خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I'm here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I'm here for a good time

خنگول نامه های یه دختر
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۵ ق.ظ

ایرانیا

امروز داشتم فکر میکردم

که این ایرانیا از وقتی که اومدن

حتی یه ذره توی این 4 و نیم ماهی (فکر کنم وسط اگوست اومدن) نتونستن با این محیط وفق پیدا کنن.

خیلی عجیبه.

دلیلش رو هم در بیگانه بودن محیط میبینم (مشکلاتی بود که خودمم داشتم) هم در اصرارشون بر وفق نیافتن میبینم هم در خودخواهی شون میبینم (البته یکیشون کمتر از اون یکی خودخواهه)

هم توی حرف گوش نکردنشون میبینم

مثلا اینها من رو دارن. من از جون و دل کمکشون کردم و میکنم. ولی اصلا و ابدا دل نمیدن.

یا بعد 4 ماه هنوزم که هنوزه میان و جلوی همه باهام فارسی صحبت میکنن.

یا مثلا همش میخوان برای این و اون ریاست کنن و اون جمهموری اسلامی درون رو بروز میدن

یا خیلی دیکتاتورن

یا همش میخوان از مشکلاتشون و از بدبختیا حرف بزنن البته همه ما این اخلاقیات رو داریم

یا خیلی دو رو هستن

یا خیلی نفهمیم ما

نمیفهمیم کی خیر ما رو میخواد کی نمیخواد

یا مثلا خیلی غریبه پرستیم

عقده ای هستیم


آدمای دیکتاتوری هستیم


دوست پسر من دیکتاتور نیست و بزرگترین دلیلش هم اینه که توی چند تا کشور زندگی کرده و اینقدر توی خودش تجدید نظر کرده که ادم قابل تحمل و خواستنی ای هست


اینو فهمیدم به مرور


که مثلا:

ما ایرانیا یه سری اخلاقای مشترک داریم که یکیش همون غر زدنه یکیش همون بقیه رو نردبون کردن و با بی معرفتی بالا رفتن ازشونه، یکیش نژادپرستی وحشتناکمونه. مثلا این دختر تهرانیه داشت میگفت: المانیا بهترین بهترین ها هستن و بیخ ود نیست که نژآد برترن. ما آذری های تهران یهم نژاد برتریم چون که ما ترکیم و ترکها هم میرسن به المانیا و ما تنها اریاییای دنیا هستیم.

اینو که شنیدم

فقط ترسیدم زندون بندازنش.

یا مثلا ما خاورمیانه ایا چون توی منطقه ای بزرگ شدیم که خیلی دیکتاتورشیپ وحشتناکی در طول هزاران سال گذشته داشته، و شرایط ما سخت بوده، در نتیجه حس میکنیم همه حق ما رو خوردن.

یا خیلی طلبکاریم از همه

یا مثلا هممون دیکتاتور هستیم

همش میخوایم کنترل کنیم همه رو.

یا مثلا ایرانیا از همه فرارین و نمونه اش همین دو تا دختر گروه منن که از هم فرارین با اینکه بغل هم میشینن.

همین اخلاقای مشترک بین ادمای کانادا و همه کشورا هم هست چون نوع حکومت و محیط زندگی و فرهنگ توی روحیات اثر میذاره


ولی همچنین متوجه شدم که هر آدمی دنیای مجزایی داره.

هرچی سواد و شعور و شخصیتت میره بالاتر، هرچی بیشتر ادم میبینی توی زندگیت، هرچی بیشتر با آدمها سر و کار پیدا میکنی

هرچی بیشتر کار میکنی با ادمها هرچی بیشتر میری سفر

دنیات بزرگتر میشه


هرچی بیشتر خودت رو فشار میدی که بیشتر وفق پیدا کنی ازون ورژن خودخواه و خودبرتر بین و نژادپرست و بدبخت خارج میشی.

هرچی بیشتر سعی میکنی محدودیت ها رو بذاری کنار، توی درون هر آدمی زیبایی های خودش رو میبینی


و همه آدمها رو دوست خواهی داشت.


هرچی بیشتر آدمها رو دوست داشته باشی دنیا بیشتر به روت میخنده.


کلا زندگی همینه.

کوتاهه

و مثل یه خواب.


زود تموم میشه.

این دو سال توی یه چشم به هم زدن تموم شد.


  • Blah Blah Blah Girl

نظرات  (۲)

  • امیرمسعود
  • خیلی پست خوبی بود. واقعا وقتی خوندم و تموم شد و بهش فکر کردم بعد مدتها حس کردم یه متن خوب خوندم که به معرفت و شعورم اضافه کرده. 
    زندگی کوتاهه و ارزش این همه حرص خوردن و زندونی کردن خودت و بقیه رو نداره ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">