خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I'm here for a good time

خنگول نامه های یه دختر

I am not here for a long time, I'm here for a good time

خنگول نامه های یه دختر
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ب.ظ

دختر همسایه مون

ما تازه اومده بودیم این خونه


من یه عموی خوشتیپ سکسی دارم که واقعا نازه، خودش، حرف زدنش، قیافه ش، کلا هر کاری میکرد ما اینو دسته جمعی میگرفتیم میخوردیمش و بهش تجاوز میکردیم خخخخخخ

حدود بیست و سه چهار سال از من بزرگتره.

یادمه که تازه اومده بودیم این خونه جدیده


من کودکی یازده ساله بودم

عمو داشت پیر میشد

زن نداشت

علاف میچرخید

و وقتهای بیکاریشو میومد با ما یه قل دو قل بازی میکرد


کلا عموهای من ارثیه های بابامن و احساس میکردم اینا همه مال منن

حتی دوستاشون

با این عموم بزرگ شده بودم و دوسش داشتم

این هیجان زیاد یه بخشیش از عموم میاد. خیلی منو رشد میداد و بهم میدون میداد و سوارش میشدم


مثلا یه روز در هفته مبحث شیرین گاز گرفتن دستش رو داشتیم


من مثلا یه گوریل با قد 163 بودم ولی هنوز سوار این بدبخت میشدم


بگذریم


یه روز رفتم


بهش گفتم عمو!!!! میخوام برات زن بگیرم


گفت یوووووهههووو یکی به ما توجه کرد

کیه؟!


گفتم دختر ناظم مدرسه!!


یه دختر گیتاریست بود که هنر میخوند و چون عموی من به شدت احساسی و سکسی بود 

اقا رفتیم خونه اینا الکی (من با هزار بدبختی یه قرار گذاشتم) که بریم دختر اینها رو ببینیم 


رفتیم

بهش گفتم اره من میخوام نقاشی یاد بگیرم (مامانم نمیذاشت، خودش نقاشی کار میکرد و میگفت تو کار نکن!!!) 


خلاصه دختره رو عمو دید


عاشقش شد!!!

همونجا جلوی باباش ازش شماره گرفت


اون موقع ها تلگرام و اسکایپ نبود که

تلفن بود


دختره خوابگاه بود جنوب ایران


عمو و اون هر روز به هم زنگ میزدن


تا که دختره از ارزوهاش میگه یه روز

که دوست داره هنرو ادامه بده خواننده شه


عمو میگه اوکی!


یه روز بهش زنگ میزنه و میبینه یکی گوشی رو برداشت و گفت اقای محترم شما همین الان باهاش صحبت کردین چی میخواین؟!

عمو میگه من دیشب زنگ زدم!

بعد از دختره میپرسه که چی شده؟!

دختره میگه که هیچی!!

به تدریج عموم یمفهمه که دختره داره با یه مرد دیگه توی  جنوب قرار میذاره.

دلش میشکنه

ازش خداحافظی میکنه.

خیلی کازرش زشت بود ولی دیگه ادما فرق دارن.

ولی من اهمیتی ندادم!

دوستیمو با دختره حفظ کردم و با عمو!

یه دلیل اینکه من پسر سیاه میاه دوست دارم اینه که عمو و بابام و همه تو فامیلای ما سفیدن (به جز پسر خاله سکسیم :))) که از من 30 سال بزرگتره) و من باید به سیا میا ها بدم.

نمیشه با یکی که شبیه اعضای خونواده ش هست ادم بخوابه.

خلاصه 

عموی من خوشتیپ و سکسیه :)))


دختره منو دوست داره چون من قلبم مهربونه و دوست داشتنی ترین پسر بالغ دور و بر خودم رو خواستم براش مچ کنم :))))


البته اینجام ازین کارا میکنم


یکیش رفیق مهربونم هست که امریکا زندگی میکنه و خواستم با یه دختری که کاناداست مچ کنمش

گفت دوریم از هم!!! نمیشه

دختره هم رفیقمه!

مهم نیست!

  • Blah Blah Blah Girl

نظرات  (۳)

https://soundcloud.com/yaghubi-reza/kouros-dokhtare-hamsayeh-mp3
پاسخ:
اینو شنیدم!
دوباره گوشش میکنم!
 دختر همسایه تون کدوم بود😀
پاسخ:
:)
پس دستی در کار خیر هم دارید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">