بیرون دروازه بهشت

این دختره باز برگشته، کلی فکر کرده نسبت به این قضیه

بیرون دروازه بهشت

این دختره باز برگشته، کلی فکر کرده نسبت به این قضیه

Tuesday, 4 April 2017، 06:54 PM

طلسم شدگان-1

شهریور اون سالی که قرار بود اول دبیرستانو شروع کنم و زندگی پرمشقتم (یعنی خوندن رشته ای که حالم ازش به هم میخورد و قرار بود تو دوم دبیرستان ادامه بدم، همون علوم تجربی، به خاطر زیستش البته) ادامه بدم، یادمه وقتی مامانم داشت قانعم میکرد (خر میکرد در واقع، ولی اینو گفتم واضح ننویسم که یه روزی یه وقتی ملت نگن این چقدر بی ادبه!!! مثل جدی که هر روز 3 بار بهم میگه، بخدا، صبح و ظهر و شب بهم میگه تو بی ادبی!!!) منو که میری دبیرستان و درس میخونی و میری دکتر میشی یا میری علوم ازمایشگاهی میخونی و ازین حرفا، یهو شبکه تهران رو گشودم.

و دیدم که عههههههه

بازیگر محبوبم

همانا زیبا بروفه 

و به علاوه مهدی هاشمیییییییی

و همینطور حمیرا ریاضی با اون چشمای درشتش اومدن نشستن یه فیلم بازی کردن که اسمش طلسم شدگانه!!!

منم گفتم چی ازین بهتر؟!

مثل الان اینترنت نداشتیم ما!! ته تهش من میرفتم از کتابخونه شهرمون 2 تا کتاب هر دو هفته میگرفتم!!!

اونو هم گفتن باید استعلام کنیم من سری اول رد شدم! تو استعلام! برای گرفتن کتاب!!!! گفتن بابابزرگش و باباش و همه اجداداش سوء پیشینه دارن!!!

اون موقع من فکر کنم ابتدایی بودم!!

بهم کتاب ندادن!!

رفتم شوهر خاله مو اوردم که کارمند نهادهای دولتی بود و اون بنده خدا سیبیلشو گرو گذاشت!!!!

خدایا شکررت ازونجا اومدم بیرون حداقل بچه هام مثه خودم عذاب نمیکشن!!!!!!


بگذریم...


خلاصه

نشستم از قسمت اول دیدم

من کلا فیلمی که بتونم از قسمت اولش ببینمش (سریالی که) خیلی حسش برام خوبه.

اون موقع اینترنت نبود که بری قسمت اولو دانلود کنی ببینی

مثل الانم نبود که به قول کلنگ عمو عزت فیلمای سال 60 رو با اون مانتوها و اپل ها و شلوارا پخش کنه.

اپشنی نبود

قسمت اولو اگه از دست میدادی

میدادی!!!!


خلاصه

نشستم دیدیمش

با مامانم.


(من بی اندازه مامانمو دوست دارم، بی اندازه، شبایی که بیمارستان میموندم پیشش، انقدرررررررر دلم کباب میشد براش که تا صبح نمیخوابیدم و یواشکی گریه میکردم، اینکه یه چیزی از مامانم میگم ربطی به دوست داشتنش نداره. من عاشق خانوادمم، الان مامانم کلیه بخواد خدای ناکرده، من فکر نمیکنم که، میرم ایران در جا کلیه مو بهش میدم، عاشق مادرمم).


سریاله اینجوریه:

یه دختری که داره هنر میخونه (زیبا بروفه)، با یه پسری که سطح مالیش عادیه، ولی دکترای علوم ازمایشگاهی داره، تصادف میکنه (سکانس مسخره همه فیلمای رمانتیک جهان!!! من جمله لالالند!!! که مشابهش اتفاق افتاد!!! یعنی همه جهان تصادف کردن اشنا شدن؟! پس دوست پسر من و بقیه پسرا هویجانه با من آشنا شدن؟!)

خلاصه تصادف میکنه و با پسره اشنا میشه و پسره میفته دنبالش

ازدواج میکنن!!!!!!!!!

بسم الله!!

ولی این وسط کلی اتفاق دیگه میفته

مثلا

دختره قبلا با یه لات یه لا قبا (شهرام حقیقت دوست) ازدواج کرده بوده و طلاق گرفته بوده، ازین سوسول بازیا که بچه پولدارای تهران دارن، یعنی بک گراند هر پسر و دختر بالاشهر تهران رو وارسی کنی قشنگ دو تا سه تا ازدواج ناموفق ازش بیرون میاد، یکیش همین جدی، واااااااااااااایییییییییییییییییییی من چقدرررررررررر حالم ازین گشادای پولدار به هم میخوره).

خلاصه

حرص نخورم

خلاصه دختره این قضیه رو به این دکترای علوم ازمایشگاهیه نمیگه اول ازدواجشون (پسره همون امین زندگانیه، اون چش رنگی چندش)

این وسطا

بابای دختره fake از اب درمیاد

باباش نبوده

بابای واقعیش

اصلا یه اوضاع قمر در عقربی میشه که نگو (نشون میده نصف پولدارای تهران باباهاشون واقعی نیست). بچه ها ازین حرفام ناراحت نشین، یه بخشیش از شناختم نسبت به اونا میاد (لیسانسمو یه جایی بودم که اونا رو زیاد میدیدم +دوست پسرم و دوستاش)، قسمت بعدیش شوخیه. به دل نگیرین. حالا انگار کدوم تهرانی پولداری الان بیکار نشسته جلوی وبلاگ مسخره من و داره چرندیاتمو میخونه!!!


وای خدا باز ازین جدی بدم اومد!

بگذریم.


خلاصه

دختره اون وسطه یهوووو all of a sudden نامادری دار میشه

معتاد میشه

بلا بلا بلا


چرا این فیلمو دوست داشتم؟!!


در پست بعدی براتون میگم 

فعلا باید برم سراغ محلولاام که الانه unfold بشن!!!

باییییی!

نظرات  (۱)

  • کلنگ سرسخت
  • اون قسمت که امانت کتاب استعلام کردن و رد شدی خیلی خوب بود ......
    خخخ
    من زمان کنکور کتاب قرض گرفتم از کتابخونه سه ماه نبردم بدم   هزارتومن جریمه شده بودم!
    با یه کلنگ بازی پیچوندمشون
    پاسخ:
    زندگی واقعیمه...

    خوب کردی کلنگ!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">