خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

Thursday, 19 October 2017، 02:58 AM

تدریس توی کلاسای اینجا

بعضی وقتا خدا رو شکر میکنم به خاطر این فرصتی که بهم داده، اینکه اینقدر عقلم داره رشد میکنه، که بدون ترس از ناراحت شدن یا خوشحالی کسی میتونم بنویسم.... برام دیگه مهم نیست که کی میخونه کی نمیخونه کی فهمیده وبلاگم چیه کجاست و ....


***

تی اییم تموم شد، امروز

امروز رسما تمام استخونام درد دارن...

به شدت خسته ام...

و نمیتونین درک کنین تی ایی چقدر سخته... توی آزمایشگاههای شیمی... 

تا وقتی که انجامش بدین...

تی ایی مثل توتوریال و تی ایی کورسای مهندسی نیست

تی ایی وحشتناکه تو گروه شیمی...

البته بنده تو تابستون تی ایی کردم...

هر روز 2 تا سکشن 5 ساعته، هر هفته 5 روز، هر روز علاوه بر اون دو ازمایشگاه مراقب یک الی دو امتجان 4 ساعته بودن، و شبا باید بشینی برگه ها رو تصحیح کنی... و این برنامه برای چندین هفته ادامه پیدا میکنه... شنبه ها هم میری مراقب 3 تا امتحان میشی... در نتیجه این چیزا دیگه داره برای من عادی میشه...


***


راستی، تی ایی کردن توی کانادا، سابقه کار کانادایی محسوب میشه.

من اینو خبر نداشتم، از یه منبع مرتبط و معتبر پرسیدم...

خدا رو شکر سابقه کار کاناداییم دارم....


***

من بعضی وقتا ازینکه جامعه اینقدر این غالب مردهای کانادایی (جنس مذکر) رو گیج و بی دست و پا و آدمی که نمیدونه الان باید چه تصمیمی بگیره و حراف و کلا شبیه جنس مونث ایران بزرگ کرده تعجب میکنم!

یعنی اینا قابلیت اینو دارن که ساعتها بشینن و سبزی پاک کنن و درباره شوهر اقدس خانم و نازا بودنش صحبت کنن...

میتونن بشینن ساعتها نصیحتت کنن، عین زنهای ایرانی بهت گیر بدن، تو رو به رعایت عفاف و حجاب دعوت کنن...

من ابدا دوست ندارم پسرام اینجوی بزرگ بشن...

برای من شکست محسوب میشه... نمیگم همشون، ولی بیشترشون اینجورین...

این چه وضعشه...


پسرای ایرانیم از وقتی اینجا موندن شبیه اینا شدن...

فکر کن یه سری اخلاقای ناجوری که ماداریمو نگه داشتن، اخلاق اینا رو هم گرفتن... ببین چه فاجعه ای شدن...


خیلی متحیرم....


***


جالبه، هر وقت تو دانشگاه ما سمینار برگزار میشه، ایرانیا تنها آدمایین، که همشون! همشون یا دارن با هم حرف میزنن یا با گوشیاشون بازی میکنن.... یا که فوری میزنن بیرون.. اول میان خودشونو نشون میدن بعد میرن بیرون...

من از تربیتمون هر روز متعجب تر میشم

از تربیت یه دست و کمونیستی و اینقدر در عجله و اینقدر بدحواس و اینقدر کلک بزن و در رو و بپیچونمون خیلی متعجبم...


من مطمئنم تو ایران آدمای درست جسابی ایرانی خیلی بیشتر پیدا میشن اتفاقا خز و خیلا خیلیاشون اومدن خارج از ایران...

بخدا من تو ایران ایرانیا بهتری دیدم....


ایرانیای اینجا مشکلات ایرانیا رو دارن + یه چیزای جدیدم ازینا یاد گرفتن (فقط اخلاقای منفی) + مهاجرت پدرشونو دراورده و عصبیشون کرده....

یعنی بخدا شوهر خوب و زن خوب تو ایران راحت تر پیدا میشه...

قبلنم تو یه پست تضیحش دادم...

ایرانیای اینجا عصبین

انگار طلبکارن

دعوا دارن

من بعضی وقتا دلم برای اون بسیجی های مخلص دانشگاهمون تنگ میشه


درسته راهشون کجه

ولی در عوض کارشون درسته، پایبندن به یه سری چیزا

ایرانیای اینجا به راستی از اونجا رونده از اینجا مونده ان...

خدایا شکرت از اول قاطی این جماعت نشدم (از تجربه زندگی تو اروپام میاد این قسمت)


خلاصه اوضاعیه

قدر دور و بریاتونو بدونین


یه کلنگ و یه صبا دختر بهاری رو با خیلیا اینجا عوض نمیکنم... حتی مجازیشونو....


اگه قرار باشه مشت نمونه خروار باشه، از نظر اخلاقی باید ایرانیا آدمای بدی به نظر بیان بین کاناداییا....

برای همینه اینجا کار پیدا نمیکنن

منزوین

همینطور بیشتر مردم خاورمیانه...





نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">