو میکشونی دنبال خودت

تو محیط Safe دانشگاه نیستی همش. محیط دانشگاه خیلی امن هست، ادم رو با دنیای واقعی اشنا نمیکنه....

دنیای واقعی فرق داره...

برای همینه که مهاجرا، ایرانیا خیلیا، حتی کاناداییا، میشینن همش درس میخونن، چون یه دوره ای رو میتونن با بی مسئولیتی سپری کنن، و این مسئولیتگردن گرفتن زندگی رو یه چند یالی عقب بندازن جالا واسه بعد خدا بزرگه...


2. رفتاری که از دانشجوهایی که مدتهاست تو دانشگاهن و استادا میبینی، متفاوته با دنیای واقعی


مخصوصا تو علوم پایه

تو ایران که فاجعه هست


تو ایران، اگر به من ماهی 5 میلیون میدادن میگفتن برو شریف دکترا بگیر، نمیرفتم.


اون فلسفه ش مفصله.


اینجا خیلی مودبن، پروفشنالن، بچه نیستن، نایسن، ولی باز فرق داره.


مخصوصا تو علوم پایه انگار با بچه های اول ابتدایی طرفی، همش میخوان خودشونو به هم ثابت کنن (منم این اخلاق گند رو گرفتم تو این چندین سال)، همش میخوان بگن ما بهتریم، نی نی ان، همش میخوان بگن به ما توجه کن، روابط اجتماعی داغون... داغون... حسود.... اصلا دلت میگیره... باز صد رحمت به کاناداییا، خیلی نایس تر و غیرحسودتر هستن و برای خودشون زندگی دارن، هندیا رو هم دوست دارم، بهترن، ولی جو جالبی نیست.

آدم باید اونقدر قوی بشه که چیزای کوچولو باعث نشه جوگیر بشه و هول کنه و همش بخواد خودشو نشون بده، 

ولی تو اکادمیک مخصوصا علوم پایه خیلی جوگیرن، خیلی جوزده میشن.

من قوبل دارم که باید جودی ابوت درون ما با کوچکترین خوشحالی و موفقیتی خوشحال بشه و ذوق کنه، ولی نه که جوگیر شه یا پز بده یا هرچی.

اینجا طرف یه مقاله زپرتی با ایمپکت 2 میده فوری میگه من یه مقاله با ایمپکت 3 دادم!


حالا من دو سه سال قبل مقاله با ایمپکت نزدیک سه چاپکردم خودم تنهایی، یکم بعدشم اون یکی مقاله ام با ایمپکت 5 چاپ شد، ولی خدا شاهده هرگز به روی کسی نیاوردم. بچه ان... و بچه بودنشون خسته کننده هست، یا برای بالا کشیدن خودشون ارزش کار اونایی که از گروه مدتهاست رفتن رو پایین میارن

پسره قبلا 2 تا مثاله با ایمپکت 16 داده تو گروه ما، 5 سال قبل رفته.

الان میگن نه اون موقع چون ازین کارا نمیکردن و این ساتارت زده برا همین چاپ شده وگرنه کارش مالی نیست...

خب اسکل یارو کارش جدیده بوده، قبل ازون به عقل کسی نرسیده...


از کوچیک بودن ذهن مردم، از بچه بودن ادما تو محیط اکادمیک خسته میشم، مخصوصا وقتی با بچه های علوم انسانی مقایسه شون میکنم... 


یه دلیل اینکه بیرون کلاس و وورکشاپ میرم همینه

فرصت پیدا میکنم که با غیرعلوم پایه ایا در تماس باشم ببینم چجورین

همه ما ادمیم 

نقص داریم

حسد و عشق و قدرت طلبی داریم


ولی کم و زیاد داره و متاسفانه یا خوشبختانه رشته آدم دخیل هست تو این قضیه.

انگار ادمایی که مهارت اجتماعیشون صفر هست یا عقل اجتماعیشون و هوش هیجانیشون صفر از بیست هست اومدن علوم پایه میخونن.


تو علوم انسانیم درب و داغون داریما...

چند تا تو کانادا، تو استانهای مختلف میشناسم.

ولی تعدادشون کمتره.

و این قضایا به تربیت هم ربط داره، به اینکه چقدر دنیا دیده ای هم ربط داره.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">