خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I am here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

چی بگه آدم
چرک نویس های یه دختر که گاهی بی ادب میشه
با مخاطبایی که بی ادبن خیلیاشون :))))

من همیشه سعی میکنم به کشورم، به کل خاورمیانه حتی، افتخار کنم.


در نتیجه دوستام و دور و بریام میدونن که ناراحت میشم اگه به ناحق حرفی بزنن پشت ایرانیا یا مسخرشون کنن.


من خیلی افتخارم میکنم به کشورم و مردمش (اینجا رو نبینین شب و روز خودمونو به باد انتقاد میبندم، به هر حال همه مون ایرانی هستیم، ولی بیرون اینجا، من ایران رو دوست دارم و سعی میکنم نکات مثبت اون کشور رو بگم چونکه ما نقاط قوت هم زیاد داریم).


خلاصه


یه روزی

وقتی آلارم زده شد و ما همه پریدیدم بیرون


به دوستم گفتم میدونی چی کانادا رو کانادا میکنه و ایران رو ایران؟


مگه بین مردم فرقی هست؟!

من همونم که بیستو چند سال گذشته رو ایران بودم و الانم کانادا.

واقعا از نظر فیزیکی، یا مثلا آسیب رسانی یا خیررسانی یا تلاش و فعالیت بین من و کانادایی مگه تفاوت زیادی هست؟!

گفت نه.

گفتم فرق دقیقا از این قضیه میاد که اگه تو بعضی قسمتهای ایران آتیش بلند بشه، اولا انقدر بد ساختنش که اصلا اتش نشانی هم دستشرسی نداره و هفت هشت تا آتش شنانی تو راه رسیدن به اونجا کشته میشن

بعدم تا دقیقه نود به ما خبر نمیدن که آتیش هست!


ما تا وقتی آتیش رو تو اتاق بغلی نیبینیم قضیه رو جدی نمیگیریم!


بعدم که دیگه آتیش میاد و همه مونو نفله میکنه میره پی کارش.


دیگه نگفتم که ما اصلا fire alarm نداشتیم تو دانشگاهمون تو دوره لیسانس و فوق لیسانس....


اینجا سه ارگان درجا ظاهر میشن در صورت بروز هر الارمی!

1. پلیس

2. اتشنشانی

3. نیروی امداد بیمارستانی


تو ایران تو با سوختگی 98 درصد ببرنت بیمارستان اول میگن برو 5 میلیون واریز کن بعدا بیا.


تو ایران اصلا خونه ها fire alarm ندارن.

باشه هم به سیستم مرکزی وصل نیست مثل اینجا...

البته تو خونه های قدیمی اینجا هنوز صابخونه ها تنبلی میکنن به سیستم مرکزی وصل کنن خونه رو.

ولی خب خیلیام اینکارو کردن.

ساختمونای جدید که حتما دارن....

فرق تو اینه


ولی خب اینا رو نمیشه گفت...



  • یه آدم

کانادا

نظرات  (۱)

  • اندرومدا
  • تو سالن مطالعه بودم دو ساعت پیش یهو آژیر آتیش بلند شد، باور نمیکنی بگم از سی نفر ی نفر تکون نخورد ! فقط تا در باز شد همه نگاه کردن ببینن اونی که اومد تو چی میگه، اونم هیچی نگفت و بقیه سرشون رو کردن تو کتاب.  نیم ساعت بعد رفتم بیرون دیدم عه واقعا ی چیزی آتیش گرفته بوده :)) خیلی خنده دار بود، جالبه همزمان شد با مال تو
    پاسخ:
    میبینی
    بهت میگم یه بخشی از اون مشکلات به فرهنگ مردم ما هم برمیگرده...

    خیلی باحال بود
    همزمان شده با نوشتن من!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">